تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: تعاریف و برداشت درک شخصی پرسش و پاسخ در مورد قدم ششم
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه ها: 1 2
ما امادگی کامل پیدا کردیم که پرودگار کلیه نواقص شخصیتی مارا بر طرف کند.
خداوند قادر است هر سدی را که مانع وصل است از میان بر دارد. هر چه بیماری رشد کند استفاده از نواقص بیشتر و به تعداد آن ها افزوده میگردد ابتدا این نواقص خیلی کم و به باریکی مو بودند و ما آنقدر از آن ها استفاده کردیم تا مثل طناب محکم شد و این ابزار های قدرتمند بیماری در عمق وجود ضعیف ما کنگر خورد و لنگر انداخت و حتی زمانی که به روحانیت برسیم باز هم دست از سر ما بر نمی دارند و مرتبا ارتباط ما با خدا قطع و طعم تلخ و بوی تعفن آن در زندگی می پیچد حالمان را بد و اطرافیان را به شدت آزار می دهد و البته باورها را می شکند. یک انسان ضعیف و تنها با دست خالی نمی تواند به جنگ این لشکر تا دندان مسلح برود مگر با آمادگی کامل که میتوان به حساب یک یک آن ها رسید. در گام های قبلی باید از نقاط ضعف خود آگاه و همچنین تکلیف خود را با خدا روشن و به او اعتماد کرده باشم سپس اراده ی شخصی را کنار و اجازه ی ورود قدرت خدا به زندگی را داشته باشم. حساب خودم را با مردم دنیا تصفیه و آن هارا بخشیده باشم در چنین زمانی با دل پاک و جیب پر به سراغ خالق توانا رفته از او درخواست کمک می کنم که نواقص اخلاقی مرا بگیر و شگفت زده می شویم وقتی قدرت او را می بینیم و چه قدر خوشحالی به دنبال دارد که خدا عملا برای ما کاری کرد که واقعا خودم قادر به انجام نبودم .
موقع اماده شدن براي مهماني حمام ميكنيم . ارايشگاه ولباس تميز عطر و خوشتيپ وتميز و مرتب مي ريم مهموني. اگه فقط به كارهايي كه انجام ميديم نگاه كنيم به نظر بي فايده وخسته كننده است.ولي مهماني ولذت در كنار ديگران بودن تمامي سختي ها ووقتي كه صرف امادگي ميكنيم رو توجيه ميكنه......در قدم ششم من مرتب با تمرين وتكرار به مهارت شناسايي نقايص شخصي خودم عادت ميكنم .وحتما رنج وسختي زيادي از تكرار مكرر ناتواني خودم درقبال كنترل نقايص تحمل خواهم كرد.ولي من دارم اماده ميشم كه برم مهموني/.......در قدم ششم من وجدان به خواب رفته خودم رو كه در جريان قدمهاي 4و5 بيدار كرده بودم بيدار نگه ميدارم دست وصورتشو ميشورم حمومش ميكنم ارايشش ميكنم صبحانه شو ميدم .تا هم خودش هم من باوركنيم كه اونم زنده است وداره نفس ميكشه تا بتونه هر روز سر وقت وبه موقع كار خودشو انجام بده و كارهاش روي هم تلنبار نشه.من در قدم ششم مهارت شناسايي نقايص رو در خودم نهادينه ميكنم تا با استفاده صحيح وبه موقع از اون درست زندگي كنم.
چرا آنها را "کمبود" مینامیم؟ شاید باید آنها را "وضعیت طولانی مدت" نامید، زیرا اغلب مدت زیادی طول میکشد که این وضعیت از زندگی ما رخت برکند. برخی از ما احساس میکنیم کمبودهای ما همان ویژگیهایی هستند که در دوران مصرف زندگی ما را نجات دادند. اگر این چنین باشد، جای تعجب نیست گاهی اوقات مانند دوستان عزیز قدیمی به آنها وابسته باشیم.
آمادگی کامل برای رفع شدن نواقص شخصیتی میتواند فرآیندی طولانی باشد که اغلب در طول عمر رخ میدهد. وضعیت آمادگی ما در ارتباط مستقیم با آگاهی ما از این نواقص و نابودی ناشی از آنهاست.

