تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: به نظر شما راههای رسیدن به آرامش درونی چیست؟
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه ها: 1 2 3 4 5

راز آرامش درون خویشتنداری است، انرژیهای خود را پراکنده نکن، بلکه آنها را تحت نظر داشته باش و به طرز مفیدی هدایتشان کن.
۲- راز آرامش درون در این است که هرکاری را با حواس جمع و علاقه انجام دهی.
۳- راز آرامش درون در زمان حال زندگی کردن است،…گذشته و آینده را در چرخه ذهنی ابدیت رها کن.
۴- راز آرامش درون در آسایش درون است، یعنی آسایش جسمانی، عاطفی ذهنی و معنوی.
۵- راز آرامش درون در دل نبستن است، این را بدان که در حقیقت هیچ چیز و هیچ کس به تو تعلق ندارد.
۶- راز آرامش درون در شادی است، افکار شادی آفرین را حفظ کن.
۷- راز آرامش درون در آروز نداشتن است، این را بدان که شادی در درون تو جای داردو نه در اشیاء و شرایط خارج از وجود تو.
۸- راز آرامش درون در این است که همه چیز را همانطور که هست بپذیری، آنگاه با امید و آرامش در جهت بهبودی آن قدم برداری.
۹- راز آرامش درون در درک این مطلب است که تو نمی توانی دنیا را تغییر دهی، اما می توانی خودت را تغییر دهی.
۱۰- راز آرامش درون در دوستی با افراد مثبت است، از معاشرت با افرادی که طبیعتی خالی از صفا و صمیمیت دارند پرهیز کن.
۱۱- راز آرامش درون در ایجاد آرامش در محیط اطراف خویش است.
۱۲- راز آرامش درون در یک زندگی ساده است، ضروریات زندگی را دوباره برای خود تعریف کن.
۱۳- راز آرامش درون در یک زندگی سالم است، هر روز ورزش کن، غذای مناسب بخور و نفس عمیق بکش.
۱۴- راز آرامش درون در داشتن وجدانی پاک است.
۱۵- راز آرامش درون در رفتار آزادانه است، رفتاری که بر آمده از خود واقعی ات باشد، نه افکار دیگران.
۱۶- راز آرامش درون در این است که در تمام مراحل زندگی از حق پیروی کنی.
۱۷- راز آرامش درون در غبطه نخوردن به مال دیگران است، این را بدان که آنچه حق توست، هر طور شد خود را به تو خواهد رساند.
۱۸- راز آرامش درون در گله مند نبودن است، آنچه دنیا به تو می بخشد، در مقابل چیزی است که پیش تر، تو به او بخشیده ای.
۱۹- راز آرامش درون در این است که اشتباهات خود را بپذیری و بدانی که فقط خود تو می توانی آنها را به موفقیت تبدیل کنی.
۲۰- راز آرامش درون در این است که بر دشمن درونت غلبه کنی، نه اینکه او را سرکوب کنی.
همان طور که درحال رشديم.به مرور درک مي کنيم که مفهوم ارامش..پذيرش سرمايه ها وکم کسرهامان به طور متوام است.چيزي که بيش از همه براي ما مهم است اي است که نسبت به خود احساس خوبي داشته باشيم.امروز مثلث خودمشغولي خود را در هم ميشکنم رنجشهارا با پذيرش عصبانيت را با عشق وترسهارا با ايمان جواب خواهم داد.


اگر حتی لحظات کوتاهی آرامش عمیق درونی را تجربه کرده باشید، خواهید دانست که رسیدن به آرامش تا چه حد لذت‌بخش و روح‌افزاست. ما همه دوست داریم در دقایقی احساس آرامش عمیق درونی کنیم.

اگر آرامش و خوشحالی ما مشروط به دست‌آورد‌های بیرونی باشد شاید به‌زودی ناامید شویم، چون نمی‌توان حصولِ موفقیت بیرونی را همیشه تضمین کرد
یکی از ویژگی‌های‌ انسانی و معنوی که در دنیای امروزی مورد چالش قرار گرفته، آرامش است، چه آرامشِ درونی و چه آرامش جهانی. به نظر می‌رسد که در دنیای پر هیاهو و زندگی پرسرعت بشر امروزی، آرامش به‌تدریج کمیاب شده است.

