تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: نشریات الانان
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه ها: 1 2 3 4
خودشناسی

برای کمک بهبهبودی یک معتاد، اولین قدم را اعضا خانواده او بر می دارند، هرچند می توانید راجع به این موضوع یاد بگیرید و به آن عمل کنيد و تنها حرفش را نزنید. این از هرکار دیگری که شما برای معتاد انجام دهید مؤثرتر خواهد بود.
بطور خلاصه چند مطلب کوچک را می توانم در نظر گرفت:
همه حقایق و تجربیات را یا بگیرید و در زندگی خود اجرا کنید و از معتاد ایراد نگیرید.
تا می توانید به جلسه های معتادان گمنام، به جلسه های باز آنها، کلینیک ها و مراکز روان درمانی که درباره این بیماری برنامه های ویژه دارند و هکچنین مراکز کسب اطلاعات درباره اعتیاد و غیره بروید تا بتوانید هرچه بیشتر و بیشتر درباره این بیماری اطلاعات کسب کنید.
بخاطر داشته باشید که شما احساساتی هستید بنابراین تغییر در رویه و طرز تفکرتان به بهبودی شما کمک می کند.
شخص معتاد را به کارهای خوب و مفید تشویق کرده و در انجام آنها او را همراهی کنید.
آگاه باشید که عشق بدون محبت نمی تواند وجود داشته باشد و عشقی که بدون نظم و ترتیب و عدالت و محبت باشد به نابودی منتهی می گردد.
فهرستی از کارهایی را نمی بایست در برابر یک معتاد انجام داد، تهیه نمایید هرچند ممکن است کامل نباشد ولی شروع خوبی مي تواند داشته باشد.
نشریات نارانان به من یادآوری می کنند که قطع وابستگی به شیوه ی صحیح تنها با تمرین حاصل می شود. اگر آن را تمرین نکنیم در حد یک شعار در یک نشریه باقی می ماند. قطع وابستگی محتاج زمان و تمرین است، دوستان بهبودیم کمکم می کنند تا از مسیر درست منحرف نشوم. من هر روز تلاش می کنم تا با تمرین قطع وابستگی آرامش تازه ای را تجربه کنم.
"بعضی افراد فکر می کنند اگر چیز سنگینی را از زمین بردارند نشان می دهند که قوی هستند اما گاهی برای قوی بودن باید چیزهای سنگین را زمین بگذارند و آن ها را رها کنند.
ادامه از قبل

فلسفه بازی نکنید خود را نبازید، سرزنمش، دعوا و پرخاش نکنيد. ممکن است با اجزای تمام این کارها احساس خوبی به شما دست دهد ولی موقعیت خیلی بدتر خواهد شد.
عصبانی نشوید چون با عصبانیت شانس هرگونه کمک به خود را از دست می دهید.
اجازه ندهید که ترس و واهمه شما را وادار به کارهایی برای معتاد نماید که مسئولیت خود اوست.
هیچگونه قول و قراری از معتاد قبول نکنید چون این فقط راهی برا به تعئیق انداختن بهبودی است. قرادادهای خود را تغییر ندهید و روی حرف خود پابرجا بمانید.
اجازه ندهید که شخص معتاد برای شما زرنگی به خرج دهد این به او یاد می دهد از مسئولیت شانه خالی کند و در عین حال احترام برای شما قائل نباشد.نگذارید شخص معتاد از شما سواستفاده کند چون با این کار شما را همدست خود میسازد و از کارهای مربوط به خود شانه خالی می کند.
این نکته ها فقط برای یک راهنمایی است. اینها را بعنوان کتاب و قوانین استفاده نکنید. از عقل و هوش خود نیز استفاده کرده و در اجرای آنها از منطق خود کمک بگیرید و به جلسات خانواده معتادان گمنام بروید و از اشخاص با تجربه در این مسائل کمک بگیرید و شاید به این نتیجه برسید که شما نیز مانند شخص معتاد احتیاج به کمک و راهنمایی دارید