شاید در فهم اثرات نابودکننده نواقص خود بر زندگی خود و اطرافیانمان مشکل داشته باشیم. اگر این چنین باشد، درخواست از نیروی برتر جهت نشان دادن این نواقص که سدی در راه پیشرفت ماست، کار درستی خواهد بود.
برخی از ما در قدم چهارم خود به نوشتن چندان علاقمند نیستیم؛ برخی دیگر نیز آن را یک عمل گزاف و افراطی در نظر میگیریم. به خاطر ابراز نگرانی فزاینده راهنما، بارها و بارها از خود ترازنامه تهیه میکنیم. به همه چیزهایی که باید درباره علت وضعیت گذشته خود بدانیم، پی میبریم. بر این عقیده هستیم که فکر کردن، نوشتن و صحبت کردن درباره گذشته کافیست. به هیچ یک از توصیههای راهنما جهت آمادگی کامل برای رفع نواقص خود یا جبران خسارت صدماتی که به بار آوردهایم، گوش نمیدهیم. صرفاً درباره این نواقص بیشتر مینویسیم و دیدگاههای تازه خود را با خوشحالی در میان میگذاریم. سرانجام راهنما که از دست ما خسته شده، در حالت دفاع از خود از ما عقبنشینی میکند. 

اگرچه این ماجرا ممکن است افراطی به نظر رسد، اما بسیاری از ما خود را در چنین موقعیتی یافتهایم. فکر کردن، نوشتن و صحبت کردن درباره خطاهای خود موجب شد احساس کنیم همه قضیه را تحت کنترل خود داریم. اما دیر یا زود فهمیدیم که در مشکلات خود سردرگم شدهایم و راه حل آنها در معرض دید ما نیست. میدانستیم اگر بخواهیم زندگی خود را تغییر دهیم، باید از قدم پنجم عبور کنیم و برنامه خود را ادامه دهیم. برای اینکه نیروی برتر نواقص شخصیتی ما را که از آنها کاملاً آگاه شده بودیم، برطرف نماید، تلاش خود را برای پیدا کردن تمایل شروع کردیم. خساراتی را که در اثر عمل کردن بر اساس این نواقص به دیگران وارد کرده بودیم، جبران نمودیم. تنها پس از انجام این کار آزادی حاصل از بیداری روح خود را تجربه کردیم. امروز، دیگر قربانی نیستیم؛ برای پیشرفت در مسیر بهبودی خود آزاد هستیم.
گاهی اوقات آمادگی ما برای رفع شدن نواقص، بستگی دارد به اینکه آنها را چه بنامیم. اگر با تغییر نام نواقص خود باعث شویم کمتر "ناقص" به نظر برسند، ممکن است قادر به درک خسارتی که به وجود آوردهایم، نباشیم. اگر به نظر رسد آنها هیچ صدمهای ایجاد نمیکنند، چرا اصلاً از نیروی برتر بخواهیم آنها را برطرف نماید؟

"جلب رضایت افراد" را به عنوان مثال در نظر بگیرید. آیا واقعاً آنقدر بد به نظر میرسد؟ جلب رضایت افراد صرفاً بدین معناست که با افراد با مهربانی رفتار کنیم، درست است؟ نه کاملاً. اگر با صراحت بگوییم، این امر بدین معناست که فریبکار و متقلب باشیم. در واقع، درباره احساسات، باورها، نیازهای خود دروغ میگوییم و سعی میکنیم با چربزبانی رضایت دیگران را نسبت به خواستههای خود به دست آوریم.
رسالت همه قدمها بخصوص قدم ششم برداشتن موانع بین ما و خداوند است. آنچه موجب اعتیاد من شده بود٫نواقص اخلاقی من بود نه مواد مخدر.
بله باور كردني شايد نباشد ولي لگر من آمادگي اش را داشته باشم خداوند كليه نواقص شخصيتيم را مي تواند برطرف كند....چگونه؟من بايد نواقصم را رو كنم و از خدا درخواست كنم تا انها را برطرف كند،آنجا كه خشم است مهرباني..آنجا كه خودخواهي است خدا خواهي.آنجا كه نفرت است عشق و به جاي آنكه درك شوم درك كنم...به همين سادگي،جدي ولي ساده...نواقص به مرور برطرف مي شه اگه خودم بخوام..
سپردن توی قدم 6 میتونه این باشه: من نسبت به بعضی از نقص هام عاجز شده ام و نسبت به بقیه شاید فقط آگاهی پیدا کرده ام، من تمام این نواقص را به خداوندیکه میدونم فقط اونه که میتونه آونها رو برطرف کنه، میسپارم تا هرکدومو که خودش تشخیص میده از من بگیره. گاهی با از دست دادن برخی از نواقص از مسیر بهبودی خارج میشم، تشخیص اینکه کدامشون باید از بین بره و کدومشون باید کمرنگ بشه با خداست و کار من فقط شناسایی و دعاست والبته اقدام درسته. اقدام درست یعنی کارکرد بقیه قدما...یعنی کارکرد قدم 7 - 8و9 - و صد البته قدم 10
من قدم شش خودمو توی قدم 10 بصورت عملی پیاده کردم. یعنی توی بازبینی روزانه ی خودم نواقصمو تازه تازه شناسایی کردم و سپردمش یعنی اقداماات مؤثر دربارش انجام دادم و نتیجشو پیگیری نکردم.
صفحه ها: 1 2
لینک مرجع