تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: سوال3
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
وقتی دیگران را كنترل و قضاوت نميكنم، چگونه توانمند میشوم؟
وقتی دوربین به سمت خودم هست بیشتر متوجه اشتباهات و نقص هایم می شوم و این باعث رشد من می شود در نتیجه هر چه قدر رشد کنم توانایی هایم هم زیاد می گردد.
در اين صورت من وقت و زمان كافي براس شناخت خود خواهم داشت، اينكه بفهمم از چه چيزهايي خوشم مي آيد يا نه از آنم متنفرم.. اينكه چه حسن ها و چه معايبي دارم كه براي پررنگ شدن حسن ها و برطرف شدن عيوبم تلاش و پشتكار داشته باشم.
وقتي كنترل و قضاوت نكنم ذهن من آزاد خواهد بود و پذيراي چيزهاي جديد و نو
با سلام.کنترل کردن خود نشانه عجز .ترس.وفعال بودن بیماری من است.پس با پذرفتن این موضوع که من توان کنترل و اداره کردن دیگران رادندارم وخود باعث میشود که به دیگران نپردازم وموجب میشود اصول فروتنی.تسلیم وپذیرش را برای خودم به اجرا در اورم.هر گاه که به بیماریم خوراک ندهم و از اصول روحانی برنامه استفاده کنم مرا توانمند میکند.یعنی مرا در دایره عجز خود نگه میدارد و انرژیم را برای چیزهای ی که خارج از من هستن وهیچ کمکی به بهبودیم نمیکند هدر نمیدهم.کنترل نکردن یعنی حفظ انرژی و پرداختن و کار کردن روی خودم.
با تشکر علیرضا.اس
سلام
بیماری من در قسمت ضاوت و کنترل دیگران زیاد هست و میبایستی تو این موضوع بهبودی پیدا کنم چرا که میبینم افکارمو شلوغ میکنه و درگیری ذهنی برام ایجاد میکنه و باعث میشه وقت و انرژی صرف بهبودی دیگران و تغییر بی خودی اونا تو ذهنم که هیچ واقعیت نداره و فقط توهمی بیش نیست بزارم و از خودم دور بشم و مراقب اشکالی که تو این زمینه هست نشم هر کس هر طور رفتار کنه خودش دردشو میکشه چون هر کس هر جای دنیا باشه از نواقص استفاده کنه درد میکشه بنابراین امروز من با تغییر خودم میتونم باعث تغییر دیگران بشم یعنی بدون حرف زدن با عمل مثبتی که تو این زمینه بدست میارم به بهبودی دیگران نیز کمک میکنم
در اصول عادتی ها مد نظر انرژی از دست دادن است، ما بنابر عادتهایی که در کودکی داشتیم برای کسب هرچیزی با داد و فریاد و زار زدن و گریه کردن قصد کنترل والدین و اطرافیان خود را داشتیم و بابت اینکار انرژی زیادی صرف میکردیم و عاقبت در اثر همین تلاشهای پر انرژی بر بیحال و ضعیف می افتادیم و حتی امکان داشت ناچار شوند گوش به حرف ما بدهند و خواسته ما را انجام دهند، اما ما دیگر رمقی نداشتیم از خواسته خود لذت ببریم و این روش همانگونه با ما ادامه داشت و برای خواسته خود خیلی لجاجت و اصرار کردیم و بدون اینکه بدانیم چقدر انرژی از دست میدهیم، بخاطر یک چیز کوچک همه توانمام را از دست داده و بدون بنیه و انرژی با حالت خشمگین بقیه روز را هدر میدادیم و امروز متوجه شده ایم این عادت با ما آمده و ما دیگر نمیخواهیم اشتباه کنیم و برای خواهش خودمان بیش از اندازه نیرو وانرژی تلف کنیم و سعی میکنیم منبعد برای درخواست و اجابت چیزی بیش از اندازه تلاش نکنیم ...
لینک مرجع