تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: پیام های روزانه نارانان
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19
عجز . . . . . ۲۴ جولای * ۲ مرداد

من اقرار می‌کنم که در برابر شرایط زندگی‌ام عاجزم و اینکه زندگیم غیر قابل اداره است . وقتی من خارج از کنترل هستم ، دوستانم نمیخواهند کنارم باشند . من نمی‌‌خواهم کنارم باشند ! یاد می‌گیرم که دردم را به نیروی برترم بسپارم و اجازه دهم این نیرو و درد مرا اداره کند ، در حالی که بیرون می‌روم و فـعّالیت می‌‌کنم.

با اعتراف نکردن به عجزم ، به خودم دروغ می‌گویم . بهبودی آسان نیست ، به این دلیل ما این جا هستیم ، به جلسات میآییم و روی خودمان کار می‌کنیم .
اگر در مورد شرایط مان در انکار بمانیم ، نمی‌توانیم پیام بهبودی را بشنویم . وقتی بهبودی آغاز می‌شود ، یک زندگی کاملا جدید در بیرون منتظر ماست .
تفکری برای امروز :
وقتی عجزمان را میپذیریم ، می‌توانیم یاد بگیریم که بهتر زندگی کنیم . با این وجود فقط به دلیل این که بهبودی داریم به معنی این نیست که دیگر مشکلی نداریم . به این معنی است که حالا ابزارهایی داریم که به ما کمک می‌کند بدون له شدن یا شکستن ، بهبود یابیم.
اول فکر کن . . . . . ۲۵ جولای * ۳ مرداد

شعار " فکر کن"نارانان ساده اما عمیق است . برای آن دسته از ما که با یک معتاد زندگی می‌کنیم ، حمل احساسات و هیجانات کار ساده‌ای است . ما تمایل داریم از آن ها عصبانی و ناامید شویم، چون آن ها را خیلی داریم .
آن ها در مسیر خود تخریبی هستند.
این سهم ما نیست که معتاد را وادار کنیم تا ببیند چه کاری انجام می‌دهد .

خوشبختانه ، مجبور نیستیم منتظر تغییر آن ها باشیم تا صلح و آرامش در ذهنمان باقی بماند و فقط لازم است دست از کارهای قبلی برداشته ، تمرکز را روی خودمان برگردانده و مسئولیت کارهایمان را به عهده بگیریم .
ما با حرفهایمان بیشتر از آن که مفید باشیم می‌توانیم آسیب بزنیم .
تفکری برای امروز :
یادآوری اینکه قبل از حرف زدن فکر کنم ، به من اجازه می‌دهد تا روی هدف ، احساسات نهفته و تأثیری که کلماتم می‌تواند بگذارد ، تمرکز کنم
رنجش و سپاسگزاری . . . . . ۲۶ جولای * ۴ مرداد
پسر کوچکم ، معتاد زندگی من، اکنون چندین ماه می‌شود که در بهبودی است. به عنوان پدرش ، من مسئول قانونی او هستم و در ماههای اول بهبودیش با کمی تعجّب تغییرات مثبتی می‌دیدم ، یک دگرگونی واقعی در پسر بچه‌ای که تمام آن چه را که یک معتاد می‌تواند باشد، بوده است .
با این وجود وسوسه این فکر که امکان لغزش واقعی است ، همیشه در کمین است.

معتاد زندگی ما را مختل کرده است و در برخی لحظات این ترس ها و رنجشهای خشمگینانه خود را در قالب کلمات و اعمالم نشان می‌دهد. بهبودی فرصت جدیدی است برای زندگی در یک راه صلح آمیز .
تفکری برای امروز :
نارانان به من فرصتی برای مشارکت امن احساساتم در مورد سپاسگزاری و نیز رنجش می‌دهد . دوستان نارانانی من در طول عصبانیتم به من کمک می‌کنند. آن ها کمک می‌کنند که خوبی را جستجو کنم . به من کمک می‌کنند تا با درد کنار بیایم و تمرکزم را روی سپاسگزاری قرار دهم . می‌توانم زندگی خودم و پسر معتادم را در انتخابی که می‌‌کنم ، ببینم . من انتخاب می‌کنم که سپاسگزار باشم.
⚪️⚪️⚪️
قدم هفت _برطرف کردن غرور و تکبر . . . . . ۲۷ جولای * ۵ مرداد

معتاد زندگیم اتاق خوابش را تغییر دکور می داد و رنگی را برای دیوارهایش انتخاب کرده بود. سؤال من این بود، " از آن‌جایی که او همیشه نئشه است چطور میداند که چه رنگی انتخاب کند"؟دست به کار شدم و رنگی روشن‌تر را که من برای اطاقش مناسب‌تر می‌دیدم ، انتخاب کردم و خریدم .
در گذشته تکبر من باعث می‌شد فکر کنم که روش من بهترین روش و تنها روش برای هر کسی است . تواضع به من اجازه می‌دهد که به افکار ، عقاید و احساسات دیگران ، به خصوص معتاد احترام بگذارم .
تفکری برای امروز :
این رابطه تازه یافته با خودم دنیای کاملاجدیدی از شادی برای من گشوده است که قبلا تحت تأثیر قرار داشت . اولویت های من بالاخره در جای خود قرار گرفتند ، من انسان فروتنی هستم .
تمرکز روی خودم . . . . . ۲۸ جولای * ۶ مرداد

