تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: دلم ...
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه ها: 1 2
آدمها میپندارند زنده اند..

برای آنهانشانه ی حیات بخار گرم نفسهایشان است.

کسی از خود نمیپرسند:آهای فلانی..

از خانه ی دلت چه خبر؟گرم است؟چراغش نوری دارد هنوز؟؟؟؟
دوستت داشتم... يادت هست؟ گفتم دوستت دارم...
و تو گفتي کوچکي براي دوست داشتن رفتم تا بزرگ شوم ...
اما انقدر بزرک شدم که يادم رفت دوستت دارم.


دنيا را بد ساخته اند ...


كسي را كه دوست داري ، تو را دوست

نمي دارد ...


كسي كه تورا دوست دارد ، تو دوستش

نمي داري ...


اما كسي كه تو دوستش داري و او هم تو را



دوست دارد ...


به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند ...


و اين رنج است ...
[تصویر: th?id=HN.608004486910708430&pid=1.7]
دل من از تبار دیوارهای کاهگلی است
ساده می افتد، ساده می شکند، ساده می میرد
اما سخت فراموش میکند دوستان و عزیزان را....
دلم برای یک نفر تنگ است .
فقط می دانم باید باشد ولی نیست.....
ﺍﺳﺒﺎﺏ ﺑﺎﺯﯾﻬﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻡ
ﻣﺎﺗﻢ ﺑﺮﺩ …
ﻭﻗﺘﯽ ﺩِﻟـَــــﻢ ﺭﺍ ﻣﯿﺎﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﯾﺪﻡ . .
به دل نا گفته صدها حرف دارم

ميان سينه زخمي ژرف دارم

به روي پوستين سالخوردم

زمستان در زمستان برف دارم
ﺑﻪ ﺳﺮﺍﻍ ﻣﻦ ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﺁﯾﯽ ﺗﻨﺪﻭ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﭼﻪ ﻓﺮﻗﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﺗﻮ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺟﻮﺭ ﺩﻟﺖ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﯿﺎ ...
ﻣﺜﻞ ﺳﻬﺮﺍﺏ ﺩﮔﺮ ﺟﻨﺲ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻣﻦ ﭼﯿﻨﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺗﺮﮎ ﺑﺮﺩﺍﺭﺩ
ﻣﺜﻞ ﺁﻫﻦ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ، ﭼﯿﻨﯽ ﻧﺎﺯﮎ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻣﻦ!
ﺩﻝ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﻣﺠﺎﺯﺍﺕ ﻣﮑﻦ !
ﺩﻟﻢ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ !
ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﻋﺰﯾﺰﻡ ، ﺩﻝ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﺳﺖ ، ﺗﮑﻠﯿﻔﯽ ﺑﺮ ﺍﻭ ﻧﯿﺴﺖ !
ﺩﻟﻢ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺑﺎ ﮐﻠﻤﺎﺕ ﺑﺎ ﺩﺳﺘﻬﺎﯾﻢ ﺑﺎ ﺣﺮﻑ ﻫﺎ ! ﺗﺎ ﺍﺧﺮ ﺍﯾﻦ ﻃﻮﺭ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺑﺮﺳﺎﻧﺪ
صفحه ها: 1 2
لینک مرجع