تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: مضطرب‌ها خود بیمارانگاری دارند!
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
فعالیت ذهنی: هیچ چیزی بدتر از این نیست که تمام روز بنشینید و در مورد حمله‌های اضطرابی خود فکر کنید و غصه بخورید. به جای این کار باید برنامه روزانه خود را از فعالیت‌های مختلف پر کنید، به خصوص فعالیت‌های عملی که باعث تحرک شما می‌شوند.

استفاده از پارادوکس‌ها: دکتر ویکتور فرانکل در یکی از کتاب‌های روان‌شناسی خود می‌نویسد: «پسربچه‌ای که لکنت زبان داشت در حال دزدی از مغازه‌ای بود که مغازه‌دار او را دید و دستگیرش کرد. پسربچه با خودش فکر کرد چون من لکنت زبان دارم، احتمالا مغازه‌دار دل‌اش برای من می‌سوزد و آزادم می‌کند. پس شروع کرد به خواهش و تمنا اما در کمال ناباوری همه جملات کاملا سلیس و روان ادا می‌شدند و هر چه‌قدر پسربچه سعی می‌کرد،

نمی‌توانست با لکنت زبان صحبت کند!» این همان قضیه پارادوکس است. اگر در مواجهه با اضطراب به خودتان بگویید که این بار بدترین حمله اضطرابی به سراغ شما آمده، ماجرایی شبیه همین قصه اتفاق خواهد افتاد، یعنی اگر اضطراب را بپذیرید و وحشتی از آن نداشته باشید، علایم از بین می‌روند؛ یعنی ترس شما باعث تشدید اضطرا‌ب‌تان می‌شود.

جادوی کلمات: همیشه با صدای بلند به خودتان بگویید فردی قوی هستید و از زندگی لذت می‌برید. عادت نکنید در هر جمعی فقط از احساسات بد و منفی‌تان صحبت کنید؛ چون همین‌ها ناخودآگاه در مغز شما جای می‌گیرند و باعث بروز احساسات منفی می‌شوند.

مواجهه با استرس‌: شروع حمله اضطرابی را در خودتان بشناسید و خودتان را در معرض آن قرار دهید. این کار در ابتدا باعث افزایش ترس و اضطراب می‌شود اما نهایتا اثر بسیار خوبی دارد. کم‌کم عوامل استرس‌زا برای شما عادی می‌شوند و روش برخورد با آنها را یاد می‌گیرید.

نگران نباشید: اضطراب به هر حال احساسی گذراست. قبول کنید که شما فرد مضطربی هستید و اجازه بدهید بقیه زندگی مسیر خودش را طی کند. به خودتان بگویید: «مهم نیست که الان مضطرب هستم چون این بار هم مثل دفعات قبل می‌گذرد.»
[/font][/size][size=large][font=Tahoma]فشار روانی و اضطراب با دگرگونی‌های جسمی همراه هستند. مثلا عوارض قلبی و تنفسی، پدید آمدن تنگی نفس و احساس گرفتگی در گلو و سینه. ترس گاهی با سرگیجه و بی‌حسی و عدم تعادل پاها همراه است. بیشترین بخش تجربه ما از ترس به همین واکنش‌های جسمی است. این در حالی است که ما اغلب واکنش‌های جسمی را با استرس و اضطراب نادیده می‌گیریم. شخص با نگرانی ضربان نبض خود را چک می‌کند و بیم دارد که مبادا دچار سکته قلبی شود. بی‌حسی و احساس سرگیجه را نشانه بیماری مغزی می‌پندارد و ناراحتی های معده را امکان بروز بیماری سرطان قلمداد می‌کند. جسم انسان در اثر اختلال در سلامتی‌اش که چندبار تجربه شده است، به هر تغییر جزئی حساسیت نشان می‌دهد و اضطراب هم هر بار عمق و شدت بیشتری میابد.
به طور مثال: خانم ب، 42 ساله خواهری داشت که مدتها بود از سوهاضمه رنج می‌برد و روز به روز لاغرتر می‌شد. در آخرین آزمایش پزشکی مشخص شد مبتلا به سرطان روده است. خانم ب، برای خواهرش نگران شد و کاهش وزرن ناچیزی پیدا کرد. به همین خاطر به پزشک مراجعه کرد اما حدسش برای سرطان مورد تایید قرار نگرفت. اما او به پزشک خود اطمینان نکرد و به پزشکان متعددی مراجعه کرد. نتیجه آزمایش‌ها نشان می‌داد او سرطان ندارد اما او هر روز خودش را وزن می‌کرد و از کاهش وزن ناچیزش نگران می‌شد. آخرین پزشک او را برای درمان به من ارجاع داد. در فرایند یک روان درمانی کوتاه مدت او توانست این ترس و نگرانی را با کسب بینش صحیح از خود دور کند.
آنهایی که آمادگی زیاد برای اضطراب دارند، بسیاری از موقعیت‌ها را به منزله تهدید تلقی و احساس خطر می‌کنند و هر بیماری یا اختلال جسمی آنها را می‌ترساند.
لینک مرجع