تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: سوال 1
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
ایا میدانیدهر نوع وابستگی ناسالم ،افکار یا رفتار ناسالم که در زندگیتان داشته اید همگی زاییده فکر بکر خودتان بوده است؟توضیح دهید
بیماری من طوری بود که همیشه دیگران را باعث مشکلات خودم میدانستم و میگفتم اگر مثلا پدرم باعث شد که من به ارزوهایم نرسم اگر او مرا درست تربیت میکرد وشرایط اقتصادی و اجتماعی خوبی برایم فراهم میکرد من اینجور نمیشدم و اگر.....من همیشه در اگرها و چرا ها بودم و در هر وابستگی به جنس مخالف در کل روابط ناسالم دیگران را مسول میدانستم و فکر میکردم که انها از من سوئ استفاده کرده اند و احساس قربانی بودن میکردم و حتی خیلی وقتا خداوند را باعث مشکلات و دربدر یهایم میدانستم ولی امروز به این درک رسیده ام که این فکر بکر من باعث بوجود اوردن مشکلات در زندگیم شده چون من گرفتار بیماری وابستگی بودم ودر برابر ان عاجز و ناتوان...
ایا میدانیدهر نوع وابستگی ناسالم ،افکار یا رفتار ناسالم که در زندگیتان داشته اید همگی زاییده فکر بکر خودتان بوده است؟توضیح دهید

بله خوب میدونم ،ترس زیاد یه جاهایی خیلی بهم ضربه زده که خب فقط و فقط به خاطر افکار خام خودم بوده ،همین الان هم نگران زندگی اطرافیان خودم هستم که خب باید بپذریم که عاجزم اما گفتن این جمله با زبون راحت هست و باید بیشتر روی خودم کار کنم تا به باور برسم.
من فکرمیکنم بخاطر لطماتی که دردوران کودکی داشتم ودرادامه راه قبول وباوری که از این لطمات درزندگی ام باعث شدکه این نواقص را بعنوان خصوصیات اخلاقی خود باورکنم وبپذیرم که رفته رفته این نواقص درمن بزرگ وبزرگتر بشود وتمام درون من راپرکند ومن بدون اینکه بدانم از روی نادانی این نقائص را بعنوان ارکان اصلی زندگیم قراردهم .
به نظر من درست نیست که همیشه انگشت اتهام روبخودمون باشد .واقع گرا باشیم ولی محیط واطرافیان نیز بی تاثیر نیستند به خصوص در کشور ما
Fبله تا حدود زیادی توی مشکلات خودمون مقصریم اما دسته ای از مشکلات هم هست که ما توش فقط نقش قربانی رو بازی میکنیم نه مقصر! (به خاطر شرایط اجتماعی اقتصادی و فرهنگیمون)
بله. فکر و خیالت من منو فلج کرده بود ف فکر این که اگه فلانی نباشه من نمی توانم زنده بمونم و زندگی کنم، اگه فلان وسیله را نداشته باشم نمی توانم خوشحال و شاد باشم، اگه فلانی با من معاشرت نکنه من تنها می مونم و امثال اینها . همه و همه از فکر من نشأت می گرفتند.
نه من نمیدو ستم سلامت عقل ندارم همه مشکل داشتندبه جز من همه مقصر بودن به جزمن افکار گندیده مال خودم را نمی دیدم روزنه ذهنم باز شد وبا خودم اشنا شدم وافکارم رو به تغیر سا لم
ل 1

ایا میدانیدهر نوع وابستگی ناسالم ،افکار یا رفتار ناسالم که در زندگیتان داشته اید همگی زاییده فکر بکر خودتان بوده است؟توضیح دهید

بله افکار منفی ناشی ازترس قضاوت دیگران و طرد شدن نشات از فکر نادرست من داشت
مخصوصا زیاد بزرگ کردن ادمهای اطرفم و ترس از اابروریزی و بیشتر مقصر دونستن خودم و درمواقعی هم اطرافیان را مقصر ناراحتی و اتفاقات زندگیم میدونستم که این عوامل باعث میشد تمام انرژژی من صرف این فکرهای منفی و خیالی بشه
ولی وقتی ااگاهیم بالا بره و بدونم همه چیز تواین دنیا نسبی هستش کمتر به خودم ااسیب میزنم
لینک مرجع