بسیاری از افرادی که به داکتر اعصاب و روان یا مشاور مراجعه می‌کنند به طور خود‌آگاه یا نا‌خود‌آگاه به‌دنبال این آرامش اند ، اما مشکل این است که بسیاری اوقات در جای مناسب به‌دنبال آرامش نیستند.
به‌نظر بسیاری از بزرگان و اندیشمندان و براساس تجربه ی بسیاری از انسان‌ها، آرامش حقیقی در درون انسان یافت‌ می‌شود (و این تصمیم شخصی و تلاش فردی اوست که او را درین زمینه یاری می‌رساند). اوتو رنک، از روانشناسان بنام و همکار نزدیک فروید، می‌گوید: “آن‌چه که ما در درون به دست می‌آوریم واقعیت بیرونی زندگی ما را تغییر خواهد داد.”
ممکن است فکر کنیم رسیدن به اهداف‌مان در زندگی ما را به آرامشی پایدار خواهد رساند. مثلاً به خود می‌گوییم: اگر در رشته ی دلخواهم در دانشگاه قبول شوم؛ اگر فارغ التحصیل شوم؛ اگر کار مناسب پیدا کنم؛ اگر با شخص مورد علاقه‌ام ازدواج کنم؛ و اگر…. به آرامش واقعی می‌رسم. و با آن‌که در بسیاری اوقات به آن‌چه که می‌خواهیم می‌رسیم اما هنوز از آرامش خبری نیست.
البته رسیدن به اهداف ارزشمند یکی از عوامل لازم برای رسیدن به آرامش است، اما کافی نیست. اگر به آرامش درونی نرسیم، آرامشی که در اثر تحقق امیال و آرزوهای‌مان به دست می‌آوریم ناپایدار و زودگذر خواهند بود.
آرامش درونی بیشتر نتیجه ی یک نوع نگرش خاص به زندگی است نه لزوماً نتیجه ی دست‌آوردها و شرایط زندگی. انسانی که به شناخت نسبی خود نایل آمده و با خود و زندگی به صلح رسیده احساس آرامش بیشتری می‌کند. هم‌چنین انسان‌هایی که نگرش معنوی و قدرت پذیرش بیشتری در زندگی دارند از آرامش بیشتری برخوردارند...

در اینجا چند نگرش و مهارت مختلف برای کسب آرامش درونی مطرح می‌شوند:

- اصلِ پذیرشِ خود:
زمانی‌که خود را با تمامیِ کمی‌ها وکاستی‌ها می‌پذیریم و زمانی‌که زندگی مان را به همان صورتی که هست قبول می‌کنیم، به آرامش می‌رسیم. در یکی از تحقیقات انجام شده در این زمینه شرکت‌کننده‌ها آرامشِ درون را حاصل قدرتِ پذیرش خود معرفی می‌کردند که به قدرت حفظ آرامش در لحظات سخت می‌انجامد. حتی اگر ما یا زندگی مان نیاز به تغییر داشته باشد، اگر تغییر را از نقطۀ پذیرش آغاز کنیم بسیار راحت‌تر و امکان‌پذیرتر خواهد بود، چرا که بسیاری از ناراحتی‌های ما به سبب نپذیرفتن واقعیت‌های زندگی است.
- حضور داشتن در لحظه و در زمان حال:
یکی از شرط های رسیدن به آرامش درونی، حضور داشتن در لحظات زندگی است. وقتی همواره در گذشته یا آینده سیر می‌کنیم و دچار ازدحام افکاریم، آرامشِ کافی نداریم و در زمان حال حضور نداریم. اما هر چه بیشتر در زمان حال حضور داشته باشیم، از لحظات زندگی بیشتر استفاده خواهیم برد و به شادی و آرامش بیشتری خواهیم رسید. هر چقدر که ذهن ما آرام‌تر و تضادهای درونی مان کمتر باشند، حضور بیشتری در لحظه پیدا می‌کنیم. برای این‌که حضورِ بیشتر پیدا کنیم، باید به شناخت خود و تصفیه افکار و احساسات خود بپردازیم. عبادت و مراقبه نیز به حضور بیشتر ما در لحظۀ حال کمک می‌کنند.
- ناامیدی به خود راه ندادن:
ناامیدی معمولاً مثلِ زهری است که به تدریج وارد می‌شود و مسمومیت مزمن ایجاد می‌کند و حتی کار به جایی می‌رسد که شخص نمی‌داند چه چیزی باعث این مسمومیت شده است. ناامیدی مزمن به افسردگی می‌انجامد. منفی‌نگری و منفی‌بافی باعث ناامیدی می‌شود. هر چقدر نگرانی‌های ما کم‌تر باشند و مثبت‌اندیش‌تر باشیم، امیدوارانه‌تر به زندگی خواهیم نگاه می‌کنیم. انسان‌هایی که امید بیشتری به زندگی دارند آرامش بیشتری دارند و به موفقیت‌های بیشتری دست می‌یابند.
- ساده اندیشیدن و ساده زیستن:
ساده فکرکردن و ساده زندگی کردن یک نعمت است. انسان‌های قانع که به دنبال تجملات و پیچیدگی نیستند، آرامش بیشتری دارند. بسیاری اوقات لذت زندگی نیز در سادگی است، مانند قدم زدن درطبیعت و لذت بردن از مناظر، یا شرکت کردن در یک جمع دوستانه. اندیشمندان زیادی دربارۀ مواهب سادگی سخن گفته اند که در اینجا به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

