تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: دلتنگی...
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14

مـــــــــــــرد می خواهد



خـــــــــــــــاطره هـــا را



بدون اشک مرور کردن...
ﺗﻨﻬﺎیی ﺣﻖ کسی ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺧﻴﺎﻧﺖ ﻣﻴ ﻜﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﻧﺼﻴﺐ کسی ﻣﻴﺸﻮﺩ ﻛﻪ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭ ﺍﺳﺖ

کنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر لحظه
خودت می‌دونی عادت نیست فقط دوست داشتن محضه

کنارم هستی و بازم بهونه‌هامو می‌گیرم
میگم وای چقد سرده میام دستاتو می‌گیرم
شهامت می خواهد



دوست داشتن کسی که



هیچوقت



هیچ زمان



سهم تو نخواهد شد
گاهی دلت از سن وسالت می گیرد
میخواهی کودک باشی
کودکی که به هر بهانه ای به آغوش غمخواری پناه می برد
وآسوده اشک می ریزد
بزرگ که باشی
باید بغض های زیادی را بی صدا دفن کنی!

کاش هفت ساله بودم

روے نیمکت چوبی می نشستم

باصداے تو دیکته می نوشتم

تو مے گفتے بنویس "دلتنگے"
من آن را اشتباه مے نگاشتم

اخمے بر چهره مے نشاندے و من

به جبران

دلتنگے را هزار بار مے نوشتم!
دل تو اولین روز بهار دل من آخرین جمعه ی سال وچه دورندو چه نزدیک به هم
.. یک های ِ تو از پشت شیشه ی پنجره

برای انفجار این تراکم دلتنگی کافیست

باور کن فال بی تعبیر فروردین من هنوز

بین مژه های چشم بیمار تغزل حافظ گیر کرده است..

برای هیجان و رقص سماعِ قلم زیر سایه مثنوی مولانا

برای اعجاز نوش دارویِ حروف هفت خوان شعر فردوسی

برای احیای هفت شهر عشق و پرنده گیِ سیمرغ واژه های عطار

کافیست راز انار دل تو ترک بردارد

ماه از کوله پشتی ات طلوع کند و

شراب از تاکستان حرفهای ناگفته ات چکه کند..

تو که حرف می زنی

سیب از ارتفاع چشمانت، روی فقر نقطه چین آخر جمله می افتد...
[تصویر: 1398247137381.jpg]
(۱-۱۱-۱۳۹۲ ۰۵:۲۶ عصر)somayeh نوشته شده توسط: [ -> ]نقــاش خــــوبی نــــبودم…
..
اما
..
ایــن روزها…
..
به لطـف تــــــــــو…
..
انـــتظار را
..
دیـــدنی میکــشـم
صفحه ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14
لینک مرجع