تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: سوال11
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
چه بهانه و یا دست آویزی در مورد کار کرد قدم پنج دارم ؟

من همواره دو راه بیشتر ندارم یا برگشتن به گذشته و یا زندگی کردن به روال برنامه پس بهتر است در این مرحله شهامت داشته باشم و این قدم را شروع کنم .

هر روز بهانه و یا دستاویز های کار نکردن قدم پنج فرم و شکل خاصی به خود می گیرد . مثل تنبلی و نبودن راهنما و ....... بیماری نیز هر روز قدم کار می کند پس من نیز هر روز به ابزاری جدید نیاز دارم . ترس از تغییر و رسیدن به آگاهی مرا به مرحله انکار می رساند و به واژه هائی مثل تنبلی میرساند . چون این راه برایم ناشناخته است شاید شرایط برای ادامه راه برایم مشکل شود شاید با اقرار به چگونگی دقیق خطاهایم احساساتی برایم شکل بگیرد که نتوانم تحمل کنم . و در این مرحله باید مواظب باشم زیرا ذهن من در بارور کردن احساسات منفی استادی خاصی دارد ...و انکار نیز واژها را به صورتی دیگر معرفی میکند.

بهانه و دستاویز ی دیگر احساس نیاز نداشتن است . بهانه این که شاید این قدم برای من موثر واقع نشود . اقرار به نواقص برایم سخت است و شاید برایم هزینه های زیادی داشته باشد هزینه هائی مثل طرد شدن از دیگران و یا وقت گرفتن بیش از حد از خودم و دیگران .

چرا فقط در تنگناها دست دراز می کنیم در قدم پنج میگوید این طور نیست که فقط وقتی به مشکل بر می خوریم تراز بگیریم و بهتر است در همه مراحل تراز بگیریم نه فقط در تنگناها

فکر میکنم قدم چهار و پنج مقطع و یا مکان خاصی میطلبد و این خود بهانه و دستاویز است یکی دیگر از بهانه هایم این است که چون قدمهای قبلی را کامل کار نکرده ام نمی توانم وارد قدم پنج شوم .
لینک مرجع