تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: شعرهاي مادربزرگ
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
به سال 1306 هجری شمسی همزمان با ورود اتومبیل و ساخت سینما در ایران و ثبت اولین طلاق توسط یک دختر آزاده! سروده شد

گوجه فرنگی با نمک جفت شده دختر چمچی تو ماشین گم شده

یالّا طلاقم بده نصف اثاثم بده

میخوام برم سینما با پیرهن شب نما
سر کوه بلند خش خش کنم

منکنار دلبرم "کش" "مش" کنم من

اگر "کشمش" نباشه گوشت کفتر

خدا قسمت کنه چار بوس دختر



چه کم طالع بدی که مادرت مرد تو را دادند به دایه ، دایه هم مرد

تو را دادند ز شیر بز قناعت ز اقبالت بز و بزغاله هم مرد!
قدر‌نشناس ِ عزیزم ، نیمه ی من نیستی
قلبمی اما سزاوار ِتپیدن نیستی !

مادر ِ این بوسه های چون مسیحایی ولی
مرده خیلی زنده کردی، پاکدامن نیستی

من غبارآلود ِ هجرانم تو اما مدتی ست
عهده دار ِ آن نگاه ِ لرزه افکن نیستی

یک چراغ از چلچراغ آرزوهایت شکست
بعد ِمن اندازه ی یک عشق روشن نیستی

لاف آزادی زدی؛ حالا که رنگت کرده فصل
از گزند ِ بادهای هرزه ایمن نیستی

چون قیاسش می کنی با من ، پس از من هرکسی
هرچه گوید عاشقم ، می‌گویی : " اصلا نیستی "

دست وقتی که تکان دادی عجب حالی شدم
اندکی برگشتم و دیدم که با من نیستی !

#كاظم_بهمني



طراحی سایت فروشگاهی
لینک مرجع