تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: سوال 1 قدم اول شیشه ای های گمنام
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
1- آيا مي‌توانستيد هنگام بروز مشکلات ناشی از بيماريتان، خشمگين نشويد و با کنترل كردن خشم خود رفتار مناسب به كار ببريد و اگر غير از اين بود به چه وسيله و يا دارو و اعمالي خودتان را كنترل و يا آرام مي‌كرديد؟ لطفاً براي هركدام با يك مثال زنده پاسخ دهيد.
عرض ادب و احترام به همه همدردان ، در ابتدا خدامو شاکر و سپاسگذار هستم بابت پاکی از هرگونه موادر مخدر و محرک و نعمت بهبودی ، احساسمو عرض کنم که تا این لحظه نمیدونستم که انجمن شیشه ای های گمنام وجود داره و امشب بطور اتفاقی رو سایت دیدم و خوشحال میشم تجاربمو در ارتباط با مصرف شیشه در اختیاردوستان همدردم بذارم، تا مقطعی که مصرف مواد مخدر من مواد مخدر سنتی تشکیل میداد واکنش های من تا حدودی کنترل شده بود ولی با آغاز مصرف شیشه در بدو امر تاثیرات بسیار دلسوزانه و مهربانه و قدرت در تصمیم گیری و اعتماد به نفس در کار و به همراه داشت احساس میکردم دقیقا حلال مشکلاتمو یافته ام و مشکل من نوع ماده مخدرم بود ولی این توهم و احساسات کاذب دیری نپایید و من به انسان کاملا خودمحور مبتنی بررفتارهای خشمگینانه توام با احساس بدبینی شدید پیدا کردم و احساس میکردم همه در حال خیانت بهم هستن حتی عزیز ترین کسانم ، با مصرف شیشه به واسطه افزایش ضربان قلب و استرس فراوان به هیچ عنوان قادر به کنترل خشمم نبودم و کافی بود کسی علی رغم میل من و افکارم اقدام کنه و اقدام به توهین و بد دهنی میکردم در اواخر مصرفم فقط قرص های آرامبخش بعد مصرف مثل آلوپروزولام ، زانکس و .. موجب آرام نمودنم میشد و همیشه میترسیدم که اقدام فیزیکی انجام ندهم که باعث پشیمانی ام شود ولی در یک درگیری که خدا رو سپاسگذارم که واقع نشد دیدم تو یک دستم تبر و یک دستم چاقو واقعا کابوس وحشتناکی بود و خدا رو شکر که ختم به خیر شد علی رغم اینکه خیلی ترسیده بودم ولی نیرویی به سبب مصرف بهم میگفت که تو برای حفظ جون خودت بایستی همچین وسایلی همراهت ببری ، کسیکه به عمرش همچین درگیری نداشت شده بود یکی مث اراذل اوباش و امروز که بعد حدود هجده ماه پاکی تنم میلرزه از اون حرکات چون من از یک خانواده متشخص با موقعیت اجتماعی و شغلی بالا بودم و اصلا همچین رفتاری در شان من و خونواده و تربیت خونوادگیم نبود فقط مجدد خدا رو شاکرم که فرصت زندگی مجدد و دیدن واقعیت تلخ مصرف شیشه و مواد مخدر دیگه رو بهم ارزونی داشت از شما دوستان همدرد بخاطر همه چیز سپاسگذارم در پناه حق مستدام و پایدار باشین
سلام و عرض ادب خدمت شما همدردان عزیز ...مهمترین مساله ای که مرا تبدیل به انسانی دیگر کرده بود عدم کنترل خشم و عصبانیتم بود وچون دردوران طلایی هنوز کسی به من نگاه معتادانه نداشت برایم خیلی سخت بود که ان دوران را با اواخر مصرفم مقایسه کنم دوست داشتم هیچ کس نداند مواد مصرف میکنم ونمیتوانستم این را عوض کنم ودوست داشتم کسی متوجه مصرفم نشود واین برایم ازاردهنده بود که نه میتوانستم مصرف نکنم ونه میتوانستم انکار کنم
لینک مرجع