مدت کوتاهی پس از تولد پسرم ، پدرش در حالی که تحت تأثیر مصرف کوکائین و الکل بود ، به خاطر خشونت دستگیر شد . ما برای آزادی او به صورت قانونی ، قبل و بعد از اینکه محکوم شود پاره وقت روی مشاغل تمام وقت کار می‌کردیم .
ما مجبور بودیم برای ملاقات او در صف منتظر بمانیم ، از قوانین زندان اطاعت کنیم و بازرسی شویم .

حدود بیست سال در انکار و افکار جادویی بودم . هرگز به فکرم خطور نکرد که موضوع اصلی مصرف مواد است ، خدا رو شکر می‌کردم که چالش خانواده‌ام فقط موضوع حقوقی‌ است نه یک بیماری جدی ، هرگز به ذهنم نرسید که مصرف مواد مخدر یک بیماری است .
فهمیدم بیماری اعتیاد که تهدید کننده زندگی است ، خانواده ام را به ستوه آورده است و شریک زندگی‌ام سخت معتاد است .
تفکری برای امروز :
پذیرش مفهوم این جمله برایم سخت بوده که با عشق رها کردن یعنی به جای اینکه تمام وقت خود را صرف نگرانی در مورد کارهای معتاد کنم برروی خودم و بهبودیم تمرکز کنم . با این کار ، آرامش به آرامی به زندگیم بازگشت
پذیرش . . . . . ۲۹ جولای * ۷ مرداد

در حالی که برای صحبت در یک همایش نارانان آماده می‌شدم ، از من درخواست کردند وقتی خودم را معرفی می‌کنم ، ذکر کنم چه کسی شرط عضویت من بوده است . کلمه" شرط عضویت " که هر از گاهی توسط اعضای نارانان استفاده می‌شود یادآوری به من است .فرهنگ لغت شرط عضویت را اینگونه تعریف می‌کند " کسی که نیاز یا شرایط را برای چیزی داراست ".

وقتی در جلسات مشارکت می‌کنم ، می‌گویم در خانواده من پسرم معتاد است و دلیل آمدنم به برنامه می‌باشد. اغلب یک نفر بعد از من مشارکت می‌کند و در مورد ترجیح من در استفاده از کلمه " شرط عضویت" اظهار نظر می‌کند و میگوید که دوست ندارد از کلمه " معتاد " استفاده کند. یادم می آید که من هم همان احساس را داشتم تا اینکه فهمیدم اقرار به اینکه پسرم چه در حال بهبودی باشد چه نباشد ، معتاد است و تا ابد خواهد بود، بخشی از پذیرش من است.
تفکری برای امروز :
عزیزم همیشه یک معتاد ، یک عضو از خانواده‌ام و یک قسمت از زندگی‌ام خواهد بود . پذیرش به معنی ، فرمانبرداری از یک موقعیت غم انگیز خارج از کنترل من ، نیست . بلکه به معنی داشتن بینش برای پذیرفتن حقایق ، آگاه شدن از موارد انتخابی و پس از آن تصمیم گیری در مورد آنچه که می‌خواهم انجام دهم یا نه، می‌باشد . من باز هم به جلسه خواهم آمد.
پیشرفت . . . . . ۳۰ جولای * ۸ مرداد

هر روز صبح قبل از اینکه از رختخواب بیرون بیایم ، به خود یاد‌آوری می‌کنم که کارهای روزانه ام را به آرامی انجام دهم تا مطمئن شوم ذهنم معطوف به میلیون ها کار نمی‌شود بدون اینکه هیچ کدام را به پایان برسانم .بعد از یادآوری به خودم ، به نیروی برترم وصل می‌شوم و درخواست کمک می‌کنم که روز آرام و بی‌دردسری داشته باشم تا بتوانم برنامه‌هایم را انجام دهم .
من درخواست و دعا کردم ، اما همه هایی که در ذهنم مرور می‌شد را پاک نکردم . فهرست ذهنی‌ام باور کردنی نبود.

