تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: سوال 4قدم دوم
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
-ايا اعتقاد مذهبي داشته ايد يا مخالف مذهب وخداوند بوده ايد؟
من اعتقاد مذهبی دارم چون در خانواده ای بزرگ شده ام که آنها از نظر مذهبی مسائل را تا حد متوسط رعایت می کردند. ولی اینکه من صددرصد پایبند مسائلی و جزئیات مذهب باشم خیر .
خير-من هميشه از مذهب سواستفاده مي كردم.اين سئوال مي خواهد بگويد ما اگر اعتقاد مذهبي داشتيم كه پرخوري نمي كرديم.مگر مذهب ما نمي گويد اسراف حرام است.غيبت ودروغ گويي؛حسادت وكلا هر نقصي ممنوع است ولي من از هر مذهبي هر اصولي كه به نفعم بو استفاده مي كردم.در كل اعتقادات من اعتقادابكي بوده ومذهب با طريقه ي غلطي به من مفهوم شده بود.من مي ديدم به عنوان يك بچه ي شش،هفت ساله كه اگر خطايي انجام دهم مي روم جهنم وخداوند من را سنگ مي كند.پس از همان كودكياز خداوند مي ترسيدم.الان در تربيت فرزندم خيلي موافقم كه يك چنين افكاري در بچه من بوجود نيايد.در كل هر رابطه اي كه بر مبناي ترس باشد نمي تواند رابطه سالم باشد.اعتقادات مذهبي من غرضي وشناسنامه اي بوده چون پدرم يك مذهبي داشت من هم همان مذهب را دنبال كردم.من به خاطر عدم تعادل وتنبلي شديدبا اكثر مذاهب مخالف بودم واز هر كي وهر چيزي دنبال اشكالات مي گشتم.من نه فقط در مورد مذهب بلكه در تمام موارد همين طور بودم مي گفتم موسي به دين خود عيسي به دين خود ولي اين طوري نبود.من براي اينكه بتوانم به خودم ارزش دهم از اطراف خود ايراد مي گرفتم واين طوري خودم را توجيه مي كردم.فكر من مي خواهد من را از ديگران جدا كندحالا در فرمي از زندگي من اين طوري بودم واين جوري به خودم ارزش مي دادم. معمولا با خراب كردن وپايين اوردن كسي خودم را بالا مي بردم.مثلا مي گفتم مذهب من كامل تر است در اصل درك واقعي ويگانگي با مردم دنيا نداشتم به همين خاطر هميشه عيب جويي مي كردم وايراد مي گرفتم.من هميشه فكر مي كردم خيلي روشن فكر وعقل كلم.ما از اين به بعد مي خواهيم تعصب را در تمام موارد حتي در مورد مذهب رسمي خود كنار بگذاريم.من وقتي دست از جلوه دادن خود بر دارم يعني دست از تعصب برداشتم.من حتي در مورد انتخاب دوست تعصب داشتم.هيچ موقع تا يك دوست خوش قيافه وبا كلاس نبود انتخاب نمي كردم وبراي خودم ارزش مي خريدم.تا من تعصب خودم را نپذيرم نمي توانم كاري بكنم.وقتي مي گويم تعصب ندارم نمي توانم كاري برايش انجام دهم .در مورد مردم ويا مذاهب مختلف باشد اين مذاهب به زندگي ميليونها نفر جهت ومفصد داده.ما شاهد حال اشخاص روحاني ومعتقد از نژادها؛رنگها،عقايد مختلف ومذاهب ديگر بوده ايم كه دردر جايي از ثمر بخشي وخوشبختي رااز خود نشان مي دادند.من به جاي اينكه در جستجوي كمالاتي باشم بايد خودم را سر گرم موشكافي وايراد گرفتن مي كردم.من فقط به ضعف هاي انساني اين افراد توجه داشتم وبعضي اوقات از تقاط ضعف اين افرادبراي محكوم كردن عقايدشان استفاده مي كردم وار بي ظرفيتي ديگران گله مي كردم.ما قادر به ديدن زيبايي جنگل ها نبوديم زيرا به چند درخت خشك ونا زيبايي كه بين انها بود خيره مي شديم.اگر تعصب كنار بروم اعتقادواعتمادمي ايد داخل ولي اول بايد بپذيرم ان اعتقادي كه داشتم درست نبوده زيرا كم وكثر داشته در اصل در قدم دوم من بايد بپذيرم كه تعصب ندارم.
بله. به ظاهر آدم معتقدی بوده و هستم اما این اعتقاد مرا به عمل رهنمون نمیشد و من همیشه از طرفی به خاطر معتقد بودنم زیر سؤال بودم ولی خودم عمیقا به آموزه های مذهبی نرسیده بودم.
بله اعتقاد مذهبی داشتم و با ورود به برنامه متوجه شدم تعصبم داشتم کمی سرخت و لجوجم بودم و پایبند اعتقاداتم بودم
صدمه زیادی هم خوردم ولی بازهم لطف خدا همیشه شامل حالم بوده و دوستان خوبی سر راهم قرار داد تا متوجه اشتباهاتم بشم ازش ممنونم
من اعتقاد ب خدا داشتم و اسم بچه مسلمون هم روم هست اما حتمن اینطور نبود ک ب همه ی جوانب و منکرات و واجبات و مستحبات عمل کنم - خیلی چیزها رو سر سری میگرفتم و الان هم همینطوره ... تنها چیزی ک همیشه بهش اعتقاد داشتم وجود خدا و کمک ب بنده هاش بوده با اینکه ما بی عیب نبودیم و همیشه هم خطا کار بودیم
لینک مرجع