تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: دلتنگي
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه ها: 1 2 3
« کارمـــان به جایــی رســـیده که طـــوری بایـــد دلتنـــگ شـــویم که به کســـی بـــرنخـــورد »

دلتنگی یعنی :
روبروی دریا ایستاده باشی و خاطره بیابان خفه ات کند...!!

من صبورم اما ... !!

آه ..!! این بغض گران صبر نمی داند چیست ؟؟

دلتنگی همیشه همراهم می آید ، مثل سایه بی ردپا...!!!

دیروزها کسی رو دوست می داشتیم !

این روزها دلتنگ و تنهائیم !

تمام عمر به همین سادگی گذشت...!!!!
" آن کوزه ی پر آب که شبی ساغر ما بود/

نوشیدن آن با تو شبی باور ما بود/

افسوس که بعد از تو دگر مست نگشتیم/

هر چند که صد ساقی و می یاور ما بود! "
دلم گریه می خواد .....

آری دلم گرفته٬ از این روزگاران بی فروغ ! از این تکرارهای

ناپایان !

دلم گرفته از این همه کینه ….این همه دروغ !

از این مردمان نا مهربان و بی وفا دلم گرفته

دلم برای کوچه پس کوچه های مهربانی ها تنگ است !

دلم تنگ است برای کودکی ام که پاورچین پاورچین روی

سنگفرش های زندگی بی دغدغه قدم می زدم !

دلم برای دلتنگی های شیرین و انتظارهای کشنده تنگ

است…!

نمی دانم کدامین نامهربان ٬خواب را از دیدگانم دزدید که

اینگونه در حسرت و دلتنگ خواب شیرینم سرگردانم ؟!

دلم گرفته ! دلم تنگ است ! روزگار چشمانم طوفانی

است و در انتظار باران های سیل آساست
خسته ام! نه اینکه کوه کنده باشم نه …! دل کنــــــــده ام!


آسمان به آسمان …

کوچه به کوچه …

رویا به رویا …

هر جایی که می نگرم با منی اما دلم برایت تنگ می شود !!!


تو را به خدا سپردم

خودم را به دلتنگی هام

خدا خودش می داند چطور مواظب تو باشد …

دلتنگی هایم هم خوب بلدند چطور تو را هی به یاد من بیاورند!!!
در طَلــــَــــــــبگی ِ تو
فُـــرو میـــــــگذارم
هرچـــــه ، غیر تو
اول از همه خود را
رسم عاشقیست
...قربـــــــتاً الی.... تو......
.
دیوانه ترینم در این مدت دوری
من خسته و تو رفته ای با این صبوری
دلتنگ شدم نور خدا ، کو اثری پس؟
بیچاره ترین عاشق وامانده دوری...
بی همگان به سر شود بی‌تو به سر نمی‌شود
داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی‌شود

دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو
گوش طرب به دست تو بی‌تو به سر نمی‌شود

جان ز تو جوش می‌کند دل ز تو نوش می‌کند
عقل خروش می‌کند بی‌تو به سر نمی‌شود

خمر من و خمار من باغ من و بهار من
خواب من و قرار من بی‌تو به سر نمی‌شود

جاه و جلال من تویی ملکت و مال من تویی
آب زلال من تویی بی‌تو به سر نمی‌شود

گاه سوی وفا روی گاه سوی جفا روی
آن منی کجا روی بی‌تو به سر نمی‌شود

دل بنهند برکنی توبه کنند بشکنی
این همه خود تو می‌کنی بی‌تو به سر نمی‌شود

بی تو اگر به سر شدی زیر جهان زبر شدی
باغ ارم سقر شدی بی‌تو به سر نمی‌شود

گر تو سری قدم شوم ور تو کفی علم شوم
ور بروی عدم شوم بی‌تو به سر نمی‌شود

خواب مرا ببسته‌ای نقش مرا بشسته‌ای
وز همه‌ام گسسته‌ای بی‌تو به سر نمی‌شود

گر تو نباشی یار من گشت خراب کار من
مونس و غمگسار من بی‌تو به سر نمی‌شود

بی تو نه زندگی خوشم بی‌تو نه مردگی خوشم
سر ز غم تو چون کشم بی‌تو به سر نمی‌شود

هر چه بگویم ای سند نیست جدا ز نیک و بد
هم تو بگو به لطف خود بی‌تو به سر نمی‌شود
حسی دارم ، اگر بدانی بد نیست
شعری گفتم تو هم بخوانی بد نیست
الان خیلی دلم برایت تنگ است
در هر صورت خبر رسانی بد نیست...♥
یک نفر دلتنگ است
یک نفر می گرید
یک نفر سخت دلش بارانیست
یک نفر در گلوی خویش بغض خیس و کالی دارد
یک نفر طرح وداع می کشد روی گل سرخ خیال
صفحه ها: 1 2 3
لینک مرجع