کمی پیش، من به یک سخنرانی آزات شدم . آخرین سخنران به هدف زد ; او در مورد من صحبت می‌کرد! سخنرانی این یادآوری را برایم باقی گذاشت :"اشتباهات ، فکر غلط! رها کن! تسلیم شو! هیچ کاری انجام نده!"
سخنران فهمیده بود که نیروی برترش می‌تواند کاری را که او موفق به انجامش نشده ، انجام دهد.
تفکری برای امروز :
با گوش دادن به اعضای دیگر می‌توانیم راه هایی را برای پیشرفت در زندگی‌مان بیابیم . هر یک از ما از تازه وارد گرفته تا عضو سرد و گرم چشیده چیزهای زیادی برای دادن در این برنامه داریم . هر یک از ما برای کمک به دیگران که بیشتر در مورد خودشان یاد بگیرند ، تجارب خودمان را برای مشارکت کردن داریم
ترس به ایمان . . . . . ۳۱ جولای * ۹ مرداد

خیلی از ما نا‌امیدانه برای جواب به اولین جلسه نارانان آمدیم . من می‌خواستم چند کلمه جادویی بشنوم یا دستورالعمل ‌هایی دقیق به من برای رو به راه کردن معتادم ، داده شود . رفتارهای معتاد از جمله دروغ ، بدقولی و دزدی ، خارج از کنترل بود . وقتی سعی می‌کردم رفتار او را کنترل کنم ، زندگی‌ام غیر قابل اداره شده بود .
اوایل نمیفهمیدم برنامه نارانان و جلسات در مورد چیست .

هیچ کس به من توصیه یا راه حل نداد . من به جواب های فوری نیاز داشتم . آن ها فقط می‌گفتند " باز هم برگرد" بعد از حضور بیشتر در جلسات زیاد شروع به روبرو شدن با ترس‌هایم کردم که قبلا حتی قادر به شناسایی آنها نبودم . شعارهایی مثل " رها کن و به خدا بسپار " و " روز به روز" را یاد گرفتم که کمک کرد تا کنار بیایم .
من یاد می‌گیرم که می‌توانم ترسم را به ایمان ، وحشتم را به آرامش ، امید اشتباه خود محورانه را به امید واقعی خدا محورانه تغییر دهم .
تفکری برای امروز:
در اینکه چطور با ترسم کنار بیایم ، انتخاب هایی دارم ، می‌توانم انتخاب کنم با هر چیزی روبرو شوم و بهبود یابم ، یا همه چیز را فراموش کرده و فرار کنم .
رها کن یا اسیر باش . . . . . ۱ آگوست ۱۰ مرداد

نارانان شعارهای زیادی دارد . هدف از این شعارها این است که به ما یادآوری کند که وقتی با مسائلی که بیماری اعتیاد بوجود آورده روبرو می‌شویم ، می‌توانیم بطور متفاوتی پاسخ داده و در نتیجه موقعیت مان را بهبود بخشیم .
در حال یادگیری اسکی روی آب بودم که چندین بار افتادم . تصمیم داشتم که اسکی کنم و نمی‌خواستم ترسو یا شکست خورده به نظر بیایم ، بنابراین وقتی که می‌افتادم در حالیکه سعی داشتم خود را به حالت ایستاده برگردانم به طناب یدکی آویزان می‌شدم .

بعد از چندین تلاش منجر به شکست با شنا کردن به قایق بر می‌گشتم .وقتی که از آب دریاچه ، زخمی و دردمند از کشیده شدن ، از قایق بالا می‌رفتم مربی با حیرت به من نگاه کرد و گفت : " چرا رها نمی‌کنی؟"
تفکری برای امروز :
در می‌یابم در بعضی شرایط هر چه بیشتر تلاش کنم ، شرایط دشوارتر می‌شود. نارانان به من یاد داد که رها کردن نیز از جمله کارهایی است که می‌توانم انتخاب کنم . می‌توانم مشکلاتم را رها کرده و آن ها را به نیرویی برتر از خود بسپارم. نیروی برترم توانایی حل مشکلاتی را که من نمی‌توانم ، دارد
ابزارهای نارانان . . . . . ۲ آگوست * ۱۱ مرداد

ابزارهای نارانان به من کمک می‌کند تا روز به روز زندگی کنم . یکی از ابزارهایی که بیشترین کمک را به من می‌کند ، راهنماست ، وقتی یک راهنما انتخاب می‌کنم به تدریج با آن فرد رابطه‌ای ایجاد می‌کنم ، کم کم اعتماد برقرار می‌شود. آن جا که دوازده قدم را بکار می‌برم ، راهنمایم برای کمک به من آن جاست .
راهنمای من کسی بیشتر از یک دوست شده است . من هر چیزی را می‌توانم به او بگویم . راهنمایم مانند خانواده‌ام است ، فردی که می‌توانم به او اعتماد کنم .
تفکری برای امروز:
نمی‌توانم افکارم را با بیشتر مردم مشارکت کنم ، اما به محض وارد شدن به اتاقهای نارانان می‌توانم عشق را احساس کنم و بدانم که هرگز قضاوت نخواهم شد ، فقط بخاطر کسی که هستم دوستم دارند . هنگامی که هر یک از ابزارهای در دسترس نارانان را استفاده می‌کنم می‌توانم صلح و آرامشی را که در گذشته دست نیافتنی به نظر می‌رسید ، بیابم
صفحه ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19
لینک مرجع