تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: پیام های روزانه نارانان
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19
چرا من؟ . . . . . ۳۰ ژوئن * ۹ تیر

قبل از اینکه به نارانان بیایم خودم را " زن ترحم انگیز" نام گذاشته بودم . بخاطر نگرانی ، ترس ، اجبار و احساس گناه خیلی وسواسی بودم . بخاطر مقابله با رفتار معتاد نمی توانستم روی خودم تمرکز کنم .
شب هایی هست که احساس می کنم دوست ندارم به جلسه بروم اما دریافته ام زمان هایی هست که من بیشترین تجربه را از جلسه می گیرم .
یک نفر در باره رهایی یافتن از " حس ترحم " صحبت می کرد. با تجربه ای که داشتم منظورش را فهمیدم .

یاد گرفتم که ترس و نگرانی من نه تنها هرگز از هیچ اتفاقی جلو گیری نمی کند بلکه باعث هیچ اتفاقی هم نمی شود .
یاد گرفتم که شعار " رها کن" به عنوان روشی برای کنار آمدن با رفتار معتاد است .
تفکری برای امروز:
اگر در لحظه زندگی کنم ،
اگر روز به روز زندگی کنم ، دیگر در گذشته گیر نمی کنم و برای آینده نقشه نمی کشم . برای این موهبت ها بسیار سپاسگزارم ! با خدمت کردن به نارانان و مشارکت تجربه ، نیرو و امیدم ادامه می دهم . ایمان دارم و با اعتماد به نیرویی بزرگتر از خودم ماجراجویی های خارق العاده ای را تجربه می کنم . اکنون خودم را " زن توانمند " می نامم.
هدیه امروز . . . . . ۱ جولای * ۱۰ تیر

نیازم به کنترل کردن مرا به فکر دائم در مورد آینده و افسوس گذشته وا میداشت .با نگرانی در مورد آنچه که در آینده اتفاق می افتد از پای در می آمدم . چه کار می توانستم بکنم؟

نارانان شعارهایی مثل " روز به روز " را به من پیشنهاد می کند که به من اجازه می دهد خودم را از تاسف برای گذشته و نگرانی در مورد آینده دور کنم ، این شعار خاص به من یاد آوری می کند که نیاز دارم گذشته را بپذیرم و سپس آن را رها کنم . من هیچ کنترلی روی آینده ندارم . نگرانی در مورد چیزی که ممکن است اتفاق بیفتد ، جریان حوادث را تغییر نمی دهد . من مسئول نیستم.
تفکری برای امروز :
نیروی برترم به من هدیه امروز را داده است . من حق انتخاب دارم که این هدیه را بپذیرم و از نیروی برترم پیروی کنم یا اینکه در فکر دائم گذشته و آینده بمانم و سعی کنم اراده خودم را اجرا کنم . من از طریق تلاش های بیهوده بسیار در پیشبرد اراده ام هیچ سودی نبردم ، حالا می توانم هدیه ی امروز را دریافت کنم و از فرصتی که دارم لذت ببرم .
توجیه . . . . . ۲ جولای *۱۱ تیر

وقتی عصبانی می شوم احساس می کنم که مجبورم کارها و روشی را بکار می برم توجیه کرده و دفاع کنم .
وقتی بچه هایم کوچک بودند و من مقررات میگذاشتم آن ها همیشه می پرسیدند چرا . احساس می کردم که وظیفه دارم به آن ها توضیح مفصل بدهم ، چرا که فکر می کردم ممکن است این کار احساس بهتری به من بدهد . معتقد بودم که " نه " هرگز نباید فقط به معنی " نه " باشد .

به کمک برنامه نارانان و معالجه فهمیدم که من نقش ها را وارونه کرده ام و خودم را در نقش یک کودک که به والدین ناراحتش توضیح می دهد قرار داده ام .
امروز می فهمم که به عنوان یک والد و یک بزرگسال نیاز به توضیح هر کاری به هر کس ندارم بلکه این من هستم که انتخاب می کنم چه چیزی را توضیح دهم .
تفکری برای امروز :
من نیاز دارم که با خودم خوب باشم . به خاطر خواهم داشت که نیروی برتر من میداند که چه چیز برایم درست است ، برای من خوب است که خودم باشم ; نیاز به توجیه تصمیماتم ندارم .
⚪️▫️⚪️▫️⚪️
بیداری روحانی . . . . . ۳ جولای * ۱۲ تیر

من آمدن به برنامه نارانان را به خاطر می آورم و فکر می کنم که برای کمک گرفتن آمدم . نمی دانستم چه نوع کمکی اما امیدوار بودم زندگی ام بهتر شود، معتادانم پاک شوند و خانواده ام دوباره خوشحال باشند .
به خاطر جلسات خواندنی ها، نشریات ، خدمت و همه کسانی که با تمایل افکار و احساسات خود را مشارکت کرده اند تا به رشد من کمک کنند، سپاسگزار

