تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: تجربه ، نیرو ، امید
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه ها: 1 2 3
4 خرداد
بلوغ
وقتی بارفتارهای نامعقول ونتیجه پیامدهای منفی اعتیاد روبرو میشدم هنوز هم فکر میکردم میتوانم با بزرگواری، دلیل ومنطق واکنش نشان دهم. ولی این یک شوخی بیشتر نیست!
ابتدا فهمیدم که ترجیح میدادم با انتقام گیری صدمات و رنجهایی را که کشیده بودم تلافی کنم. از اینکه داستان اختلافات زندگیم را برای هر کسی که گوش میداد، حتی غریبه ها تعریف کنم لذت می بردم.
هرگز نتوانستم با دلسوزی به حال خودم صدماتم را پاک کنم. مردم، دیگر علاقه ای به شنیدن حرفهایم نداشتند. حتی پلیس هم علاقه مند نبود. آنها به مدرک و جنایت علاقه داشتند نه به افسردگی. تنها چیزی که داشتم رفتار خودم تخریبی بود و این دیگران را خسته میکرد.
همان طور که در نارانان رشد میکردم از طریق مشارکت تجربه افرادی که تحت تاثیر اعتیاد قرار داشتند، بلوغ را کشف کردم. من از طریق تمرین دوازده قدم ودوازده سنت در حال بلوغ هستم. با درک مفهوم کلماتی مانند؛ وابستگی متقابل، قطع وابستگی، حمایت ناسالم وانکار در خودم ودر معتاد بالغ میشوم. با آموختن در مورد ماهیت بیماری اعتیاد، پیشرفت آن وتله هایش وبه تازگی در مورد بهبودی به بلوغ میرسم. همچنین با یادگیری ماهیت بیماری خودم به بلوغ میرسد. من بالغ تر میشوم و بهبود میابم.
تفکری برای امروز : دانستن اینکه بر چه نتایجی میتوانم وبر چه نتیجه هایی نمیتوانم تاثیر بگذارم، آرامش به همراه دارد. هنوز هم ممکن است صدمه ببینم یا نا امید شوم ولی مجبور نیستم با همان روشهای نامعقول قدیمی واکنش نشان دهم.
5 خرداد
آسایش خاطر
وقتی وارد نارانان شدم یکی از اولین چیزهایی که توجه مرا جلب کرد، اعضایی بودند که به نظر میرسید بسیار آرامش دارند و در مورد رها کردن خیلی مشارکت میکردند. با اینکه ممکن بود آشفتگی آنها را احاطه کرده باشد ولی هنوز درباره رها کردن واعتماد به یک نیروی برتر که سلامت عقل وآسایش خاطر آنها را حفظ میکند،صحبت میکردند.
یاد میگرم که من هم باید مانند دیگران رها کنم. مثلا هیچ کنترلی روی متروییکه مرا سر کارم میبرد ندارم که مرا به موقع سر کار میرساند یا نه، درست همان طور که هیچ کنترلی روی معتاد زندگیم ندارم. یکی از اعضای نارانان می گفت:"ما مجبوریم وقتی مورچه ها از سر وکولمان بالا میروند فیل را رها کنیم."
آیا امکان دترد راهی بهتر از تسلیم شدن، در زندگیم وجود داشته باشد؟
تفکری برای امروز : متوجه شده ام که وقتی به خودم اجازه میدهم رها کنم وبه خدا بسپارم آرامش وآسایش خاطر وجود دارد. وقتی میگذارم نیروی برترم اوضاع را کنترل کند در بیشتر موارد نتایج بهتری به بار می آید.
"ما دریافته ایم که راه حل عملی هر مشکلی در بکار گیری این قدمهاست"
کتابچه آبی نارانان
6 خرداد
برای پیروز شدن تسلیم شو

در اولین روزهایی که وارد نارانان شدم نمیتوانستم طرز فکر《برای پیروز شدن تسلیم شو 》 را درک کنم و یا آن را به کار ببندم. فکر میکردم تسلیم به معنای شکست خوردن است. بنابراين در مقابل هیچ چیز یا هیچ کس تسلیم نمی شدم.
مهم نبود چقدر از پا می افتادم، بازهم پا فشاری می کردم. زندگی با یک همسر معتاد به من یاد داده که هر چیزی نیاز به اصلاح یا درست کردن داشته باشد من باید آن را انجام دهم.یک روز وقتی بعد از یک روز کاری طولانی وارد خانه شدم دیدم که فاضلاب توالت تا اتاق خواب بالا آمده، بلافاصله دست به کار شدم. پس از چند ساعت توالت را تعمیر واتاقها را تمیز کردم. کثیف وخسته واز پا افتاده بودم. بعد از شام ماشین ظرفشویی را روشن کردم ول کار نمی کرد. دفترچه راهنمابش را در آوردم، شروع کردم به جدا کردن قطعات آن وتعمیرش کردم. اما هر بار ماشین را روشن میکردم فیوز میپرید. بعد از انکه چهار بار فیوز پرید، لحظه واضح تسلیم فرا رسید؛ رها کن وبه خدا بسپار.
از آن روز رسم تازه ای در خانواده ما شروع شد. اکنون مشتاقانه منتظر لحظات خاصی هستم که من وپسرم با هم ظرفها را بشوییم. امروز بابت خراب شدن ماشین ظرفشویی ام سپاسگذارم وبیشتر از آن بخاطر درک این موضوع که تسلیم راه آرامش است، سپاسگزارم
.تفکری برای امروز : میتوانم انتخاب کنم چگونه به اتفاقاتی که امروز می افتد واکنش نشان دهم. میتوانم به اتفاقات به عنوان مشکل نگاه کنم ویا آنها را به عنوان فرصت ببینم.
7 خرداد
دیگر تنها نیستی