ادامه دارد....
ادامه از قبل

روبرو شدن با حقایق و قبول حقایق را پشت گوش نیندازید. چرا که بیماری اعتیاد به سرعت رشد می کند. بنابراین از همین لحظه شروع به یادگیر و درک مسائل و برنامه ریزی برای بهبودی آنها کنید. دست روی دست گذاشتن بدترین انتخاب و روش مبارزه با این بیماری است. بسیاری از خانواده های معتادین که حتی با فرد معتاد زندگی نیز نمی کنند و با یکدیگر برخوردی هم ندارند، به کرات متوجه این مسئله شده اند که چقدر زندگی آنها بوسیله این بیماری تحت تاثیر قرار گرفته و اختیار زندگی از دستشان خارج است و اثرات زندگی گذشته باعث آزار و اذیت آنها است و بالاخره آنها نیز با رفتن به جلسات، خواندن نشريات و عمل کردن به قدمهای دوازده گانه، به زندگی خود صلح و آرامش از بین رفته را بر گردانده اند.

پايان اين قسمت
نامه یک معتاد به خانواده اش



من یک معتاد هستم به کمک تو احتیاج دارم.
مرا نصحیت و سذزنش یا تنبیه نکن. اگر من مبتلا به بیماری قند یا سل بودم ، تو هیچگاه از دست من عصباني نمی شدی، اعتیاد هم یک نوع بیماری است. ای عزیز مواد مخدر مرا دور نریز. چون این کار تو وقت تلف کردن است.من همیشه راهی برای به دست اوردن مواد مخدر پیدا خواهم کرد. مگذار که خشمت را بر انگیزم. اگه تو با سخنانت به من حمله کنی و یا اینکه منو به باد کتک بگیری باعث خواهی شد که من دلایل دیگری برای احساس بدی که نسبت به خود دارم بیابم. من به اندازه کافی از خودم متنفرم . مگذار محبت تو، اضطراب و نگرانی تو، باعث شود که کارهای را برای من انجام دهی، که خود می بایست شخصا آنها را بعهده بگیرم. اگر تو مسئولیت های منو بدوش بگیري، باعث خواهی شد که نتوانم هیچگاه مسئول رفتارم نباشم. در این هنگام من بیشتر و بیشتر احساس گناه خواهم کرد و تو بیشتر و بیشتر کینه به دل مي گيري.
قول های منو قبول نکن . من برای خلاصی خود، قول های فراوانی می دهم. اما طبیعت بیماری من باعث می شود به قول و قرارهايم عمل نکنم و به آنها پای بند نباشم، حتی اگه قصد اجرای آنها را هم داشته باشم.


ادامه دارد
ادامه از قبل
هرگز مرا تهدید بدون عمل مکن. اگر تصمیم گرفتی، بدات عمل کن و به اجرا بگذارش. هر حرفی را که به تو می گویم باور نکن، ممکن است که دروغ باشد. نپذیرفتن واقعیات یکی از اثرات بیماری من است. به احتمال زیاد من احترامم را برای کسانی که به آسانی گول حرفهای مرا می خورند از دست می دهم. مگذار که به هیچ وجه از تو سو استفاده کنم. اگر برابری وجود داشته باشد، بر اشتباهات من سرپوش مگذار.
و سعی نکن که مرا از تاثیرات اعتیاد نجات دهی،به من دروغ نگو، پول مخارج مرا نده، مسئولیت های مرا به گردن نگیر. چنین اعمالی باعث می شود، احتمال این که من بدنبال کمک بروم را کم کند. تا زمانی که تو یک راه آماده و راحت برای فرار از مسئولیت ها و مشکلات ناشی از اعتیادم به من نشان بدهی، من قبول نخواهم کرد که با اعتیاد مشکلی دارم. مهمتر اینکه تا جایی که می تواني راجع به اعتیاد و نقش تو در ارتباط با من چیز بیاموز. هروقت توانستی به جلسات باز معتادان گمنام برو و در جلسات خانواده معتادان گمنام شرکت کن. نشریات و جزوات آنها را بخوان و با سایر اعضا در تماس باش. آنها افرادی هستند که می توانند به تو بسیار کمک کنند تا موقعیت ها را به وضوح ببینی .



