تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: فلسفه TA
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
فلسفه تحلیل رفتار متقابل
اطلاعات جسته گریخته در مورد کودک درون (تحلیل رفتار متقابل) این نظریه بر اساس فرضیه های فلسفی خاصی استوار شده است که این پیش فرض ها، درباره انسان، زندگی و اهدافی برای تغییر می باشند:
1- انسان ها ذاتاً خوب هستند.
2- همه توانایی فکر کردن دارند.
3- سرنوشت انسان ها به دست خودشان تصمیم گیری شده ولی این تصمیمات قابل تغییر هستند.
پیامد این 3 فرضیه به دو اصل اساسی می انجامد که عملکرد و بکار گیری تحلیل رفتار متقابل می باشد:
1- روش بستن قرارداد
2- ارتباط باز و نامحدود

انسان ها ذاتاً خوب هستند:
این اساسی ترین نظریه TA است.
این مورد به این معناست که من و شما هر دو ارزشمند، محترم، گرامی و گرانقدر هستیم. من خودم را همانطور که هستی می پذیرم. این حالت از درون انسان بر می خیزد تا به رفتار وی مربوط گردد.
گاهی ممکن است آنچه که انجام می دهی را نه قبول داشته باشم و نه دوست داشته باشم؛ ولی همیشه هر چه که هستی، تو را می پذیرم. وجود تو به عنوان یک انسان در نظر من قرانقدر است حتی اگر رفتار تو مخالف آن را نشان دهد.
از نظر ارزش های انسانی، هر دوی ما در یک سطح قرار داریم و هیچ یک از ما از دیگری بالاتر نیست. این یک واقعیت است حتی اگر در کنش، نژاد، مذهب، جنسیت و سن متفاوت باشیم.

همه توانایی فکر کردن دارند:
همه به جز افرادی که دارای ضایعات مغزی هستند توانایی فکر کردن دارند. به همین دلیل هر کدام از ما مسئولیم که مشخص کنیم چه چیزی از زندگی می خواهیم.
در نهایت، هر فردی با پیامدهای تصمیمات خودش، زندگی خواهد کرد.

الگو های تصمیم گیری:
من و شما خوب هستیم؛ ولی امکان دارد که درگیر رفتارهای غیرخوب کودک خود شده و از تصمیمات دوران کودکی مان، پیروی نمائیم.
اینها بهترین روش هایی بودند که ما عنوان کودکانی نوپا برای زنده ماندن می توانستیم از آنها کمک بگیریم و آنچیزهایی را که می خواستیم، از دنیایی که در نظر ما خشن و بی رحم بود، بگیریم. گاهی ما به عنوان افرادی بزرگسال ممکن است از این روش ها، علی رغم نتایج بی ثمر و دردناک شان استفاده نمائیم.
حتی وقتی کودک نوپایی بیش نبودیم، والدین مان قادر به تربیت ما به روش خاص خود، نبودند. قطعاً فشارهای زیادی را بر ما وارد کرده اند؛ ولی باز هم این ما بودیم که تصمیم به کنار آمدن با این فشارها، طغیان بر علیه آنها یا نادیده گرفتن شان، گرفته ایم.
این قضیه در مورد ما به عنوان یک فرد بزرگسال نیز صادق است. دیگران و محیط اطراف ما قادر نیستند که ما را وادار به شکل خاصی از تفکر و یا احساس خاصی، نمایند. دیگران و محیط اطراف ما ممکن است که فشار زیادی را بر ما وارد کنند؛ ولی این ما هستیم که با تصمیمات خود، با این موارد روبرو می شویم. ما مسئول احساس ها و رفتارهای خود هستیم.
ما همیشه قادر به تغییر تصمیمات خود هستیم حتی اگر این تصمیمات، تصمیماتی باشد که ما در دوران کودکی و یا حتی لحظات اول زندگی خود، درباره خود و دنیای اطراف مان گرفته ایم. ما می توانیم آن تصمیمات اولیه را که هماکنون باعث رنج و ناراحتی مان شده است، ردیابی کرده و با تصمیمات جدید و مناسب جایگزین نمائیم. پس ما می توانیم تغییر کنیم.
این تغییرات، صرفا بر اساس بینش نسبت به "الگوهای رفتاری قدیمی خود"، بدست نمی آید؛ بلکه با یک "تصمیم فعالانه" برای تغییر الگوهاست که بوجود می آید.
با این روش می توانیم با قدرت بگوئیم که:
این تغییرات می توانند واقعی و پابرجا باشند.

روش بستن قرارداد:
فرض می کنیم شما یک متخصص TA و من مراجع شما هستم. برای دستیابی به تغییراتی که من، مایلم در خود بوجود بیاورم، هردوی ما دارای مسئولیتی دو جانبه هستیم.
این پیامد، نظریه ای است که من و شما را به نسبتی کاملاً مساوی، مسئول رابطه خود می نماید. شما مسئول انجام تمامی کارهای من نیستید و من نیز این انتظار را از شما ندارم. از آنجایی که هردوی ما در این روند (روندِ تغییر) شرکت داریم، حائز اهمیت است که به روشنی بدانیم این همکاری به چه صورتی باید انجام پذیرد. به همین دلیل، ما با هم وارد یک قرارداد می شویم.

این موضوع بیانگر مسئولیتی است که هر یک از ما دو نفر به عهده خواهیم داشت.
من به عنوان یک مراجع، از آنچه خواستار تغییرش هستم و آنچه که مایلم برای رخ دادن تغییر انجلم دهم، سخن می گویم و شما به عنوان یک متخصص تایید می کنید که مایل به همکاری با من در این زمینه خواهید بود. شما به عنوان یک متخصص TA متعهد می شوید که از مهارت های حرفه ای تان به بهترین شکل ممکن در این مسیر استفاده کنید و تعیین نمائید که در ازای آن، چه خواسته ای از من دارید.

ارتباط باز و نامحدود:
اریک برن بر این نکته تاکید داشت که مراجع دقیقاً به اندازه درمانگر یا آموزش دهنده باید درباره آنچه در کار مشترک شان پیش می آید، اطلاعات کامل داشته باشد. این موضوع از همان نظریه اساسی که "انسان ها دارای نهادی خوب هستند و همه توانایی فکر کردن دارند"، ناشی می شود.
در شیوه درمانی TA تمامی یادداشت هایی که در مورد مراجع نوشته می شود، در اختیار وی قرار می گیرد. درمانگر، مراجع خود را تشویق به یادگیری نظریات TA می نماید؛ به همین دلیل مراجع در روند تغییرات خویش، نقشی مساوی را عهده دار می شود.
جهت کمک به ارتباط بین مراجع و درمانگر، نظریات TA ، به زبانی ساده بیان می شوند و به جای استفاده از واژه های سخت، لاتین و یونانی مرسوم در شاخه های دیگر روانشناسی، از کلماتی ساده و آشنا مثل: "والد"، "بالغ"، "کودک"، "بازی"، "پیش نویس"، "نوازش" و ... استفاده می گردد.
بعضی از افراد معتقدند که این زبان ساده، بازتاب اندیشه و نظریه ای سطحی می باشد! این افراد کاملاً در اشتباه هستند؛ زیرا با وجود اینکه زبان TA زبانی ساده است ولی نظریات آن عمیق، قدرتمند و مستدل هستند.
لینک مرجع