تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: معرفت
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
کوچه ای را بود نامش معرفت ...
مردمانش با مرام از هر جهت ...
سیل آمد کوچه را ویرانه کرد ...
مردمش را با جهان بیگانه کرد ...
هرچه در آن کوی بود از معرفت ...
شست و با خود برد سیل بی صفت ...
از تمام کوچه تنها یک نفر ...
خانه اش ماند و خودش جست از خطر ...
رسم و راه نیک هرجا بود و هست ...
از نهاد مردم آن کوچه است ...
چونکه در اندیشه ام اینگونه ای ...
حتم دارم از بچه های آن کوچه ای ...
« بي معرفت »
جز با تو دل را عاشق فردي نكردم
با هيچكس غير از تو همدردي نكردم
باچهره گرم و بهارين تو اي گل
چون سيلي باد خزان سردي نكردم
كنج اتاق شعر با يادت نشستم
در كوچه‌هاي هرزه ولگردي نكردم
گفتي به ناز و عشوه:« مارا بوسه اي كن»
لب را جلو يك لحظه آوردي نكردم ؟
با آنكه آزردي دلم را و شكستي
آن بي وفائيها كه مي‌كردي نكردم
تندي نمودي و جفا كردي و رفتي

بي‌معرفت! من با تو نامردي نكردم
معرفت درگرانیست به هر کس ندهندش//پرطاووس قشنگ است به کرکس ندهندش
ای ڪودڪ...
ڪفشهایتـ را نپوش...
تلاش تو براے بزرگـ شدنت
غمگینم میڪند...
ڪودڪـ بمان، کوچک بمان
من در بزرگـ شدنم، دردهایـے دیدم
ڪه ڪوچک کرد بزرگـ شدنم را...



طراحی فروشگاه اینترنتی
لینک مرجع