تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: بمون
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
کاش که تورو ، سر نوشت ازم نگیره

میترسه دلم ، بعد رفتنت بمیره

اگه خاطره هام ،یادم میارن تورو

لااقل از تو خاطره هام نرو

کی مثل من، واسه تو ، قلبه شکستش میزنه

آخه کی واسه تو مثل منه



بمون، دل من فقط به بودنت خوشه

منو فکر رفتن تو می کشه

لحظه هام تباهه بی تو ، زندگیم سیاهه بی تو ، نمیتونم

بمون، دل من فقط به بودنت خوشه

منو فکر رفتن تو می کشه

لحظه هام تباهه بی تو ، زندگیم سیاهه بی تو ، نمیتونم



کاش که تورو ، سرنوشت ازم نگیره

می ترسه دلم ، بعد رفتنت بمیره

اگه خاطره هام یادم میارن تورو

لااقل از تو خاطره هام نرو

کی مثل من واسه تو ، قلب شکستش میزنه

آخه کی واسه تو مثل منه



بمون، دل من فقط به بودنت خوشه

منو فکر رفتن تو می کشه

لحظه هام تباهه بی تو ، زندگیم سیاهه بی تو ، نمیتونم

بمون، دل من فقط به بودنت خوشه

منو فکر رفتن تو می کشه

لحظه هام تباهه بی تو ، زندگیم سیاهه بی تو ، نمیتونم
هفت روز

از وقتی که رفتی زیاد نمی گذرد، میشود هفت روز اما،

از موهای سپید شده کنار پیشانیم ببین که هفت روز شده است یک عمر برای من.

از وقتی رفته ای دیگر نخندیدم، لبخند نزدم

باور کن، پاییز بی تو دیدن ندارد،

سرد است، زجرآور است، مرگ آور است.

بهانه کردی دیگران را، تو از من خسته بودی،

از این همه ترس و اضطرابم.

غصه نخور من به جای تو هم غصه میخورم

به جای تو هم اشک میریزم.

اگر دوباره بازآیی برایت دود می کنم اسپندهای تنهایی ام را.

بیخیال این روزهای دردآور من،

تو برو، تو خوش باش به زندگی ساده ات.

من اهل شهر دودم

اهل زندگی سیاه مدرن؛

و دلم تنگ می شود برای خدایی که هیچ وقت به شهر ما نمی آید...

برای مهربانی باران که سالهاست از آسمان خاکستری ما فراری است

برای عطر سیب نو رس.

این ها مقدمه بود، این چند سطر شبانه ام،

این حرفهایی که از برای سپیدی موهایم، از شهر دود اندود می گویم

من دیگر تاب دوریت ندارم

تاب التهاب سر صبح، اضطراب نیم روز،

خستگی دم غروب و بیخوابی نیمه شبهایم.

بگذار صادقانه، نه، عاشقانه بگویم

دلتنگ هستم...
لینک مرجع