تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: سوال6قدم سوم
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
-خداوند چه طور به ما كمك مي كند تا از خودخواهي رها شويم؟
وقتی از خداوند می خواهیم مثل این است که چشمی به ما می دهد که آن موضوع را بهتر از گذشته می بینم و درک می کنیم . چون لمس کردن موضوع و دیدن زشتیهای یک اخلاق خیلی مهم است وقتی به این درک رسیدیم نسبت به آن احساس عجز می کنیم در این زمان از خداوند می خواهیم که فضیلت های اخلاقی به ما بدهد که بتوانیم با این نقص مقابله کنیم . سپس انگیزه ای در ما ایجاد می شود که ما را برای مقابله با آن آماده می کند و ما قدرت اجرایی پیدا می کنیم . من به این نکته رسیده ام که وقتی نسبت به اخلاقی احساس عجز داشته باشیم و از خداوند کمک بخواهیم او پیام خود را برای مقابله با آن مشکل سر راه ما قرار می دهد. خواستن واقعی مهم است ، کمک خداوند حتمی است .
همینکه خودخاهی در نظر ما ناپسند امده باشه خودش یه گام برای خلاص شدن از شر این خصیصه است و همینکه از خدا کمک میخواهیم یعنی اعتقاد به یک نیروی برتر و اظهار عجز گام مهمی در مسیر از بین رفتن خودخواهی وقتی هر روز بخواهیم ک از این اخلاق زشت خلاص شویم اعتراف کرده ایم و در مقابل خدا خود را ناتوان نشان داده ایم پس همین دریچه کمک خداوند است برای خلاص شدن از این رفتار نکوهیده
قبل از هر چيزي مي بايستي از بازي كردن نقش خدا دست برداريم زيرا هيچ نتيجه اي ندارد وبايد تصميم بگيرم كه صحنه گرداني زندگي خودمان را به او واگذار كنيم يعني ما بايد دست از كار گرداني برداريم تا الان من مدير زندگي خود بودم وپشت ميز نشسته بودم حالا او لين حركت اين است كه از پشت ميز بلند شوم وبروم كنار در اصل مهمترين كار من اين است كه از سر راه خدا كنار بروم. مفهوم از سر راه خدا كنار رفتن اين است كه اين قدر سلامت عقل پيدا كردم كه تشخيص بدهم با تكيه به فكر وبكر خودم نمي توانم موفق شوم وقرار است فقط بيل خود را بزنم وبروم كنار مزرعه بعدي اما بعضي وقتا اين كار ونمي كنم ومي ايستم .حق وحقوقم را مي خواهم در اين موقع است كه با خود خواهي مي خواهم همه چيز درست شود وان وقت گرفتاري برايم پيش مي ايد زماني كه دارم نقش خدا را بازي مي كنم اوضاع وشرايط وخيم مي شود مثلا كرم ابريشم وقتي در پيله است مي خواهد به پروانه تبديل شود وبا سختي از پيله بيرون مي ايد ومن يكدفعه خدايي ام گل مي كند ومن مي خواهم به او كمك كنم تا او زودتر پروانه شود ولي با اين كار كرم را ميكشم بنابراين من نمي توانم نقش خدا را بازي كنم حالا چه طور نقش خدا رو بازي نكنم خيلي ساده است قبول كنم كه او اصل است ومن عوامل او(عمل كننده)
لینک مرجع