امروز معتادانم پاک و هوشیار نیستند . آن ها نه در یک برنامه هستند و نه به بهبودی علاقمندند . با این وجود من به این باور رسیده ام که شادی من بستگی به رفتار یا شادی شخص دیگری ندارد .
من فقط می توانم اعتماد کنم و ایمان داشته باشم که خدای من طرحی برای من و معتادانم دارد .
تفکری برای امروز :
با کمک نیروی برترم می توانم خودم را تغییر دهم _ دیگران را فقط می توانم دوست داشته باشم
دعای آرامش . . . . . ۴ جولای * ۱۳ تیر

خدا _ نیروی برترم ; کسی است که در میان تاریکی هایی که مرا احاطه می کند از او درخواست کمک می کنم ;
آرامشی عطا فرما_ به من فرصت بده که آرامش داشته باشم ;
تا بپذیرم چیزهایی را که نمی توانم تغییر دهم _ مدارا کردن با چیزهایی که نمی توانم تغییر دهم ;
شهامت، که به من اجازه می دهد تا با مشکلات زندگی ام بدون نشان دادن ترس با داشتن ایمان و امید روبرو شوم .
تغییر دهم چیزهایی را که می توانم _ خشم و نگرانی ، بی صبری و ذات کنترل گر، حمایت ناسالم ، و گذاشتن حد و مرز برای خود .

و بینشی که تفاوت این دو را بدانم _ بینشی با عقل سلیم و بینشی که بدانم چه چیزی را می توانم تغییر دهم و چه چیزی را نمی توانم .
من می توانم خشم خود را به پذیرش تبدیل کنم ، نمی توانم معتاد را تغییر دهم .
آرامش واقعی وقتی خواهد آمد که بفهمم باید از خود مراقبت کنم .
تفکری برای امروز :
حالا می دانم اگر عصبانی هستم ، این من هستم که به خود این اجازه را می دهم که عصبانی باشم . اگر احساس آرامش را جستجو می کنم ، این من هستم که به خود این اجازه را می دهم که آرام باشم .
عکس العمل ها . . . . . ۵ جولای * ۱۴
تیر

من معتقدم که همیشه یک کمال گرا بوده ام . اگر جایی مشکلی در کمین خانواده ام بود، آن را می یافتم و روی آن کار می کردم تا حل شود . شوهرم یک الکلی است . من فکر می کردم او فقط نوشیدن را دوست دارد . از آن جا که من الکلی ها را افرادی می دانستم که در خیابان زندگی می کنند و از آشغال دانی غذا میخورند با او مشکلی نداشتم . ولی وقتی پسرم معتادی خارج از کنترل شد ، من دست به کار شدم . من به بهترین شکل سعی کردم که اعتیاد را متوقف کنم ، اما بدتر می شد . از دوستان و خانواده ام مخفی شدم چون نمی خواستم از من بپرسند که چطور هستم .

در بعضی موارد مجبور شدم این روش فکر کردنم را رها کرده و بپذیرم مسائلی هست که من قادر به حل آنها نیستم . این زمانی بود که وارد نارانان شدم .
حتی اگر گاهی در یک بحران روش های قدیمی همیشگی بروز کنند ، می توانم به ابزارهای نارانان تکیه کنم که به من کمک می کند تا بفهمم چه کاری نیاز است که انجام دهم و چطور نیاز دارم که به جای عکس العمل ، عمل کنم .
تفکری برای امروز :
نارانان کمک می کند که استفاده از ابزارها را به خاطر بیاورم ، متکی به نیروی برترم باشم و به فرآیند ، اعتماد کنم . آرامش و حمایتی که از این برنامه می آید باور نکردنی است ، برنامه کار می کند .
امید به جای توقع . . . . . ۶ جولای * ۱۵ تیر

در یک دوره ی پر از امید زندگی می کنم : بدون اینکه انتظار برآورده شدن امیدم را داشته باشم ، احساس امید می کنم .
در این چند هفته اخیر ، از وقتی که معتادم گفت کافی است و می خواهد دوباره به زندگی طبیعی برگردد، این احساس را داشته ام .
نارانان به من یاد داده است که عشق و نگرش مثبت سودمندتر از چیزهایی است که در گذشته بکار می بردم .

