تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: الکلیسم چرخ و فلکی به نام انکار
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه ها: 1 2 3
گروه خانواده الانان یک انجمن از خویشاوندان و دوستان الکلی هاست که تجارب نیرو و امیدشان را به منظور حل مشک مشترکشان در میان می گذارند. ما باور داریم که الکلیسم یک بیماری خانوادگی است و این تغییر نگرش می تواند به بهبودی کمک کند. الانان به هیچ فرقه مذهبی، سازمان سیاسی، نهاد یا ارگان وابسته نیست. هیچ بحث و مجادله ای نمی کند، هیچ گروهی را تأیید یا رد نمی کند، هیچ حق عضویتی نمی گیرد، الانان از طریق کمک های داوطلبانه خود کفاست. الانان فقط یک هدف دارد و آن هم کمک به خانواده الکلی هاست ما از طریق بکار بستن قدم های دوازده گانه، خوش آمد گویی و دادن اطلاعات به خانواده الکلی و با دادن تجربه و قوت قلب این کار را انجام می دهیم.

« از پیشگفتار دوازده قدم»
«الکلیسم چرخ و فلکی به نام انکار»

تهیه: ( پدر روحانی) ژوزف کلرمن مدیر سابق انجمن اکالی ها( کارولینای شمالی_ شارلوت)جناب کلرمن این اثر را در دومین کارگاه سالینه ی گروههای الانان در میلفورد( ایالت کنتیکوت) معرفی کرد.» 5 اکتبر 1968»
پیام او با چنین اشتیاقی روبرو شد که پدر کلرمن به دفتر مرکزی گروه خانواده الانان اجازه داد که آنرا چاپ و توزیع کنند.
این مربوط به کسانی است که بطور مستقیم یا غیر مستقیم، در زندگی با فردی در ارتباط هستند که از بیماری به نام الکلیسم رنج میبرد.
از یک راه بازی خیالی اشاره می شود به اینکه چگونه اشخاص در زندگی با یک الکلی در واقع به بیماریشان تداوم می بخشند و از آن طریق بهبودی خود را مختل می کنند.اگر یک برنامه مثبت بهبودی پذیرفته شده باشد، این برنامه پیشنهاد می کند که قدم هایی برای اشخاص به غیر الکلی ها برداشته شود. هر مرد و زن الکلی ممکن است در این نقش ظاهر شود. ما یک مرد برای اجرا انتخاب کردیم.
چگونه الانان می تواند کمک کند..... و می کند