“سادگی نهایت کمال است” - لئونارد داوینچی

“وقتی که زندگی‌تان را ساده‌تر می‌کنید، قوانین جهان ساده‌تر خواهند شد، نه تنهایی دیگر تنهایی خواهد بود، نه فقر دیگر فقر و نه ضعیفی ضعف” – هنری دیوید تورا
- با مهربانی با دیگران برخورد کردن:
مهربانی یکی از ویژگی‌های است که انسان را ارتقا داده و باعث شکوفایی معنوی او می‌شود. هر چقدر که ما بیشتر با دیگران با مهربانی و خوبی رفتار کنیم، ویژگی‌ها و احساساتِ خوب را در خود پرورش می‌دهیم و این باعث آرامش درونی و شادی ما می‌شوند. از قدیم گفته اند از یک دست بده تا از دست دیگر بگیری. اگر به دیگران عشق و محبت بدهیم، به احتمالِ زیاد عشق و محبت نیز دریافت می‌کنیم.
- به اعتقادات و تمرینات معنوی پرداختن
: دین و معنویت به سؤالات نهادین انسان دربارۀ آفرینش و غایت زندگی پاسخ می‌دهند. تحقیقات نشان می‌دهد انسان‌هایی که نگرش معنوی به زندگی دارند آرامش عمیق‌تری دارند و در مقابل ناملایمات و سختی‌های زندگی مقاوم‌ترند.
- نگاهی طنزآمیز داشتن:
یکی از مشکلات ما این است که خود و زندگی را بسیار جدی می‌گیریم. انسان‌هایی که دیدگاه طنزآمیز دارند و توانایی خندیدن به خود و زندگی را دارند، از سبک‌باری و آرامش بیشتری برخوردار خواهند بود. نگاه طنزآمیز به خصوص به مشکلات، به فاصله گرفتن از آنها به حفظ آرامش کمک می‌کند. تصمیماتی که در زمان آرامش می‌گیریم بسیار متناسب‌تر و مفیدتر از تصمیماتی هستند که در حالت ناآرامی و پریشانی خاطر می‌گیریم.
- نزدیکی و ارتباط با طبیعت:
طبیعت بکر پر از آرامش و انرژی است و به آرامش ذهن کمک می‌کند. تحقیقات نشان می‌دهد که طبیعت به بیداری احساسات معنوی و حس آرامش درونی کمک می‌کند.


