تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: ....عاشقانه ای برای تو
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه ها: 1 2 3

هوس یک بوسه ی فرانسوی



میان دیوانگی یک تانگوی مرگبار، پابرهنه



روی سرامیک های سفید



هی ... !!!



من در لباس رقصم چشم به راه توأم...
کوچه شهردلم
ازصدای پای تو
خالیه
نقش صدخاطره ازروزای دور
عابرِاین کوچهءخیالیه
کوچه شهردلم
بی توکوچه غمه
همه روزاش ابریه
روزآفتابیش کمه
غم تنهایی داره
کوچه دل بدون تو
همه شعردفترمن
مال تو
برای تو
بوی دستای توداره
غربت دستای من
یادقصه های توداره
مونس لحظه های من...
یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم

تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم



تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز

من بیچاره همان عاشق خونین جگرم



خون دل میخورم و چشم نظر بازم جام

جرمم این است که صاحبدل و صاحبنظرم



منکه با عشق نراندم به جوانی هوسی

هوس عشق و جوانیست به پیرانه سرم



پدرت گوهر خود تا به رز و سیم فروخت

پدر عشق بسوزد که در آمد پدرم



عشق و آزادگی و حسن و جوانی و هنر

عجبا هیچ نیرزید که بی سیم و زرم



هنرم کاش گره بند زر و سیمم بود

که به بازار تو کاری نگشود از هنرم



سیزده را همه عالم به در امروز از شهر

من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درم



تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم

گاهی از کوچه معشوقه خود می گذرم



تو از آن دگری رو که مرا یاد توبس

خود تو دانی که من از کان جهانی دگرم



از شکار دگران چشم و دلی دارم سیر

شیرم و جوی شغالان نبود آبخورم



خون دل موج زند در جگرم چون یاقوت

شهریارا چکنم لعلم و والا گهرم
خواب رویای فراموشیهاست!
خواب رادریابم
که درآن دولت خاموشیهاست.
من شکوفایی گلهای امیدم رادررویاهامیبینم,
وندایی که به من میگوید:
"گرچه شب تاریک است
دل قوی دار
سحرنزدیک است"
دل من دردل شب
خواب پروانه شدن میبیند.
مهردرصبحدمان داس بدست
آسمانهاآبی,
پرمرغان صداقت آبیست.
دیده درآینه صبح تورامی بیند.
ازگریبان توصبح صادق
می گشایدپروبال.
توگل سرخ منی
توگل یاسمنی
توچنان شبنم پاک سحری?
نه?
ازآن پاک تری
توبهاری
نه?
بهاران ازتوست
ازتومی گیرد وام
هربهاراینهمه زیبایی را
هوس باغ وبهارانم نیست
ای بهین باغ وبهارانم تو...
[img][تصویر: 414459JzTQTLXP.jpg][/img]
تو را به غزلی تشبیه می کنم که برای درکش

نیاز به دانستن آرایه ها نیست

غزلی که شاعرش خودمم

و فلسفه اش با قلب و روحم عجین شده است
تورا نه عاشقانه

نه عاقلانه

و نه حتی عاجزانه

که تو را عادلانه در آغوش میکشم

عدل مگر نه آن است که هر چیز سر جای خودش باشد؟؟
ماپیغام دوست داشتمان رابادود
بهم میرسانیم.
نمی دانم آنسوتکه چوبی برای توهست??!!
من اینجاجنگلی رابه آتش کشیده ام...
[تصویر: 16898923880081105582.jpg]
من حسرت دیدار تو دارم به که گویم

از بهر تو من ابر بهارم به که گویم

غیر از تو کسی را بخدا دوست ندارم

از نــــــــــــــرگس چشم تو خمارم به که گویم
صفحه ها: 1 2 3
لینک مرجع