این کتابچه الانان را بعنوان نسخه ای برای موقعیت های ایجاد شده بوسیله الکلیسم پیشنهاد می کند. این تصمیمی است که به ما می آموزد که طرز فکرمان را درباره الکلیسم عوض کنیم و دیدگاه جدیدی برای خودمان ایجاد کنیم، یک طرز فکر جدید که می تواند در زندگی امان یک تغییر معجزه اسا به وجود بیاورد. آنچه که شما درباره ان می خوانید( اگر شما واقعاً چنین کمکی می خواهید) مشکل خانوادگی الکلیسم را به یک شیوه جدید معرفی می کند و نور جدیدی بر چهره تاریک و گیج کننده ی آن می اندازد.
اين كتاب موجود در نشريات الانان ، زندگي الكليسم را در سه صحنه نمايشي كه حد اقل چهار شخصيت در آن وجود دارند نشان ميدهد .. چرخ و فلكي كه همچنان ميچرخد ، بدون اينكه كسي نقش خودد را در چرخيدن بپذيرد . دوستان و همكاران و حتي مشاوران ممكن است سهمي در چرخيدن چرخ و فلك داشته باشند .
الكليسم به ندرت در يك شخص جدا از ديگران ظاهر ميشود . و معمولا در اطرافيان نيز اثر ميگذارد ..
يك شخص خيلي زياد مي نوشد و مست ميشود و ديگران به نوشيدن او و پيامدهايش واكنش نشان ميدهند ..مشرويخوار به اين واكنش پاسخ ميدهد و دوياره مي نوشد . و اين چرخ و فلكي از سرزنش و انكار را سازمان ميدهد ،
يك حركت مارپيچي نزولي كه الكليسم را شكل ميدهد .
بنابراين براي فهميدن ما نبايد به الكلي به تنهايي نگاه كنيم ، بلكه بايد بيماري را بررسي كنيم . مثل اينكه ما به عنوان يك تماشاچي در حال تماشاي يك بازي و مشاهده دقيق نقش هاي بازيگران نمايشنامه نشسته باشيم .
هنگاميكه بازي آغاز ميشود الكلي را به عنوان ستاره ي اولين صحنه مي بينيم . او همه بازيها را انجام ميدهد . و ديگران به آنچه كه او انجام ميدهد واكنش نشان ميدهند ..
يك مرد در سنين 30 تا 55 " ، او معمولا با هوش ، ماهر و اغلب موفق در كارش است . اما هدف او ممكن است بالاتر از تواناييهايش باشد .
ما مي بينيم كه او حساس ، تنها و مضطرب است . او همچنين در راهي كه يك وابستگي زيادي را ايجاد ميكند بي تجربه است . با وجود اين او ممكن است به منظور انكار اين حقيقت يك راه مستقل بكار ببرد .
او همچنين انكار ميكند كه مسئول نتائج رفتارش است .
نام بازي از وابستگي و انكار مي آيد "چرخ و فلكي بنام انكار" براي اينكه او (به اين شيوه) بازي كند ديگران بايد آنرا ممكن سازند .
اين چيزيست كه ما بايد به دقت مشاهده كنيم . كاري كه هر بازيگري در اين بازي انجام مي دهد .
الكلي ياد ميگيرد كه استفاده از الكل حالش را بهتر مي كند . الكل براي او يك دعاي خير است ، نه يك نفرين ....
يك داروست و نه يك زهر ...براي چند ساعت مشكلاتش را به تعويق مي اندازد ..ترسهايش محو مي شود . نگرانيهايش كاهش مي يابد ..تنهاييش به ياسان ميرسد . و همه مشكلاتش حل ميشود .

صحنه (1)



