تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: رد پای تو رو دلم
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه ها: 1 2
رد پاهایت

را از روی دلم پاک میکنی

آخر

هنوز میاید صدای شکستن دلم ....


نمی‌دانم چیستی !

آن‌قدر می‌دانم که

هرگاه واژگان به تو رسیدند مبهم شدند

و هرگز نتوانستند تو را به من برسانند.

چگونه می‌توانم ترجمانی از تو داشته باشم ؟

هنگامی که در وهم و خیال هم نمی‌‌گنجی.

به هر کجا که می‌رسم، رد پایی از تو باقیست...

شاید روی زمین نباشد

اما در دلم هست...
من امروز را با یاد چشمان تو آغاز کردم ....

چشمانی که هیچ گاه به انتظار من نبود، ....

نازنینم من امروز را با یاد تو غریبانه گریستم ....

ولی هیچ کس نخواست وسعت غربت مرا بفهمد حتّی تو....

ولی من امروز می خواهم امیدوار باشم...

چون روز طلوع یک عشق است و غروبی ندارد روزی که وجود تو بوجود آمد...

روزها می گذرند و من تنها عابری خسته ام ...

که در جاده های پرپیچ و خم زندگی در رویاهای کودکانه خود اسیرم ...
... می خواهم بــرای هــر نفــس تــو، بــوســه‌ای بنشــانــم بــه طعــم هــر چــه تــو بخــواهــی
بـر بـالای افــ ـق ایـــستـ ـاده ام

بـه روزی مـ ــی انـدیـشـ ــم کـه بـا تــو بـاشـ ــم

جــانم را بـه بـاد صبـــ ـحگـاهــی می ســ ــپارم

بـا هــمه خـداحـ ـــافظی می کـــنم

چــرا که تـــو در مــ ـنی ، در تــارو پودم

و موجـ ــی لــطیف برخاســ ـته از جــان تـو

تـا عـــمق وجــودم مــ ـی دود

و راهــی جــ ـاودانـه پـــیش رویــ ـم گســـترده مـی شود

و مــن پــ ــرواز مـی کنــ ـم بـه سـوی تو

به تــو می اندیــشم، به ارمـ ـــغان صبـح

به نــ ـامــت

کــ ـه عاشــقانه بر زبـان جـ ـاری می کنم

بــه تـــو می انــدیشـم ای عشــ ـــق بی پایانم ....
بی زارم از دنیایی که

شکستن شیشه ی خونه همسایه جرمه

ولی شکستن دل آدما هیچ تاوانی نداره...
به هیچ روزی پس ات نمیدهم...

به هیچ ساعتی...

به هیچ دقیقه ای...

به هیچ هیچ...

سخت چسبیده ام تمامت را...
چه غريبانه ميگريست آن شب بي تو تکه ابري که سکوت وجودم رو فهميد و چه غريبانه خنديدم آن روز که بي تو مرگم را فهميد اگر دنياي ما دنياي سنگ است ب...
دقایقم بوی تلخ دلتنگی میدهد . . .

از تمام لحظه هایی که بی تو میگذرد خسته ام . . .

نمیدانم تو مرا از دست داده ای یا من تو را ! ؟ !
بالای دلم...ن روی سرم!!!زیربـــــاران گریه میکردم...ارام وبیـــــــــصدا...

توچتـــــررا بالای سرم گرفتی!!

اما همچنان گونه های من خیس از گریــــــه ماند ...!!

وتو هرگز نفهمیدی که چتـــــر راباید بالای دلــــــم

میگرفتی نه روی ســرم
صفحه ها: 1 2
لینک مرجع