تضادها رو درك كنيم

سياه و سفيد، سرد و گرم، زشت و زيبا...
به تضادها فكر كن. وقتي كه در طبيعت، وجود انسان، خلق و خوي بشر و به طور كل، در هستي كنكاش مي كنيم متوجه ميشيم كه دنيا مملو از ضد و نقيض هاست و تقريبا ميشه گفت كه هيچ چيز مطلقي روي زمين وجود نداره مگر در كنار متضادش و اون وقت ديگه مطلق نيست.
در دنياي رنگ ها، به رنگ هاي متضاد، مكمل نيز گفته مي شود. در واقع رنگ هايي كه در چرخه رنگ مقابل هم قرار مي گيرن، رنگ هاي متضاد يا مكمل هستن مثل زرد و بنفش، نارنجي و آبي، قرمز و سبز.
اين رنگ ها وقتي كنار هم قرار مي گيرن باعث كامل شدن درجه رنگي و در نتيجه درخشش و جلاي همديگه ميشن. در اصل هر چيزي در كنار متضادش معنا پيدا مي كنه:
اگه تاريكي نباشه، نور بي معناست.
براي درك خوبي بايد بدي ها رو ديد و شناخت.
اگه زشتي وجود نداشت زيبايي ها به چشم نمي آمدن.
از شكست ميشه طعم خوش پيروزي رو چشيد.
با وجود بيماري، قدر سلامتي رو مي فهميم.
وقتي از انتقام صرف نظر مي كنيم متوجه ارزش بخشش ميشيم.
صبر و شتاب هر دو با هم و به موقع خودبراي زندگي ضروري هستن.
با غلبه بر ياس، اميد به آينده خوب رشد مي كنه.
نگراني و اضطراب ها رو بايد پس زد تا به آرامش رسيد.
با سايه روشن ها ميشه تلاطم روح و هستي رو به تصوير كشيد.
اگه تلخي نبود مزه شيريني رو هيچكس نمي فهميد.
ميشه به عشق فكر كرد و تنفر رو در نطفه از بين برد.
با كم و زياد زندگي ميشه ساخت و از اون لذت برد.
هيچ تجملي زيباتر از سادگي نيست.
و در آخر هر اومدني يه رفتني داره، مهم رد پايي است كه بر جا گذاشتيم، كارهايي است كه كرديم، جاهايي است كه رفتيم، راهيه كه براي زندگيمون انتخاب كرديم...
پس حواسمون به تضادها باشه. نقص ها و بدي ها وجود دارن، همونطور كه خوبي ها. نمي توان منكر هيچكدوم شد. نبايد غصه نقص ها و بدي ها رو خورد بلكه بايد اونا رو شناخت، قبول كرد و پشت سر گذاشت تا به جنبه هاي خوب زندگي رسيد. در اون لحظه است كه ميشه مزه خوبي ها رو درك كرد و به سادگي ازشون نگذشت.
سپردن به خدا و دست از تلاش های بی اثر برداشتن
ارتباط با خداوند من هروقت به خدا وصل میشم ورابطه میزارم ودعا میکنم ارام میشوم
درک خود من بعد از اشنایی با برنامه اینه که اگر امروز به اشتباهاتم اقرار کردم قطعا فردای بهتری خواهم داشت
زمانی که اقرار می کنم نوعی ارامش به سراغم میاد که رضایت بخشه و اگر در طول بهبودی این اقرار صادقانه روزانه رو داشته باشم و سعی کنم خطاهای خودمو با حرکت درست و رفتار سالم جایگزین کنم قطعا به ارامش درونی که حاصل از پذیرش و اقرار به اشتباهات خودم هست میرسم .
دست تو دست برنامه دوازده قدمي بودن
به نظر من آرامش وقتی به دست میاد که من جنگ درونی نداشته باشم و با خودم کنار بیام و خودم رو دوست داشته باشم
خودم رو بپذیرم و زندگیم رو بپذیرم و امید داشته باشم و متکی و وابسته به دیگران نباشم
آرامش در سایه ارتباط حقیقی و صمیمی با نیروی برتر به دست میاد و وقتی من کارهایی که در حد توانم نیست رو به اون بسپارم و سهم خودم رو انجام بدم.
صفحه ها: 1 2 3 4 5
لینک مرجع