بازي شروع ميشود با يك الكلي در شرايطي كه هيچكس نميتواند به او بگويد كه چه كاري انجام دهد .
او يه آنها ميگويد : اين ، كار را براي خانواده سخت تر ميكند كه به او درباره نوشيدنش و پيامدهاي آن حرف بزنند ، حتي وقتي كه نوشيدنش يه طور واضح مشكلات جدي به بار آورده است ، او به سادگي در مورد آن حرف نمي زند . حرف زدن با او شبيه يك خيابان يك طرفه است . بنظر ميرسد كه هيچ كس نمي شنود كه هر كدام چه ميگويند . در هر دو طرف هر كس چيزي را ميگويد كه ديگري بايد انجام دهد . به اين دليل است كه براي فهميدن الكليسم بايد بازي را ببينيم . مشاهده الكلي به تنهايي ، خواندن شرح علمي بيماري يا گوش دادن داستانهاي غم انگيز خانواده فقط يك قسمت كوچك از نمابشنامه است ..
كلمه كليدي الكليسم "انكار "است .
مردم بارها و بارها آنچه را كه قبلا گفته اند انجام نمي دهند . يا آنچه را كه انجام داده اند انكار ميكنند . اگر ما بتوانيم بازي را از تلويزيون ببينيم در حالي كه صداي آن را قطع كرده ايم ، انچه را كه واقعا در حال اتفاق افتادن است را بهتر مي فهميم ..
به زودي در اولين صحنه ، الكلي به نوشيدن بياز پيدا ميكند . بنابراين يك بطري كوچك را باز ميكند . ، او تند و سريع "يا" آهسته و جرعه جرعه مي نوشد . او ممككن است آشكارا بنوشد ..اما بيشتر احتمال خواهد داد مقداري كه نوشيده است را پنهان كند . با نوشيدن پشت صحنه و نه در حضور بازيگران ديگر اين اولين قسمت از انكار است ( پنهان كردن مقداري كه نوشيده است ) اما اين به ما ثابت ميكند كه او ميداند كه زياد مي نوشد . او بيشتر از ديگران مي نوشد و از اين طريق از ديگران بيشتر دور مي شود ..
نوشيدن زياد و دائم موضوع انتخاب نيست . اين اولين علامت الكليسم است . انكار تكرار شده با پنهان كردن بطري و بوشيدن به تنهايي آشكار مي سازد كه الكل براي كمك به بهتر شدن حال الكلي مهم است .
بعد از يك يا دو بار نوشيدن او نميتواند متوقف كند . بعد از مدتي نه چندان زياد يك تغيير عميق را در الكلي مي بينيم .
او احساسي از م.فقيت و سعادت و خودكفايي را آشكار مي سازد . او در بالاي جهان است و ممكن است مثل يك خداي كوچك رفتار كند . حالا او درست ميگويد و ديگران همه اشتباه مي كنند . احتمالا اين اتفاق زماني مي افتد كه كسي به نوشيدن او اعتراض مي كند . براي الكليها هيچ كاري وجود ندارد كه وقتي هست هستند انجام دهند . آنها منطقي و عاقل نيستند ..آنها مسئوليت پذير نيستند . آنها مستعدند كه قوانين و رفتارهاي اجتماعي را ناديده بگيرند .
بعضي اوقات ميزان جرائم در حين رانندگي تحت تاثير مستي يك مثال واضح است . اگر يك شخص غير مست اين كار را بكند ما فكر ميكنيم كه او ديوانه است . اگر نوشيدن به حد كافي ادامه يابد الكلي يك بحران ايجاد ميكند ، دچار مخمصه ميشود . و آشفتگيهايش ادامه مي يابد . اين ميتواند در خيلي از موارد اتفاق بيفتد اما الگو هميشه همان است ..
او يك آدم وابسته است به صورتي رفتار ميكند ، مثل اينكه غير وابسته است و نوشيدن اينكار را براي او آسان مي سازد . اين درست است ، اط نتائج نوشيدنش اين است كه او را وابسته تر از ديگران مي سازد . وقتي بحراني كه خودش افريده است شروع ميشود ، او منتظر است تا چيزي اتفاق بيفتد . آن را ناديده بگيرد ، از آن دور مي شود يا برسر ديگران فرياد مي زند تا او را از شر آن خلاص كنند . . الكل كه در ابتدا به او احساسي از موفقيت و استقلال داده بود اكنون ماسك او را برمي دارد و به او احساس يك بچه ناتوان ، وابسته را مي دهد
صحنه دوم :


در صحنه دوم الكلي كاري انجام نمي دهد ، اما منتظر است و از ديگران توقعع دارد كه برايش كاري انجام دهند . سه بازيگر ديگر صحنه نقش هايشان را اجرا مي كنند و الكلي از آنچه آنها انجام ميدهند سود مي برد . او يا كاري را انجام نميدهد ، با كم انجام مي دهد ، و هر كاري براي او در دومين صحنه انجام شده است .

