تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: پیام های روزانه نارانان
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19
تازه واردین . . . . . ۳ آگوست * ۱۲ مرداد
وقتی به اولین جلسه‌ی نارانان وارد شدم بسیار درمانده ، ناامید و پر از خشم بودم .وقتی آن جا را ترک کردم خیلی احساس آرامش می‌کردم . اعضای انجمن برای توضیح اساس نارانان و اینکه چطوری برنامه به آنها کمک کرده وقت گذاشتند .
گرداننده گروه را به خاطر می‌آورم که آن شب قدری از توجه و تشویقش را مستقیما به تازه واردین معطوف کرد .

طی چند ماه شروع به تشویق تازه واردین کردم . بعد از چهار ماه اولین جلسه را گردانندگی کردم . دوستان جدیدی پیدا کردم که آنچه را بر من گذشته بود درک می‌کردند و آن ها خانواده‌ام شدند .
تفکری برای امروز :
<< هر گروه خانواده نارانان فقط یک هدف دارد: کمک به خانواده‌های معتادان . ما این کار را با تمرین دوازده قدم نارانان ، دادن قوت قلب و درک بستگان معتاد خود و همچنین استقبال و تسلی بخشیدن به خانواده‌های معتادان انجام می‌دهیم .‌>>
▫️▫️▫️
یاد بگیریم وابسته نباشیم . . . . . ۴ آگوست ۱۳ مرداد
وقتی پسرم در حال خودکشی با مواد مخدر می‌باشد و زندگی‌اش آشفته است من چطور می‌توانم صلح و آرامش را در زندگی خود بیابم ؟ این اولین سؤالی بود که موقع حضور در جلسات نارانان پرسیدم . من مادر خوبی هستم و مادران خوب از بچه هایشان مراقبت کرده و بزرگشان می‌کنند .مفهوم وابستگی فراتر از فهم من بود .

قطع وابستگی برای من به معنای جدا شدن احساسی از اعتیاد است به طوری که بتوانم با یک روش منطقی با پسرم کنار بیایم .وقتی به اعتیاد وابسته بودم حالاتم بستگی به طرز عملکرد پسرم داشت .
وقتی یاد گرفتم که وابسته نباشم طنابی که ما را به هم وصل می‌کرد بریدم .کاملا آگاهم که برای اعتیاد آسان تر است که مرا بکشد تا اینکه من پسرم را بیرون بکشم .
تفکری برای امروز:
قطع وابستگی به معنای بی‌توجهی نیست بلکه به معنای آن است که من از نظر عاطفی سالم باشم تا وقتی معتادم آماده کمک گرفتن است من هم آماده‌ی کمک کردن باشم .
سنت هشتم . . . . . ۵ آگوست * ۱۴ مرداد
"کار قدم دوازدهم نارانان بایستی همیشه غیر حرفه‌ای بماند ." برای من این معنا را می‌دهد که من وارد یک اتاق نمی‌شدم که افرادی با گرفتن پول مرا روبراه کنند، من در میان افرادی مانند خودم بودم که می‌خواستند به من کمک کنند، چون آنها موقعیت من و چگونگی سر و کار داشتن با اعتیاد را درک می‌کردند. پول زیادی صرف متخصصین کرده بودم
با رفتن به جلسات نارانان احساس صمیمیت کردم اعضایی که در جلسات مرا حمایت می‌کردند شاید کتاب‌های خوبی خوانده یا نخوانده باشند و مدرسه های خوبی رفته یا نرفته باشند اما آن‌ها با وحشت اعتیاد فرد دیگری زندگی کرده‌اند.از مشارکت تجربه ، نیرو و امیدشان شهامت و ایمان به دست آوردم .
نارانان به عنوان یک سازمان ممکن است برای رسیدگی به کارهای اداری نیاز به متخصص داشته باشد .
تفکری برای امروز:
من با کمک و راهنمایی نیروی برترم پیام را به دیگران خواهم رساند . " کار قدم دوازدهم نارانان بایستی همیشه غیر حرفه‌ای باقی بماند اما مراکز خدماتی ما می‌توانند کارمندان مخصوص استخدام نمایند ."
نا امیدی. . . . .۶آگوست *۱۵مرداد

