تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: پیام امروز 25 آذر نیکوتینی های گمنام
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
حتی با یک نیم نگاه خداوند هنوز هم جراحت ها، سوزش ها و شکستگی ها وجود دارند... هیچ حصار و انکار و طفره ای نمی تواند ما را از نا آزمودگی و خامی زندگی حفظ کند.

روزهایی وجود دارند که بهترین کاری که می توانم انجام دهم، زندگی بدون مصرف نیکوتین است. روزهایی وجود دارد که پس از هشت سال بهبودی احساس خامی و بی تجربگی می کنم و احساس می کنم که هیچ چیز ارزش ندارد.
وقتی به لطف خداوند قدری تأمل می کنم و به شکرگزاری می پردازم، برای ادامه زندگی آماده می شوم. خدا را شکر می کنم که عمر آن روزهای عذاب کوتاه بود. در دوران اعتیاد فعال، ابرهای تیره هفته ها و ماه ها و سالها زندگی ام را طوفانی کرده بود. از شروع بهبودی و به کارگیری اصول روحانی قدم های دوازده گانه دیگر آن ابرهای تیره کمتر در آسمان آبی زندگی ام نمایان می شوند.
اما هنوز آن روزها را به یاد دارم. با به مشارکت گذاردن داستان زندگی ام در جلسه، با راهنما و نیروی برتر از افکار منفی که آشنای قدیمی ام بود، رها شده ام. به خود یادآور می شوم که ممکن است گاهی از روی بی تجربگی عمل کنم، اما زندگی را به همان گونه که هست می پذیرم. در دوران اعتیاد فعال هرگز نمی توانستم با زندگی به همان گونه که هست رو به رو شوم.

برای امروز، به خاطر رهایی از اعتیاد نیکوتین شکرگزارم. زندگی را به معنای واقعی تجربه کرده و از آن لذت می برم.

(۲۵-۹-۱۳۹۴ ۱۱:۲۴ صبح)rasool-f نوشته شده توسط: [ -> ]حتی با یک نیم نگاه خداوند هنوز هم جراحت ها، سوزش ها و شکستگی ها وجود دارند... هیچ حصار و انکار و طفره ای نمی تواند ما را از نا آزمودگی و خامی زندگی حفظ کند.

روزهایی وجود دارند که بهترین کاری که می توانم انجام دهم، زندگی بدون مصرف نیکوتین است. روزهایی وجود دارد که پس از هشت سال بهبودی احساس خامی و بی تجربگی می کنم و احساس می کنم که هیچ چیز ارزش ندارد.
وقتی به لطف خداوند قدری تأمل می کنم و به شکرگزاری می پردازم، برای ادامه زندگی آماده می شوم. خدا را شکر می کنم که عمر آن روزهای عذاب کوتاه بود. در دوران اعتیاد فعال، ابرهای تیره هفته ها و ماه ها و سالها زندگی ام را طوفانی کرده بود. از شروع بهبودی و به کارگیری اصول روحانی قدم های دوازده گانه دیگر آن ابرهای تیره کمتر در آسمان آبی زندگی ام نمایان می شوند.
اما هنوز آن روزها را به یاد دارم. با به مشارکت گذاردن داستان زندگی ام در جلسه، با راهنما و نیروی برتر از افکار منفی که آشنای قدیمی ام بود، رها شده ام. به خود یادآور می شوم که ممکن است گاهی از روی بی تجربگی عمل کنم، اما زندگی را به همان گونه که هست می پذیرم. در دوران اعتیاد فعال هرگز نمی توانستم با زندگی به همان گونه که هست رو به رو شوم.

برای امروز، به خاطر رهایی از اعتیاد نیکوتین شکرگزارم. زندگی را به معنای واقعی تجربه کرده و از آن لذت می برم.

(۲۵-۹-۱۳۹۴ ۱۱:۲۴ صبح)rasool-f نوشته شده توسط: [ -> ]حتی با یک نیم نگاه خداوند هنوز هم جراحت ها، سوزش ها و شکستگی ها وجود دارند... هیچ حصار و انکار و طفره ای نمی تواند ما را از نا آزمودگی و خامی زندگی حفظ کند.

روزهایی وجود دارند که بهترین کاری که می توانم انجام دهم، زندگی بدون مصرف نیکوتین است. روزهایی وجود دارد که پس از هشت سال بهبودی احساس خامی و بی تجربگی می کنم و احساس می کنم که هیچ چیز ارزش ندارد.
وقتی به لطف خداوند قدری تأمل می کنم و به شکرگزاری می پردازم، برای ادامه زندگی آماده می شوم. خدا را شکر می کنم که عمر آن روزهای عذاب کوتاه بود. در دوران اعتیاد فعال، ابرهای تیره هفته ها و ماه ها و سالها زندگی ام را طوفانی کرده بود. از شروع بهبودی و به کارگیری اصول روحانی قدم های دوازده گانه دیگر آن ابرهای تیره کمتر در آسمان آبی زندگی ام نمایان می شوند.
اما هنوز آن روزها را به یاد دارم. با به مشارکت گذاردن داستان زندگی ام در جلسه، با راهنما و نیروی برتر از افکار منفی که آشنای قدیمی ام بود، رها شده ام. به خود یادآور می شوم که ممکن است گاهی از روی بی تجربگی عمل کنم، اما زندگی را به همان گونه که هست می پذیرم. در دوران اعتیاد فعال هرگز نمی توانستم با زندگی به همان گونه که هست رو به رو شوم.

برای امروز، به خاطر رهایی از اعتیاد نیکوتین شکرگزارم. زندگی را به معنای واقعی تجربه کرده و از آن لذت می برم.

(۲۵-۹-۱۳۹۴ ۱۱:۲۴ صبح)rasool-f نوشته شده توسط: [ -> ]حتی با یک نیم نگاه خداوند هنوز هم جراحت ها، سوزش ها و شکستگی ها وجود دارند... هیچ حصار و انکار و طفره ای نمی تواند ما را از نا آزمودگی و خامی زندگی حفظ کند.

روزهایی وجود دارند که بهترین کاری که می توانم انجام دهم، زندگی بدون مصرف نیکوتین است. روزهایی وجود دارد که پس از هشت سال بهبودی احساس خامی و بی تجربگی می کنم و احساس می کنم که هیچ چیز ارزش ندارد.
وقتی به لطف خداوند قدری تأمل می کنم و به شکرگزاری می پردازم، برای ادامه زندگی آماده می شوم. خدا را شکر می کنم که عمر آن روزهای عذاب کوتاه بود. در دوران اعتیاد فعال، ابرهای تیره هفته ها و ماه ها و سالها زندگی ام را طوفانی کرده بود. از شروع بهبودی و به کارگیری اصول روحانی قدم های دوازده گانه دیگر آن ابرهای تیره کمتر در آسمان آبی زندگی ام نمایان می شوند.
اما هنوز آن روزها را به یاد دارم. با به مشارکت گذاردن داستان زندگی ام در جلسه، با راهنما و نیروی برتر از افکار منفی که آشنای قدیمی ام بود، رها شده ام. به خود یادآور می شوم که ممکن است گاهی از روی بی تجربگی عمل کنم، اما زندگی را به همان گونه که هست می پذیرم. در دوران اعتیاد فعال هرگز نمی توانستم با زندگی به همان گونه که هست رو به رو شوم.

برای امروز، به خاطر رهایی از اعتیاد نیکوتین شکرگزارم. زندگی را به معنای واقعی تجربه کرده و از آن لذت می برم.

لینک مرجع