تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: تنهایی
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه ها: 1 2 3 4 5 6 7
تنــــــهایـــی یعنــــی :

یه وقتـــهایی هســت میبیـــنی فـقــط خـودتــی و خـودت!

رفیــــــــ ــــــــــ ــــــــــق داری ولی

همـــــــ ــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــدرد نداری!

خانــــــ ـــــــــ ـــــــــواده داری

حمــــــــایت نداری!

عشــــــــــــ ـــــــــــــــ ـــــــــــــق داری…

تکیـــــــــ ــــــــه گاه نداری!

مثل همیــ ـــــــــــــ ــــــــــــــــــــشه….

همه چــــــی داری…

و هیـــــــــ ــــــــــــ ـــــــچی نداری!...
گاهی آنقدر تنها می شوم که خدا هم به تقدیر می گوید :
کمی مهربانتر باش !
تنهایی اینه٫یه حصار ساختم خودمو توش حبص کردم٬تنها کسی که منو تنها میکنه خودمم.
آدمها می روند و یادشان می رود بگویند به کجا…؟
آدمها می روند و یادشان می رود برگردند …
و آدمها هیچ وقت ” آدم ” نمی شوند …!

باید باور کنیم
تنهایی
تلخ‌ترین بلای بودن نیست،
چیزهای بدتری هم هست،
روزهای خسته‌ای...
...که در خلوت خانه پیر می‌شوی …
و سال‌هایی
که ثانیه به ثانیه از سر گذشته است.
تازه
تازه پی می‌بریم
که تنهایی
تلخ‌ترین بلای بودن نیست،
چیزهای بدتری هم هست:
دیر آمدن!
انتـــــــــــظار....
[تصویر: 1398786579951.jpg]
در گــذر از روزهایی که بــــی تــو گذشـــت

هنــــــــــــــــــوز بـاورنمی کنم نیستــــی

بــــاورم نمی شــود

نباشــی ...نیایـــــــــــــــی

نمانــی ...بــِـــــــــروی

یا اگـر مــــی روی بــاز نگــــــــردی

اما چه کنم که باتنهــــــــــــــــــــایی سازگارشدم ....
"ﭼﻮﻥ ﺍﻳﻦ ﺩﺳﺘﻢ ﺑﺮﺍﻳﺖ ﻣﻴﻨﻮﻳﺴﺪ،
ﺣﺴﺎﺩﺕ ﻣﻴﮑﻨﺪ ﺁﻥ ﺩﺳﺖ ﺩﻳﮕﺮ"!
هرکس به سهمش از دنیا چیزی بر میدارد! من یکی از این دنیا… دست بر داشته ام…
در روياهايت جايي برايم باز کن ، جايي که عشق را بشود مثل بازي هاي کودکي باور کرد ،
خسته شدم از تنهایی و بی جايي . . .
صفحه ها: 1 2 3 4 5 6 7
لینک مرجع