تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: سوال 3
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
در مورد میل و اراده شخصی یا هوی نفس که باعث بروز تباهی و بروز مشکلات در زندگیتان شده چند مثال زنده بزنید.
خوب تنها قسمتی از بیماریم که چه در گذشته چه در حال باعث بدبختی دردسر زندان رفتن کتک خوردن شده بود همین زیاده خواهی من بود که ریشه در اراده شخصیم دارد بعداز ازدواج زندگیم بد نبود یه درامد ناچیز داشتم و و راحت زندگی میکردم ولی به خاطر زیاده خواهیم در بدست اوردن پول اومدم طلاهای خانومم و فروختم یه مقدار پسنداز داشتم و تصمیم گرفتم که وضعیت مالیم را از این که هست بهتر کنم و دست به کار غیر عاقلانه ای زدم که سرکارم به زندان افتاد و چه بد بختیها نکشیدم.
در ارتباط با زیادخواهی با جنس مخالف مغازه ابرو و....... از دست دادم.
در مورد میل و اراده شخصی یا هوی نفس که باعث بروز تباهی و بروز مشکلات در زندگیتان شده چند مثال زنده بزنید.

گاهی شده با گفتن جمله اینکه الان خسته ای و میتونی راحت تر هم زندگی کنی باعث شده به زندگی و زمان و هدفی که داشتم لطمه زدم
این نقص رو نمیدونم چرا هنوز هم دارم که سعی کنم دیگران را شادکنم حداقل درمورد اعضای خانواده ام هنوز هم دارم که باعث می‍شه
که از آخر کلی ناسزا هم تحمل کنم نمیدونم چرا از رو نمیرم ونمیخوام باورکنم که هرکس خودش باید بخواد که شاد باشه .
نقص عدم پذیرش افراد ودر نتیجه غیبت کردن زندگی مرا بهم ریخته
گاهی شده با گفتن جمله اینکه الان خسته ای و میتونی راحت تر هم زندگی کنی باعث شده به زندگی و زمان و هدفی که داشتم لطمه زدم
در مورد میل و اراده شخصی یا هوی نفس که باعث بروز تباهی و بروز مشکلات در زندگیتان شده چند مثال زنده بزنید.
میل و اراده شخصی خیلی جاها به من خسارت زد. در هنگامی که همه افراد خانواده برای یک تفریح یا مسافرت آماده می شدند نقص غرور و خودخواهی من باعث میشد که با آنها مخالفت کنم و این همان اراده شخصی منه که به من خسارت میزدم.
اراده کردم با مردی که زن داشت ازدواج کنم بدون اینکه به عواقبش فکرکنم. اونم یواشکی البته اولش بهم گفت مجرده اما من دیگه وابستش شده بودم. از دست دادن بکارتم. از دست دادن خواستگارهام. و همین میل شخصی الان باعث بدبختی من شده ماهی یک بار همسرم رو می بینم هیچ جا از ترس زنش با هم نمیریم. هیچ پیشرفت مالی نکردم. کلی وابستگی بی خودی و ترس و..
ازاینکه با میل شخصی خود پا فراتر از نقصهایم می گداشتم بدترین مشکلات را بوجود می اورد که خودخواهی و غرور من مسبب بزرگترین مشکلات زندگیم بود.........
1_اینکه من میتونم از تمام مسایل خودم بر می ایم به هیچگس اعتماد نمی کردم.
2_تایید طلبیم با عث میشد ضربه جسمی و روحی و مالی بخورم...
3_خود کم بینیم باعث میشد دیگران را از خودم برنجونم......
4_ترحم و دلسوزی بزرگترین ضربه روحی و عشقی رو به من زد...
5_به اینده قضیه فکر نکردن الان من را تو بدترین شرایط قرار داده که فقط با لطف برنامه سپردن را یاد گرفتنم و حالا این موضوع را بخدا سپردم...
لینک مرجع