تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: دلتنگی...
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14
دلتنگی چه معنی دارد ؟
دلتنگی معنی ندارد ... درد دارد !!
تو چه میدانی ...

از شب هایی که دنیا دور سرم می چرخید...

اما من با تمام قدرت ، به دور تو می چرخیدم؟!

تو چه می دانی ...

از روزهایی که بغض های دنیا برای من می ترکیدند...

ومن ، بی توجه ،با همه وجود ،برای تو می خندیدم...؟!

تو چه می دانی...
بی همگان به سر شود بی‌تو به سر نمی‌شود
داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی‌شود

دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو
گوش طرب به دست تو بی‌تو به سر نمی‌شود

جان ز تو جوش می‌کند دل ز تو نوش می‌کند
عقل خروش می‌کند بی‌تو به سر نمی‌شود

خمر من و خمار من باغ من و بهار من
خواب من و قرار من بی‌تو به سر نمی‌شود

جاه و جلال من تویی ملکت و مال من تویی
آب زلال من تویی بی‌تو به سر نمی‌شود

گاه سوی وفا روی گاه سوی جفا روی
آن منی کجا روی بی‌تو به سر نمی‌شود

دل بنهند برکنی توبه کنند بشکنی
این همه خود تو می‌کنی بی‌تو به سر نمی‌شود

بی تو اگر به سر شدی زیر جهان زبر شدی
باغ ارم سقر شدی بی‌تو به سر نمی‌شود

گر تو سری قدم شوم ور تو کفی علم شوم
ور بروی عدم شوم بی‌تو به سر نمی‌شود

خواب مرا ببسته‌ای نقش مرا بشسته‌ای
وز همه‌ام گسسته‌ای بی‌تو به سر نمی‌شود

گر تو نباشی یار من گشت خراب کار من
مونس و غمگسار من بی‌تو به سر نمی‌شود

بی تو نه زندگی خوشم بی‌تو نه مردگی خوشم
سر ز غم تو چون کشم بی‌تو به سر نمی‌شود

هر چه بگویم ای سند نیست جدا ز نیک و بد
هم تو بگو به لطف خود بی‌تو به سر نمی‌شود
من مناجات درختان را هنگام سحر،

رقص عطر گل یخ را با باد،

نفس پاک شقایق را در سینه کوه،

صحبت چلچله‌ها را با صبح،

نبض پاینده هستی را در گندمزار،

گردش رنگ و طراوت را در گونه گل

همه را می‌شنوم، می‌بینم!

من به این جمله می‌اندیشم،

به تو می‌اندیشم!

ای سراپا همه خوبی

تک و تنها به تو می‌اندیشم

همه وقت

همه جا

من به هر حال که باشم به تو می‌اندیشم!



تو بدان این را،

تنها تو بدان!

تو بیا،

تو بمان با من، تنها تو بمان،

جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتاب،

من فدای تو، به جای همه گلها، تو بخند!



اینک این من که به پای تو درافتادم باز

ریسمانی کن از آن موی دراز

تو بگیر،

تو ببند،

تو بخواه!

پاسخ چلچله‌ها را تو بگو،

قصه ابر هوا را تو بخوان،

تو بمان با من، تنها تو بمان!

در دل ساغر هستی تو بجوش

من همین یک نفس از جرعه جانم باقیست

آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش!
آن که هرشب در خیال خسته من می نشست

شیشه عمرمرا با دست های خود شکست

آن که بر زخم دلم مشتی نمک پاشید و رفت

آخرش پیوند مهری با من عاشق نبست

آن که جز زخم زبان در زندگی چیزی نگفت

یاد او در این جهان تاعمر دارم با منست

چشم هایش شورشی در من پدید آورد و رفت

دستهایش تار و پودم را ز یکدیگر گسست

رنگ خاموشی نمی گیرد به خود در زندگی

شعله عشقی که تا خون در دل رگ هام هست

گام هامان درهجوم نوجوانی سست بود

اینک اینجا دورازهم دست هامان روی دست

کاش می شد قاب می کردم به آرامی همان

لحظه ای که با نگاهی روبرویم می نشست
دو سه روزه که دلم بهونتو میگیره

همه ی ثانیه ها بدون تو دلگیره



تو کجایی نمیدونم ، من که فکرتم هنوز

شک ندارم که دوباره تورو میبینم یه روز



باور کن دنیامی

همونی که میخوامی



حسم بهت عوض نمیشه

کی جز تو میتونه مثه منه دیوونه



عاشق تو باشه همیشه



خودتم خوب میدونی که من چقد دوست دارم

سخته واسم که بخوام دوریتو طاقت بیارم



سخته اما مطمئنم همه چی درست میشه

یکی اینجا هست که عشقت همه ی زندگیشه
چه بی­هوا هوای تو به سرم می­زند هنوز

و چه بی­دلیل همراز دریا، بی­ساحل به سکوت می­روم!

من می­شکنم هر روز بی­تو

کنار کومه­های خیس باران­خورده...


سخت است يكرنگ ماندن

دردنيايي كه آدماش براي پررنگ شدن

حاضرندهزاررنگ باشند...!!!!
شبگردی میتونه خیلی زیبا باشه درکنار کسی که محرم دلتنگیهات هستش

اما وقتی نیست میتونه اوار بشه روی سر ادم همون دلتنگیش
گاهــــــی فرار می کـــنم



از فــــکر کردن به تـــــــو...



مثل رد کردن آهنـــــگی که



خیلی دوســـ♥ـــتش دارم...
صفحه ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14
لینک مرجع