توانا ....
اولين شخصي كه ظاهر ميشود كسي است كه ممكن است ما او را توانا بناميم . يك "كمك كننده " مثل "آقاي پاك" كه ممكن است با اضطراب و احساس گناه وارد شود كه به دوست الكلي اش در گرفتاري شديد كمك كند . او ميخواهد كه الكلي را از بحران ها فوري نجات دهد . و او را در تنش هاي غير قابل تحمل كه در اين موقعيت ايجاد شده است تسكين دهد .
در حقيقت اين شخص ممكن است در يك جلسه به نيازهايش اعتراف كند . ترجيحا براي الكلي ، اگر چه او خودش اين را نمي فهمد . ...توانا ممكن است يك مرد خارج از خانواده باشد ، يك خويشاوند ولي معمولا يك زن اين نقش را بازي ميكند ..اين توسط يك عضو كمكي مثل ، كشيش ، دكتر ، وكيل ، مددكار اجتماعي انجام شود ، كسي كه اطلاعات علمي كمي يا هيچ درباره الكل يا الكليسم كه اساس هر مشاوره تخصصي است داشته باشند . . آنها به دليل نداشتن آگاهي در اين موقعيت به همان روشي رسيدگي ميكند كه يك تواناي غير حرفه اي ...
الكلي در روند يادگيري ، اشتباهاتش را انكار ميكند و شرايطي براي او بوجود مي آيد كه باور كند هميشه يك حمايتگر به او كمك خواهد كرد . ، حتي اگر "توانا" ادعا كند كه آنها هرگز دوباره به او كمك نمي كنند . الكلي باور دارد كه هميشه به او كمك مي كنند . چنين عمليات كمكي ميتواند مثل يك "وسوسه" براي نوشيدن زياد باشد ..


قرباني ...
شخصيت بعدي كه به صحنه مي آيد ، احتمالا قرباني ناميده ميشود .او ممكن است رئيس ، كارمند ، كارفرما يا سرپرست باشد . يك فرمانده در زندگي نظامي ..يك شريك تجاري و گاهي اوقات يك همكار ..
قرباني شخصي است كه مسئول به انجام رساندن كاري است كه الكلي بر اثر مصرف غائب بوده و ان كار را نصفه كاره و نيمه رها كرده ..
آمار صنعتي نشان ميدهد كه زمان نوشيدن با شغل شخص تداخل پيدا مبكند ..او ممكن است در يك شركت براي 10 يا 15 سال كار كرده باشد ، رئيسش يك دوست واقعي براي او باشد و حمايت از او يك پاسخ كاملا طبيعي است .
هميشه اين اميد وجود دارد كه اين آخرين بار مصرف باشد . الكلي كاملا به حمايت و سرپوش گذاري از طرف قرباني وابسته شده است . وگرنه او نمي تواند به اين روش ادامه دهد . او مجبور است يا از نوشيدن دست بكشد يا شغلش را از دست بدهد . اين قربانيست كه الكلي را قادر مي سازد كه به نوشيدن غير مسئولانه بدون از دست دادن شغلش ادامه دهد ....


......ادامه ...
تحريك كننده ..