وقتی برای اولین بار به جلسه نارانان آمدم شک زیادی در مورد برنامه داشتم. باور نمیکردم که برنامه یا اعضای آن بتوانند به من کمک کنند. آنها چطور میتوانستند اوضاع، طرز فکر واحساس ناامیدی مرا بهبود بخشند؟ مطمئن بودم که جلسات نارانان درست مثل سایر گروهای مردم نمیتواند دست وپا زدنهای مرا درک کنند. مجسم میکردم حاضر شده ام تا به خودم ثابت کنم که دلایلم درست است ونقطه نظراتم را توجیه کنم. وقتی به مشارکت هر فرد گوش میدادم عکس آن اتفاق افتاد.
میشنیدم که تک تک افراد همان اتفاقات، ناامیدی ها، سردرگمی و رنجشهایی را که من تجربه کرده بودم توصیف میکنند. برایم حیرت آور بود که پی بردم در این دست وپا زدنها تنها نیستم. همیشه به نظر میرسید که این مسایل خیلی محرمانه است وانگار فقط مال من است. یک نوع بیداری را تجربه کردم! شنیدم که دیگران هم مثل من درد کشیده اند و این فرآیندی بود که میتوانست سلامت ، آرامش وآسایش را به زندگیم بیاورد.
تفکری برای امروز : هرچه تلاش میکنم به مشکلات دیگران رسیدگی کنم بیشتر میفهمم که چقدر بی تاثیرم. هر قدر با خودم درگیر میشوم خشم بیشتر غالب میشود و حالتم به افسردگی تبدیل میشود . وقتی برنامه رابه کار میبرم زندگی کمتر پیچیده است. امروز زندگی را آسان میگیرم و از اینکه میدانم تنها نیستم خوشحال خواهم بود.
《ذهن خود را باز بگذارید و تا میتوانید در جلسات شرکت کنید. آزادانه مشارکت کنید وبعد از جلسه سوالهای خود را بپرسید. بزودی دوستان جدیدی پیدا میکنید و خود را عضوی از گروه خواهید یافت.》
کتابچه آبی نارانان
وقتی متوجه شدم می توانم به معتادم در مشکلاتش بدون ظاهر سازی یا حمایت ناسالم و بدون اینکه اجازه دهم بازیچه باشم، کمک کنم نا امیدی من به امید مبدل شد.
پاسخها در من بودند و من فقط وقتی خودم اجازه بدهم، تحت تاثیر شرایط قرار خواهم گرفت. من آزادم تا آنچه را که برایم بهتر است انتخاب کنم.................
هر زمان که از نیروی برترم طلب شهامت کنم به دعاهایم گوش کرده و پاسخ می دهد .امروز ایمان دارم که شجاعت رو برو شدن با زندگی را دارم................
اگر مسیرمان را تغییر ندهیم همچنان بدور خود میچرخیم...................
فکر کردن به کشتن دیگران به این خاطر که انتظارات مرا ذر زندگی براورده نمی کنند،دیوانگی است .درست مانند زندگی کردن در غم و انزوا به مدت طولانی.....................
آنتونى رابينز مى گويد: موفقيت يعنى آنطور كه دلِ خودتان مى خواهد زندگى كنيد؛ كارى كه خودتان دوستش داريد را انجام دهيد؛ آدمى كه خودتان دوستش داريد را دوست بداريد، لباسى كه خودتان مى پسنديد را به تن كنيد، در راهى كه خودتان انتخاب كرديد قدم برداريد ... به تعبيري با تمام تاسف « ما بيشتر مي پسنديم كه خوشبخت نباشيم اما ديگران ما را خوشبخت بدانند تا اين كه خوشبخت باشيم اما ديگران ما را بدبخت بدانند...》

موفق باشید
امروز می دانم فرصت دادن به فرد معتاد برای روبرو شدن با نتایج رفتارهایش کاری است برخاسته از عشقی بی انتها...من پیشرفت هایی را که داشته ام را می بینم و سر انجام در حال بازیابی زندگی ام هستم.از نیروی برترم کمک میگیرم و تصمیم میگیرم. ....
صفحه ها: 1 2 3
لینک مرجع