تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: شبیه باهار بود کودکی هایم
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
شبیه باهار بود کودکی هایم

تا آمدم سردی زمستان را از یاد ببرم، و به آواز آبشارها گوش دهم

گرمی تابستان به تنم خورد و قد کشیدم

شدم نوجوانی که به قول معروف تازه پشت لبش سبز شده

با آرزوهای زیاد، با هزار فکر نگفته و هزار شادی نکرده

سرم را که بالا گرفتم دیدم درخت بوی پاییز میدهد

بوی کوتاهی روزهای جوانی

به همین زودی؟!!،

خنده

برلبم سرد شد

با خودم گفتم: پاییز اگر گندم ندارد، خرمالو که دارد

اما انگار در برگریزان این فصل مانده ام

اوووووووووووووووووو وه، کو تا این پاییز تمام شود و زمستان برسد و...

تازه هنوز منتظر طوفان و تگرگم

خدا کند صبرم لب ریز نشود

باهار می آید

ولی نمی دانم

دوباره باهار را خواهم دید!

لینک مرجع