تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: جراحت های عاشقانه
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18
طبيبان برسربالين من آهسته مى گفتند
که امشب تاسحراين عاشق دلخسته مى ميرد
دلم درسينه مى سوزدتوراناديده مى ميرم
حديث آرزوهايم همه ناگفته مى ماند
زهرجابگذردتابوت من غوغابپاخيزد
چه سنگين مى روداين مرده،ازبس آرزودارد
سوت پایان را بزنید!صداقت من حریف مکر این زمانه نشد.قبول میکنم باختم……..
لازم نیست گوش كنید، فقط منتظر شوید. حتی لازم نیست منتظر شوید، فقط بیاموزید كه آرام و ساكن و تنها باشید. جهان آزادانه خود را به شما پیشكش خواهد كرد تا نقاب از چهره اش بردارید. انتخاب دیگری ندارد؛ مسرور گِرد پای شما خواهد گشت
[تصویر: 4iunxahn5zieyk0bkx4s.jpg]
مشکل اینجاست،

همیشه آدم های تنوع طلب

دست می گذارند رو آدمهای وفادار !
بگذار به سراغت بیایم

بگذار به پای سکوت مبهم چشمانت بنشینم و بدانم که بی تو زیستن

و به گلهای خانه آب دادن

دیگر محال است . . .
[تصویر: b3qocwsarq5gof7e3jqu.jpg]
از دلتنگی ام می گویم...

از دلی زرد به مانند برگ پاییزی...

که حسرت سبز بودن تنها رویایی است در خاطرات بهارش
تاربه تارموهاى من
خاطره ى لحظه به لحظه ى نوازش دست نديده ات رادارد...
چطورمى توان به فراموشى سپرد
لحظات بودنى که به تک تک ثانيه هايت پيوندخورده؟؟؟!!!
نوازشم کن
نترس
تنهايى ام واگيرندارد
صفحه ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18
لینک مرجع