تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: براے دل خـــودم مے نویسم ...
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه ها: 1 2
براے دل خـــودم مے نویسم ...
براے دلتنگــے هایــم
براے دغدغــہ هاے خـــودم

براے شانہ اے کہ تکیہ گاهــم نیستــــ !

برای دلے کہ دلتنگم نیست ...

براے دستے کہ نوازشگــ ـــر زخـم هایم نیست ...

براے خودم مے نویســـم !

بمیـ ــرم براے خـ ـودم کہ اینقـــدر تنهاستـــ !.!.!.!
باز هم دلم تنگ می شود

باز هم یاد تو ، یادم را پر می کند

باز هم خاطراتت ذهن مرا نقاشی می کند

و باز هم هوای تو، دنیای من می شود

هوایت به سرم می زند

و دیگر، هیچ هوائی نیست در سرم

نفسم بند می آی

و چه نفس گیر می شود ، این هوا

هوای بی تو بودن
زخم ها هميشه خونريزي نمي كنند

زخم ها هميشه ورم،چرك،عفونت نمي كنند

گاهي مي شود كه يك زخم شكل يك لبخند

تا هميشه روي لبت تازه مي ماند!
میرسد روزی که بی من روزها سر کنی
میرسد روزی که مرگ عشق را باور کنی
میرسد روزی که بر مزارم
شعرهای کهنه ام را مو به مو از بر کنی
انگشتانم که لای ورق های دیوان حافظ میرود دلم میلرزد!
اما به خواجه می سپارم تا امید را از دلم نگیرد دلم میخواهد همیشه بگوید...................
یوسف گمگشته باز اید به کنعان غم مخور..........
[تصویر: 14019300971.jpg]


کویرم کرد

ابری که دلش جای دیگری گیر بود …
دیگر یاد گرفته ام با هر لبخندی خیال دوس داشتن به سرم نزند
حکایتم شده
حکایت جناغ!
همه سر شکستن شرط بستن انگار......!!
نَگــذار هَـر کَـس کــه آمـَد و مانـدنى نَشـُد
تــــــو را
دِلت را
صِداقَتَت را
ﺑــا خودَش یَـدَکـــ بِکِشــَد..

نَـگذار روىِ دوست داشتَنَت قیمت بُگْــذارد.. 

کـــه هَر وقتـــ
از ﺳَرِ بى ﺣﻮﺻﻠكى
از سَرِ نـﺒـوﺩﻥِ ﺁﺭﺍﻣشى
آمَدُ سُـراغت را گِرِفت
حــالَت را پُرسیــــد
ﺩِلَت را قِلقِلکــ داد و بــاز رفت ـ..

ﺗــو بِمانى و دُنیـايى از اشکـ
تــو بِمانى و چِـرا و امًـا و اگـــر..

اگـَر کسى ﺑﺮﺍﯼِ ﺭﻓﺘﻦ آمـاده ﺑﻮﺩ ...
" تـــــــو هَم بُــرو "

تــو هَـم خــودت را
از لحظــه هایَـش کــه هیــچ
اﺯ فِکــرَش هــَم بگیـــر

ﺗــــو بایَــد تمـــامَت بمـانَـد
ﺑﺮﺍےِ او کـــه
ﺗَمـــامَش ﺗﻨﻬــا و تنهـــا براےِ تــوستــ..
صفحه ها: 1 2
لینک مرجع