تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: 13مهر
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
هنگامي كه با اصول برنامه‌خودیاری به گذشته‌ی دردناكم نگاه مي‌اندازم كه چگونه براي رهايي و نجات خودم و ارزش و داشته‌هایم از دام وابستگي دست به هر كاري مي‌زدم و در مقابل کنترل و یا از بین بردن آن عاجز بودم و متوجه شدم که دیگر هيچ‌كار از دست من و ديگران برنمي‌آمد، مرا به فكر مي‌انداخت كه تنها يك نفر توانایی دارد مرا از اين مهلكه برهاند و او كسي به غير از خداوند قادر نبود. امّا روابط من با او خوب نبود. احساس رهايي و آزادي و احساس تعلق خاطر به جامعه و دوست داشتن مردم چه دليلي بهتر مي‌توانست مرا خوشحال كند و لبخند رضايت به لبانم بياورد؟ آيا من خلق و خوي خوش انساني را پيدا كرده‌ام؟ آيا هنوز هم براي رسيدن به منظور خودم ديگران را مي‌ترسانم؟ آيا وقتي در مقابل مسائل و مشكلاتي كه توانايي حل و رفع آنرا ندارم با ديگران برخوردي از روي خشم و عصبانيت دارم؟ آيا هنوز هم با خنده‌ی نابجای خود موجب رنجش و آزار ديگران مي‌شوم؟ آيا خداوند مرا ياري مي‌كند تا سرزنده و شاداب از بهبودی خود باشم؟ ديگران را با خنده نابه‌جا تحقير و كوچك نمي‌كنم! ما رها شدگان چرا نبايد بخنديم؟!
لینک مرجع