تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: سوال13قدم دوم
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
- ايا در زندگي تان مثبت بوده ايد اگر جواب منفي بوده است توضيح دهيد؟
در برخورد با افراد فامیل نزدیک فکر می کنم دیدی مثبت نسبت به من داشته باشند.
در طول زندگی از نظر کار در اجتماع مورد قبول بودم . در زندگی توانسته ام خانواده ای داشته باشم که دیگران آن را تایید می کنند .
در برخورد با فرزندانم هیچ مشکل خاصی ندارم . در بین دوستان جایگاه خوبی دارم . فقط در برخورد با همسرم تنش های زیادی دارم که این هم فکر می کنم اگر او مسئولیت هایش را درست انجام می داد مشکلی نداشتم.
با توجه به این توضیحات فکر می کنم خدا را شکر تا حدود زیادی مثبت بوده ام .
براي هر كاري كه مي خواهيم انجام دهيم دو مخور وجود دارد1محور ترس2محور عشق.فكري كه از محور ترس مي ايد منفي وفكري كه از محور عشق مي ايد مثبت است من هميشه از محور ترس كارهايم را انجام مي دادم بنابراين اكثر اوقات مثبت نبودم هميشه نصفه خالي ليوان را نگاه مي كردم .با قدمهايي كه كار مي كنيم مفي تبديل مي شود به مثبت.من هميشه سواستفاده مي كردم از نقاط ضعف ديگران به خاطر اينكه ريشه بيماري من خودخواهي بود.هر چيزي كه از خود خواهي بلند شود واز محور ترس بيايد منفي است مثلا من اگر نسبت به فرزندم ترس داشته باشم كه نكند بي سواد بار بيايد ودانشگاه نرودويا در كل بچه سالم ومودبي تربيت نشود اين ترسها منفي است من بايد به بچه ام عشق بورزم سهم حركتم را انجام دهم ونگران او نباشم اين مي شود مثبت.در كل وقتي من معناي فكريم خود خواهي باشد تمام روابطم منفي ميشود.من از ترس تنها بودن ميروم سراغ ديگران نه به خاطر محبت.مهمترين چيز براي ما اين است كه بفهميم هر لحظه كاري كه انجام مي دهيم از روي ترس است يا عشق.ما از اين به بعد كار هايمان را انجام مي دهيم فقط محورشان را از ترس به عشق تغيير مي دهيم مثلا بايد توجه كنيم كه كار كردنمان در منزل يا در محيط كار از روي ترس امنيت مالي ويا تاييد طلبي است ويا از روي عشق.ما از اين به بعد شروع مي كنيم به تمرين يك زندگي عاشقانه .در تمام دوران زندگي من مي خواستم ارامش را از بيرون بدست بياورم اما واقعيت اين است كه ارامش وشادي از درون بدست مي ايدكافي است من از خود خواهي هايم بيرون بيايم.عاشقانه زندگي كنم از قسمت قدم اول ما خود شناسي مي كنيم واز اين به بعد ما بيشتر روي خودمان تمركز مي كنيم تا با كمك خداوند نواقص مان برطرف شود.
هم دیگران دید مثبتی نسبت بمن داشتند و هم خودم دید مثبتی نسبت به زندگی داشتم و اکثرن و در بیشتر مواقع نیمه پرلیوان رو دیده ام البته بخاطر این موضوع ضربه بزرگ و غیر قابل جبرانی هم خوردم و ازون ب بعد بود ک گاهی دید منفی هم پیدا کردم و گاهی با خودم هم لجبازی میکنم ک خوش خیال نباشم اما همیشه تنش بوجود میاد وقتی دیده مثبتی دارم همه چی ارومه و ذهنم راحته و زندگی شاد تر پیش میره
مثبت و منفی ؟؟؟فکرمیکنم هر دو دید را نسبت به زندگیم داشته ام. اتفاقات مختلفی که در دوران حیات برای هر فردی رخ میدهد دید او را مثبت و یا منفی نسبت به بعضی از عوامل میکند
گاها به دلیل ترس از حرف اطرافیان کاری را انجام میدهیم و یا رفتار خاصی داریم که مبادا مورد شماتت و سرزنش قرار بگیریم و ... در کل داشتن دید مثبت به زندگی و دیدن موهبتها و نه محرومیتها باعث ارامش خاطر و احساس شادی در فرد میشود و به زندگی امیدوارتر
لینک مرجع