تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: عشق یعنی...
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
عشق یعنی...

قدم زدن توی یک خیابون خاص

دیدن یک فیلم قشنگ باهم

گوش کردن یک اهنگ مشترک

یه فنجون قهوه توی یک کافی شاپ گرم

یک جفت دستکش برای 2نفر

بستنی چوبی توی زمستون

ساعت 7صبح بیدارم کن

یک جفت حلقه مشترک!

گاهی بغض کردن مثل بچه

نوشتن شعربرای اون

عکسش توی گوشیت!

سیوکردن اسمش بااسم (عشقم)

بوی عطراون روی بدن تو

گاهی بوسش کردن!

یه بوسه روی صفحه گوشیت بعدازهراسمسش

گاهی بی هوابوسیدنش

عشق یعنی...

بعدازهرسرفه قربون صدقه باشه

گرفتن دستاش همه جا

یعنی تکیه گاه محکم براش!!
من الهه ی بارانم،من اسیر یک زندانم . . .

من قصیده ای بی آغاز،من خرابه ای ویرانم !

من تمنای یک لبخند،من آرزویی بر بادم . . .

من مسافری در جاده،من صدای یک فریادم !
گاهی وقتها دلت میخواد بگی: من رفتم ؛ باهات قهرم ، دیگه تموم ! دیگه دوستت ندارم .....




وچقدر دلت میخواد بشنوی: کجا بچه لوس !؟ غلط میکنی که میری ..... مگه دست خودته ؟ رفتن به این راحتی نیست.... !




اما .... نمیدانم...




چه حکمتی است که آدمی همیشه اینجور وقتها میشنود : به جهنم!
عشق یعنی سرسپردن با وجود
عشق یعنی ترس از دست دادن
(( ای محبوب !

عشق و محبت را از هرکه درخواست کردم یا انجامی نداشت یا توقع و منت به جای گذاشت ، تنها تو هستی که بی منت و توقع عشقت را نثار می کنی و از سرچشمه معرفتت همه سیراب می گردند و برایت فرق نمی کند که در کویت را می کوبد ، نژاد ،ملیت ، جنسیت ، مهم نیست همه در یک کلمه بندگان تواند و تو چون پدر فرزندانت را بدون تبعیض دوست داری ))
عشق یعنی همسرم
عشق یعنی هدیم(دخترم)
عشق یعنی زندگیم!
لینک مرجع