تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: سوال 2قدم دوم
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
-چرا ما براي ادامه زندگي نياز به يك نيروي برتر از خودمان داريم؟
( من هر نیرویی که انگیزه ای برای حرکت و جلو رفتن به سمت هدف را در من ایجاد کند نیروی برتر تعریف میکنم . حال این نیروی برتر می تواند یک دوست یک کتاب و یک نوشته و یک صحبت و یا نیروی برتر کائنات که خداوند می نامیم باشد. نمی دونم این درست هست یا نه)
انسان موجودی اجتماعی است و با کمک دیگران نیازهای خود را برآورده می کند و برای خیلی از پیشرفت های خود نیاز به انگیزه قوی داره . مخصوصا مسیر بهبودی که همیشه با تضاد درونی در ارتباط هست تا انگیزه لازم نباشد مثبت بر منفی پیروز نمی شه . پس ما باید با مشخص کردن هدف و توسل به نیروی برتر حرکت کنیم .
قدم دوم به ما اشاره مي كند كه يك قسمت از بيماري ما عقلي است وبيماري عقلي مرا وادار مي كند كارهايي انجام دهم كه نبايد انجام دهم چرا با وجود اينكه پدر ومادر من اين قدر براي تربيت من زحمت كشيده وحتي در بهترين مدرسه وكلاس هاي قران ومراسم مذهبي شركت مي كردند ولي باز رفتارهاي اشتباه وغلط داشتم ايا دليلش اين است كه من ادم بدي بودم نه دليلش اين است كه من يك خلا زير بنايي دارم وكمبود قدرت مشكل اصلي من است .بيماري من مانند اين است كه يك تريلي مي خواهد حركت كند ومن قدرت اينكه جلوي حركت انرا بگيرم ندارم.بنابراين مسئله خوب وبدي مطرح نيست بلكه مسئله ان حس خلا بي قدرتي وكمبود بي اعتماد است.به خاطرهمين هميشه احساس ترس ووحشت وتنهايي با من بوده بنابراين حالا كه فهميديم مشكل ما كمبود قدرت است مي بايست اول قدرتي پيدا مي كرديم كه به كمك ان بتوانيم زندگي كنيم وبهبود بيابيم.مسلما اين نيرو مي بايست نيرويي برنر از نيروي خودمان باشد من سالها زحمت كشيدم ومطالعه كردم پيش پزشكان ،روانپزشكان رفتم واطلاعات جمع كردم تا بفهمم مشكلم چيست ولي كتاب خيلي راحت در دو كلمه به من گفت كمبود قدرت.اصلا دليل اينكه ما دوازده قدم را انجام مي دهيم اين است كه ما قدرتي نداشته ونداريم.بنابراين بايد يك قدرتي پيدا كنيم مافوق قدرت خودمان.تا حلال مشكلات ما باشدووقتي مشكلات ما حل مي شود كه رابطه مان را با نيروي برتر نزديكتر كنيم حالا چه طور رابطه مان با نيروي برتر نزديك شود؟
ايمان اوردن به چيزي كه نمي توانيم لمس كنيم وببينيم.يك كم مشكل است بنابراين ما بايد ياد بگيريم بگرديم دنبال اثر خداوند در زندگي مان.خداوند مثل باد است اورا از اثرش مي توان يافت.ما مانند يك كاراگاه قتل كه مي گردد دنبال اثر انگشت نگاري وتحقيق مي كند مي گرديم دنبال اثر خداوند در زندگي مان.ما خداوند را نمي توانيم ببينيم اما اثرش را در خودمان وديگران مي توانيم ببينيم.من تحقيق كردم وحضور اثر خداوند را اين طور احساس كردم كه زندگي گذشته ام همه اش جنگ،جروبحث،تفرقه بودوهيچ گونه تفاهمي با خانواده نداشتيم جوري كه زندگي من نزديك طلاق رسيده بودولي امروززندگي ارام توام با تفاهم ودرك وسادگي وراحتي وزندگي با عشقي را تجربه مي كنم وانها به خاطر حضور خداوند در زندگيم است.
به این نتیجه رسیدم که ذهن بیمار و ناتوان من توانایی درست رفتار کردن و تصمیم گیری صحیح را ندارد و این باعث آشفتگی من میشود.من به هر چیزی متوسل شدم تا خودم را بهبود ببخشم اما دیدم فایده ای ندارد. من ناتوان و عاجز شدم و فهمیدم که همه مثل من عاجزند و توانایی تغییر موقعیتا رو ندارن نمیشه و نمیتوان کسی یا چیزی را تغییر داد. زمانی که به عجز خودم یقین پیدا کردم، با یک نیروی متعالی و برتر ارتباط برقرار کردم، نیرویی که عا جز نیست اما تمام عاجزها را دوست دارد. کسی که تسلیم شدن رو دوست داره. و اون کسی جز خدای مهربون نیست که پروردگار و آفرینشگر منه و مرا عاشقانه دوست داره.
توسل به نیروی برتر یا همان خداوند متعال باعث رهایی و نجات ما از تنهایی و مشکلات زندگی میشه
و اینکه بدونیم خداوند در همه جا و همه مکانها و در تمام لحظات با ماست و ما را تنها نمیگذاره
داشتن کسی که میتونی همیشه بهش اعتماد داشته باشی و مطمین هستی که هیچوقت تنهات نمیذاره
و تو را بر اساس تواناییهات میسنجه
اینکه خیلی راحت و بدون ترس از قضاوت میتونی تمام احساس و افکار و مشکلاتت را بهش بگی
و بدون هیچ چشم داشتی بهت در تمام مراحل زندگیت کمک میکنه حس ارامش و خوبی به ادم دست میده
اره والا کاش یه قدرتی مثل سوپر من داشتم یا مرد آهنین
ولی نه اونها هم به درد م نمیخورد
فقط و فقط نیروی خداست که به دردم میخوره
همین و بس
همیشه و همه جا و در همه حال و توی همه زمینه ها به یک نیرویی ک کمک کننده باشه یا تکیه گاه باشه و یا از نظر روحی مارو حمایت کنه و یا اینکه بدون همیشه یاور و همراهمون هست نیازه - اینکه بدونیم تنها نیستیم و اگه جایی کم اوردم خسته شدیم و یا ناامید باز هم ادامه بدیم و بدونیم یه حامی مطمئن داریم
چون همیشه و در هر لحظه از زندگی نیرویی باید از ما حمایت کنه و دست ما رو بگیره تا بتونیم به اون هدفی که میخواهیم برسیم و در وسط راه خسته نشیم و از نظر روحی نیفتیم و هر وقت به پشت سرمون نگاه بکنیم ببینیم که یکی داره به ما لبخند میزنه و حواسش به ما هست و ما رو تنها توی اون مسیر رها نکرده
لینک مرجع