تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: » بی تابانه ها »
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه ها: 1 2
کجاها رفته بودی؟میخونه یا معبد؟

- رنج ما قوی تر از مشروبه! رفته بودم توی ناممکن!
هر دل که طواف کرد در مجمرعشق
هم سوخته شود به آخر از اخگر عشق
این نکته نوشته اند بر دفتر عشق
سر دوست ندارد آنکه دارد سر عشق
گاهی فقط گاهی
با یک نگاه...
با یک نفس شاید
مواظبم بودی
پس بگذار و بگذر
نگران من نباش
خواستی بیا و مرا ببین
من هنوز تکیه به دیوار دلواپسی ایستاده ام
به آتش نگاهش اعتماد نکن !
لمس نکن !
به جهتی بگریز که بادها خالی از عطر اویند !
به سرزمینی بی‌رنگ ،
بی‌بو ، ساکت !
آری !
بگریز و پشت ابدیت مرگ پنهان شو ،
اگر خواستار جاودانگی عشقی !
صدف از شن مرواریدی گران می سازد ودم نمی زند ،

اما ما به گردن می آویزیم وجیغ فخر سر می دهیم .
تو نیستی زندگی جاریست،

من خوب خوبم،آسمان بارانیست.........!
شاعر هنوز از درد غربت مي‌نويسد
از لحظه‌هاي تلخ هجرت مي‌نويسد
در خانه اما دست خون آلود جلاد
برچهره‌ي خورشيد، ظلمت مي‌نويسد


روي دخيل بسته بر بازوي گلها
اوراد جادوي جهالت مي‌نويسد
آن لكه را خوش باورانه، قطره ديديم
گفتيم دريا را به جرأت مي‌نويسد
ناگفته مي‌ماند، ولي معناي انسان
تاريخ را وقتي وقاحت مي‌نويسد


دنياي ما درد است و اين دنياي بي درد
غم‌هاي كوچك را مصيبت مي‌نويسد
بر شيشه‌هاي شب‌زده، باران غربت
اندوه ما را بي‌نهايت مي‌نويسد
در فصل زرد عشق، پاييز غزل‌هاست
دستم فقط از روي عادت مي‌نويسد
ای کاش یکی بیاید که وقت ِ رفتن نرود.....
بعضی ها را هرچقدر هم که بخواهی ؛


“تمام” نمی شوند ….


همش به آغوششان بدهکار میمانی !


حضورشان”گرم” است ؛ سکوتشان خالی میکند دل آدم را …


آرامش صدایشان را کم می آوری !


هر دم هر لحظه “کم” می آوریشان …
[تصویر: Love_98love.ir_tak_neveshte.jpg]
صفحه ها: 1 2
لینک مرجع