به این باور رسیده ام که باید از اصرار برای رفتن او به یک برنامه بازپروری دست بردارم . زیرا این بیشتر یک مانع است تا یک کمک در زندگی او .
یاد گرفته ام که زندگی می تواندپر از پیچ و خم باشد و من می توانم با استفاده از شعار " آسان بگیر" با آن ها هم چنان که پیش می آیند یکی یکی روبرو شوم .
تفکری برای امروز:
امروز امیدوارم که معتادم برنامه بهبودیش را کامل کند . اگر این اتفاق نیفتد، من هنوز هم برنامه خودم را دارم که به من یاد می دهد در برابر او عاجزم . من نیروی برتری دارم که از من مراقبت می کند و او نیز نیروی برتر خودش را که از او مراقبت خواهد کرد.
حفظ فاصله . . . . . ۷ جولای * ۱۶ تیر

اخیراً در بالکن یک خانه با چشم انداز شگفت انگیز به یک ساحل زیبا، ناهار میخوردم . با آرامش ، مرغ ماهی خور و یک جفت خوک آبی را که در کنار لنگر گاه بازی می کردند تماشا می کردم .در حالیکه من از آرامش آن لحظه لذّت می بردم ; قایقی با سرعتی که شاید بیشتر از معمول بود وارد کانال شد .
دقّت کردم که هر چقدر یک جسم نزدیک تر به مسیر قایق بود بیشتر تکان میخورد .

شناورها چون نزدیکتر بودند زیاد تکان میخوردند . ولی زمانی که امواج به ساحل رسیدند ، مرغان دریایی اصلًا متوجه آنها نشدند .
به نظرم رسید که این نزدیکی من به معتاد اثر مشابه فشاری را دارد که من از مصرف او احساس می کنم .
قطع وابستگی همیشه آسان نیست ، وقتی خودم را خارج از مسائل نگه می دارم ، می توانم راحتتر یک راه حل ببینم حتی اگر این فقط به معنی سرم به کار خودم باشد ، را بدهد .
تفکری برای امروز :
امروز می دانم که قطع وابستگی برای هر رابطه سالمی ضروری است. هر یک از ما فردی مستقل هستیم ، نه یکی در کنترل دیگری.
مشارکت‌ امید تازه یافته ام . . . . ۸ جولای * ۱۷ تیر

زمانی که وارد نارانان شدم می دانستم زندگی ام خارج از کنترل است . معتادم هنوز مصرف می کرد و من نمی‌دانستم چه کاری برای او یا خودم انجام دهم .
در نارانان یک گروه از افرادی را یافتم که تجربه ، ناتوانی و نا‌امیدی مرا درک می‌کردند . مجبور نبودم که برای توضیح یا دفاع از خود انرژی صرف کنم . یکی‌از‌اولین‌مرواریدهایی‌که‌دریافتم‌این‌بود که من فقط روی ‌زندگی‌خودم کنترل دارم و برای یافتن آرامش باید از سعی برای کنترل زندگی دیگران دست بردارم .

من یاد گرفتم کنترلی که فکر می‌کردم روی معتاد دارم فقط یک خیال بوده است .
وقتی بالاخره فهمیدم که نمی توانم انتخاب های معتاد را تغییر دهم مثل این بود که وزنه ای از شانه‌هایم برداشته شد.
تفکری برای امروز:
اکنون به قدر کافی در برنامه بوده ام تا تجربه، نیرو و امید تازه یافته‌ام را با دیگران در گروه نارانان مشارکت کنم، چشم برداشتن از معتاد و نگاه کردن به خودم ، اولین قدم ضروری برای من
قدم هفت . . . . . ۹ جولای * ۱۸ تیر

قدم هفت پیشنهاد‌ می‌کند که من می‌توانم بطور مرتب متواضعانه برای برطرف کردن نواقص اخلاقی ام از نیروی برترم درخواست کمک کنم . یکی از نواقصی که برایش درخواست کمک می کنم افکار منفی من است .
اگر افکارم منفی و انتقاد آمیز باشد، احساس بهم ریختگی و پریشانی می کنم .
هنگامی که از نیروی برترم درخواست می کنم تا نواقص مرا برطرف کند، نتیجه‌اش شبیه به جادوی نشستن روی صندلی جلسات نارانان است .

فقط تمایل اجازه می‌دهد تغییرات رخ دهد و به نیروی برترم زمان می‌دهد که چشمانم ، قلبم ، روحم و ذهنم را به پاسخ هایی که برایم وجود دارند ، باز کند .
گاهی اوقات نیاز دارم که آرام و ساکت باشم و به ندای آرام درونی ام گوش دهم .
تفکری برای امروز:
من از نظر روحی بیشتر قابل کنترل و از نظر ذهنی کم تر قابل کنترل هستم .وقتی با اعتماد کافی برای کمبودهایم کمک بخواهم ،نیروی برترم مرا به احساسات و جاهایی که شگفت انگیز و آرام هستند راهنمایی می کند. تنها چیزی که من نیازدارم سپردن اراده ام
صفحه ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19
لینک مرجع