من تو را دوست دارم
معتادی که در زندگی توست

پایان این قسمت
مدد خواستن

خطر کردن و رفتن به اولین جلسه الانان شهات زیادی می طلبد. کنار گذاشتن ترسها، عقايد و عادات قدیم و کمک خواستن از دیگران جهت راهنمایی با حمایت و قدرت کاری آسان نیست.
شاید قبول این امر که ما نیاز به کمک دیگران داریم یکی از بزرگترین و البته قابل تقدیر ترین مبارزاتی باشد که تا به حال با آن روبرو شده ایم. وقتی متوجه می شویم که بیمار هستیم و از بیماری خود خسته شده ایم پنجره ای به سوی امکاناتی برای تحول خود می گشاییم. پنجره ای به سوی امید و زندگی شادتر و پربارتر
یاری خواستن از دیگران


در اوایل، یاری خواستن از دیگران خطرناک تر از به تنهایی مبارزه کردن به نظر می رسد. قبل از آمدن به جلسات الانان مطمئن ترین راه برای ادامه حیات این بود که با همه مشکلات به تنهایی مبارزه کنيم، در مورد مسائل مان به کسی چیزی نگوییم و در واقع به کسی اعتماد نکنیم چرا که آنها ما را ناامید می کنند. ما یاد گرفته بودیم بدون حمایت از سوی افرادی که آنها ما را ناامید می کنند. ما یاد گرفته بودیم بدون حمایت از سوی افرادی که بیماری اعتیاد الکلیسم را درک می کنند، به تنهایی با آن کنار آییم. در واقع به خوبی می دونستیم که چگونه رازهای مان را مخفی کنیم و در بحرانی ترین شرایط ظاهری خوب و معمولی به خود بگیریم.
ما از مردم دوری کردیم چرا که می دانستیم برای وانمود کردن بهتر است تنها باشیم. در واقع خجالت ، ترس و خشم خود را از دیگران پنهان می کردیم. اکثر آنهایی که از دیگران کمک خواسته اند اغلب ناامید شده اند.


ادامه دارد
ادامه از قبل

[b]دوستان نزدیک و اعضا خانواده نصیحت های زیادی کرده اند اما تعداد کمی از آنها توانسته اند شرایط ما را بخوبی درک کنند و پیشنهادات سازنده ای بدهند. در واقع بسیاری از پندها و پیشنهادات را بدون دقت کافی انجام داده ایم و به جای اینکه آنها سود آور باشند، زیان آور هم بوده اند. بدون داشتن مکانی امن برای پناه بردن بدون وجود شانه هایی صميمي و گرم براي گريه کردن رازهای مان را در دلمان نگاه داشته و آنها را ئخیم تر کرده و در نتیجه بیشتر و بیشتر احساس ناامنی و ترس کرده ایم و دیگر قادر به مبارزه نبوده ایم.
هر روز تلاش مان را برای ادامه زندگی بیشتر شده ولی پس از مدتی از خود پرسیده ایم که آيا این همه تلاش ارزشش را دارد؟
با داشتن چنین زمینه ای، باور کرده ایم که سهیم شدن در تجربیات دیگران و استفاده از آنها جز افزودن رنج و تنمهایی ثمره دیگری ندارد. اما هنوط هم یاری خواستن از دیگران کلیدی برای بهبودی از اثرات اعتیاد است.
[/b]

ادامه دارد
ادامه از قبل

تفاوت در این است که باید این افراد را با دقت بیشتری انتخاب کرده و مطمئن باشیم آنها واقعا مي توانند به ما کمک کنند. اکنون ترغیب، کمک و حمایتی را که در جلسات الانان به دنبال آن بوده ایم یافته ایم. چه احساس شگفت انگیزی است بدانیم بسیاری از دیگر مردم می توانند درک کنند که بر ما چه می گذرد.
به نظر باورکردنی نمی اتید اما در این جلسات ما با افرادی مواجه می شویم که همان ترس ، رنج، سردرگمی و ناامیدی را می شناسند اما با گرد هم لامدن و سهیم بودن در تجربیات هم، در قدرت و امیدواری هم، قادرند که از درد و رنج خود فراتر رفته و ساختن زندگی بهتر و شادتر را آغاز کنند. به همین دلیل است که شرکت در این جلسات بسیار مهم است. پس از رنج بردن از این بیماری مهلک و تحمل این همه رنج آن هم به تنهایی رهروی بودن منبعی غنی و مغذی برای حمایت و محبت است.

پایان اين بخش
صفحه ها: 1 2 3 4
لینک مرجع