سومين شخصيت در اين صحنه شخصيت كليدي بازي است همسر يا والد الكلي ، شخصي كه الكلي با او زندگي ميكند . او معمولا "همسر يا مادر" است . او در نقشش با تجربه و كار كشته است و طولاني تر از ديگران اين صحنه را اجرا مي كند . او تحريك كننده است ، زخمي و غمگين به خاطر نوشيدن هاي مداوم الكلي ، با اين حال او خانواده را عليرغم هم مشكلات ناشي از نوشيدن كنار هم نگه مي دارد .
پيامد اين ازدواج ، تلخي ، لغزش ، ترس و زخم است و بنابراين خود او سرچشمه ي تحريك ميشود . او كنترل ميكند . او با تمام نيرو سعي ميكند آنچه را كه ميخواهد تغيير دهد ، او قرباني ميشود سازش ميكند ، هرگز او را به تسليم وادار نمي كند و تسليم هم نمي شود ، اما فراموش هم نمي كند خلق الكلي عجز و درماندگيست كه بايد پذيرفته شود . اما زن هرگز او را نمي پذيرد . مرد با يك حالت خودمحوري كامل عمل ميكند و اصرار دارد همان كاري كه دوست دارد انجام دهد و از زن انتظار دارد كه به طور دقيق آنچه را كه ميگويد انجام بدهد وقتي كه او يه خانه مي رسد زن بايد در خانه باشد (اگر برسد) .
اين شخصيت همچنين ممكن است وفق دهنده ناميده شود ..او دائما بحران ها و دردسر هاي ناشي از نوشيدن را حل و فصل ميكند . الكلي او را براي براي هر چيزي كهدر زندگي زناشويي اشتباه انجام گيرد سرزنش ميكند . زن سعي ميكند كه همه كارها را درست انجام دهد براي اينكه ثابت كند " مرد اشتباه مي كند" .
او همسر و كدبانو است و علاوه بر اين ممكن است خرج خانه را به خاطر زندگي كردن با مردي كه بيماريش الكليسم است به عهده بگيرد . او سعي مي كند كه : پرستار ، دكتر و مشاوره باشد او نمي تواند اين 3 نقش را بدون آزردن خود و همسرش بازي كند . او به اندازه اي غمگين است كه نميتواند به همسرش بدون اضافه كردن مقداري احساس گناه ، زخم زبان ، رنجش يا افسردگي صحبت كند . در موقعيتي كه همه چيز تقريبا غير قابل تحمل است ، هنوز شرايط جامعه به او آموزش مي دهد كه بايد اين نقش را بازي كند و اگر زن نخواهد كه اين كار را انجام بدهد خودش را در تضاد با آنچه كه خانواده و جامعه از او به عنوان زن انتظار دارند مي بيند .
آنچه كه الكلي انجام مي دهد مهم نيست . او به خانه برمي گردد . اين جايي است كه هر كسي وقتي هيچ جايي ديگري براي رفتن وجود ندارد مي رود .
صحنه دوم كاملا سازمان يافته است . الكلي از بيچارگيهايش رهايي مي يابد ، بر سر كارش بر مي گردد و جايگاه خود را به عنوان يك عضو خانواده به دست مي اورد و اين به او لباس يك بزرگسال مسئول را مي پوشاند . از انجايي كه همه چيز براي او انجام گرفته اما نه به وسيله خودش ، وابستگي اش افزايش مي يابد و او يك بچه در لباس بزرگسال باقي مي ماند .
نتيجه اثرات و مشكلات ناشي از نوشيدن به وسيله ي ديگران رفع ميشود . آنها تمام آشفتگي هاي ايجاد شده به وسيله الكلي را سر و سامان مي دهند . نتائج دردناك نوشيدن همه را به غير از الكلببببببببي رنج ميدهد . اين به او اجازه ميدهد براي اينكه مشكلاتش را حمل كند ، بنوشد .
در صحنه اول الكلي درد و اندوه اش را با نوشيدن از بين مي برد . در صحنه دوم اثرات آزار دهنده ي نوشيدن به وسيله ي ديگران برطرف مي شود . اين الكلي را متقاعد مي سازد كه به شيوه غير مسئولانه رفتار كند .
« صحنه سوم»


صحنه سوم بیشتر شبیه صحنه اول آغاز می شود. اما بعضی چیزها به آن اضافه می شود. نیاز به انکار و وابستگیش حالا شدیدتر شده و معمولاً باید فوری و حتی خیلی قاطع بیان شود. الکلی انکار می کند که مشکل نوشیدن دارد. انکار می کند که یک الکلیست، انکار می کند که الکل برای او مشکل ساز شده است.
او از اعتراف به اینکه دیگران به او کمک می کنند بیشتر از انکار امتناع می کند.
او انکار می کند که ممکن است شغلش را از دست بدهد و اصرار دارد که او بهترین یا ماهرترین شخص در شغلش می باشد.مخصوصاً او انکار می کند که برای خانواده اش مشکل به وجود آورده است. در حقیقت او خانواده مخصوصاً همسرش را برای همه ی جنجال ها، نق زدن ها و مشکلات مقصر می داند. او حتی ممکن است که اصرار داشته باشد که همسرش دیوانه است و به روان پزشک نیاز دارد. همانطور که بیماری و اختلافات شدت می یابد، مرد همسرش را به خیانت کار بودن و داشتن رابطه عشقی با مردان متهم می کند اگر چه او هیچ دلیلی برای این اتهام ندارد.
صفحه ها: 1 2 3
لینک مرجع