تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: سوال 8قدم دوم
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
-سه اصلي كه ما را از خدا دور ميكند چيست؟
از نظر من 1- مطیع هوای نفس بودن ( لذت خواهی . تنبلی . راحت طلبی ... )
2 - ناآگاهی و بی توجهی
3 - ضعیف بودن انسان در برابر شکست های مکرر
سه اصلي که مرا از خداوند دور مي کند1مصائب (مشکلات وسختي ها)2غرور(رنجش)3پرستش چيزهاي ديگر(رابطه . نا مشروع طلا ونقره وغيره)هر چقدر من به مشکلاتم فکر کنم سختي ها ومشکلاتم زياد مي شود.وقتي که مشکلات من زياد شود ايمان من کم مي شود وترسهاي من زياد.وقتي که ايمان من کم شد فاصله من با خداوند زياد مي شود بنابراين من نبايد درگير مشکلات وگرفتاريها شوم بلکه با انها روبرو شده .بر سبب رفع انها برايم.اما غرور.غرور حائل من وبين خداوند است.بين من وخداوند براي دعاکردن غرور بوده که نمي گذاشته من با خدا درست ارتباط برقرار کنم .غرور هميشه رنجش به دنبال داردومرا از همه دور مي کند.غرور زير بنايش ترس است وقتي که مي ترسم ديگران وارد من مي شوند .با غرور يک دايره دور خودم مي کشم (به صورت خجالت)من بايستي غرورم را له کنم تا بتوانم با خدا ارتباط برقرار کنم در اصل غرورم بايد لگد مال شود ومن نبايد درگير غرور وخودخواهي هايم شوم واما پرستش چيزهاي ديگر:من نبايد روابط نا مشروع داشته باشم (حتي چشم چراني)ويا سواستفاده از مال مردم ويا پرستش طلا وجواهر وساير چيزها.ما اگر اين اصول را رعايت نکنيم دچار لغزش مي شويم ويا مرتبا حال بدي مي کشيم از اين به بعدمي خواهم قلب وافکارمان را پاک کنيم تا بتوانيم با خدا ارتباط برقرار کنيم اين سه اصلي است که ما بايد مراقبشان باشيم تا کانالي که به بهشت خداوند ختم مي شود تميز شود وبتوانيم ان انرژي را که در قلب ما گير کرده ازاد کنيم وبتوانيم در زندگي خودمان وديگران اثر بگذاريم هر مسئله اي به هر مشکلي در زندگي ما وجوددارد فقط وفقط يک دليل وجوددارد کمبود خداوند. در زندگي مان مسئله هر چه مي خواهد باشد کافي است خدارا دعوت کنيم در زندگي همه چيز درست مي شود.
وقتی که چیزی از خدا بخواهم و آن چیز برایم اتفاق نیفتد.
وقتی همه چیز خوب است و من فک میکنم که حتی از خداوند هم بی نیازم و مغرور میشوم
وقتی که تأیید نمیشوم.
غرور و خودخواهی
زیاده طلبی
رنجش
درگیر مشکلات و گرفتاریهای خود و دیگران
کنترل کردن اطرافیان و خدایی کردن
ناصادقی با خود و دیگران
فقط گاهی خود خاهیام و اینکه زیاد میفهمم و بی نیازم و متاسفانه زمانیکه مشکلات غیر قابل حلی دارم و خطائی کردم که غیر قابل اصلاح و جبران هست حتا از روی عصبانیت و نادانی به انکار هم میرسم گرچه همون لحظه هم میدونم دارم چرت میگم اما میخام بگم ک مثلن لج بازی کرده باشم . اما زیاد از خدا دور نشدم . ادعای بی عیب و نقص بودن و مومن و خدائی بودن ندارم . حتا زمانی که دارم گناه هم میکنم میدونم ک خدائی هست و من حتمن بخاطر عمل زشتم پشیمون میشم و همون لحظه ارتکاب عذاب وجدان میگیرم .
لینک مرجع