تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: سوال 3 قدم سوم
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
- زمانی که به دیگران اعتماد کردم و آنها از این اعتماد سوءاستفاده کردند ، برای عزت نفس من چه اتفاقی افتاد ؟
بارها اعتماد کردم و از اعتماد من سوء استفاده شد . عصبانی میشدم چون من فرق صداقت با حماقت را نمی دانستم رنجیده میشدم پنداشتم که من بی عرضه و ساده لوح هستم . وقتی به من بی احترامی میشد .احساس تفاوت و حقارت میکردم به عزت نفسم بر میخورد و عزت نفس آسیب دیده من را متقاعد میکرد که شایسته بیشتر از این نیستم و متقائد میشدم که شرایط را بپذیرم و روی احساس بدم سرپوشی از انزوا و تنهایی بگذارم . به همین صورت رابطه هایم خدشه دار میشد . من به عزت نفسم بی توجه بودم . اعتماد به نفسم را از دست داده بودم تایید طلب بودم و با ..نه..گفتن مشکل داشتم . برای خودم حد و مرز قرار نمیدادم مشورت نمیکردم .ترس از قضاوت دیگران داشتم .هر زمان که بیمارم اراده میکرد به حریمم وارد شده و بمن خسارت میزد ..ولی الان دیگر از این خبر ها نیست ... پس کسانی که از من سوء استفاده میکردند به خودم بر میگردد و دلیل آنرا در خودم جستجو میکنم چون دیگران بیمار کار عادی شان را انجام می دهند و این رفتار من است که توقعات طرف مقابل را میسازد . خدا را شکر با کار کرد 12 قدم ما عزت نفس آسیب دیده و اعتماد به نفسمان را کم کم بدست می آوریم .
خیلی زمانه از اعتمادم سو سوءاستفاده شد اگر راز دلمو به کسی می گفتم همه از اون خبر داشتند رفته رفته اعتماد بهنفسمو از دست دام ارزشهام زیر سئوال رفت و من برای به دست آوردت عزت نفسم بیشتر سرویس می دادم ولی همه چی بدتر میشد ومتاسفانه هنوز اعتماد بهنفسم بخوبی برنگشته می خوام برام دعا کنید
عزت نفسم جريحه دار مي شد. خودم رو سرزنش ميكردم چرا من بايد اعتماد بيش از اندازه ميكردم كه طرف مقابلم به خودش اجازه بده سوء استفاده كنه
لینک مرجع