زمانی را به خاطر می آورم که با ادامه ی کارهای دیوانه وار در یک تلاش نا امیدانه برای تغییر معتادان زند گی ام به سر می بردم وامیدوار بودم از این بیماری که اعتیاد نامیده می شود خلاص شوم.من این کارها را نگرانی ،کمک کردن وضرورت می نامیدم وبا بهترین نیّت وبه نام عشق آن را انجام می دادم،اما بیماری اعتیاد آن را حمایت نا سالم می نامید ودور نمی شد.
زمانی که به جلسات نارانان می آیم ،گوش می دهم، ذهنم و سرانجام قلبم را باز می کنم،برنامه کمک می کند تا من تصمیماتی بگیرم که برایم بهترین هستند.
با خانواده ی نارانان،افرادی که ملاقات می کنم ودوستشان دارم رابطه ایجاد می کنم.
تفکّر ی برای امروز
گی ارزشمند است .می خواهم مسئول هر روزم باشم واجازه نمی دهم اشتباهات،بهانه هایی برای به هدر رفتن زندگی شود.حالا می توانم مشارکت کنم،چون آن تجربیات را دارم.درد را می شناسم، می دانم دل شکستگی چیست.وقتی به عقب نگاه می کنم آن درد خیلی قوی نیست.من اوقات خوب را به خاطر می آورم.درد را به یاد دارم اما خود درد وجود ندارد
برنده دو برابر قطع وابستگی را تمرین می‌کند . . . . . ۹ آگوست *۱۸ مرداد

من یک معتاد و یک عضو سپاسگزار نارانان هستم که دو برابر برنده شده‌ام. امروز وقتی به طور تصادفی در جایی قرار می‌گیرم ، اعتماد دارم که جای درستی هستم، جایی که نیاز است باشم. هنوز با میل شدیدم برای کنترل کردن در کشمکش هستم.به من ثابت شده است که بیماری‌ام فعال و جاری است حتی اگر به کار نرود .
من با خواهرم که به حکم دادگاه به برنامه آمده بود و روی لبه‌ی بهبودی بالا و پایین می‌شد در همایش معتادان گمنام و نارانان بودم .
خواهرم تصمیم گرفت که جلسه برای او مفید نیست و به یک مشروب فروشی رفت و مست شد . روز بعد برنامه ام را به او گفتم و از او دعوت کردم که به یک جلسه‌ی باز بیاید . در کمال تعجب او خواست که بیاید .
من باید اعتماد کنم که نیروی برترش مراقب اوست . و او خودش باید به آخر خط برسد .همه‌ی اینها یک فرایند یادگیری است .
تفکری برای امروز :
بهبودی سفری است که می‌توانیم آن را مشارکت کنیم ، اما هر شخص باید خودش این تصمیم را بگیرد که آیا می‌خواهد به سفر برود.
مهربانی . . . . . ۲۱ آگوست * ۳۰ مرداد

تجربه‌های زندگی به من آموخت که مهربانی دیگران را مورد شک و تردید قرار دهم . فکر می‌کنم وقتی کسی با من مهربان است یا مرا دوست دارد ، همیشه باید بهایی بپردازم . در خانواده‌ام با اعتیاد فعال بزرگ شدم ، و بهایی که من برای مهربانی پرداخت کردم زیاد بود . چون نمیخواستم آن بها را بپردازم ، نمی‌توانستم از عهده‌ی نزدیک شدن به دیگران برآیم .
سپس برای جلوگیری از آسیب مجدد از شرکت در هر رابطه‌ای دوری کردم .
وقتی به درون خودم رجوع کردم توانستم ببینم که به کمک نیاز دارم . من به یک زندگی جدید نیاز داشتم، زندگی قبلی‌ام بیشتر از این برایم کار نمی‌کرد .
در برنامه‌ی نارانان یک خانواده جدید و دوست داشتنی دارم که مهربانی را به من پیشکش می‌کنند . یاد می‌گیرم این مهربانی را با قلب باز دریافت کنم .
تفکری برای امروز:
برای یک زندگی کامل ، شاد و سالم ، نیاز دارم با دیگران تعامل داشته باشم . برنامه نارانان به من نشان داده که عشق و مهربانی واقعی همیشه برچسب قیمت ندارند.
رها کردن _ رشد . . . . .۲۲ آگوست *۳۱مرداد

‌هنگامی که به اولین جلسه ی نارانان رفتم،گیج بودم و به دنبال جواب می گشتم. می خواستم تفاوت بین مواظبت و مراقبت را بدانم. به حضور در جلسات ادامه دادم و از مشارکت و تجربیات اعضای نارانان یاد گرفتم .
یاد می گیرم که یک روش حمایت ناسالم، انجام دادن کارهایی برای معتاد است که او می تواند برای خودش انجام دهد. من تصمیم گرفتم که حمایت ناسالم را از او قطع کنم
کمک به معتاد برای دور نگه داشتن او از عواقب طبیعی کارهایش، حمایت ناسالم دیگری بود، بنابراین من تغییر مهم دیگری کردم .
همچنان که به رفتن به جلسات ادامه می‌دادم یاد گرفتم که می‌توانم بدون پایمال شدن قابل انعطاف باشم.
یاد گرفتم که می‌توانم معتاد را دوست داشته باشم . بدون اینکه او را اسیر کنم .
تفکری برای امروز :
میخواستم بدانم چقدر تلاش لازم است انجام دهم ، قبل از اینکه بتوانم معتاد را به نیروی برتر بسپارم . آنچه را که بالاخره فهمیدم این است که می‌توانم رها کنم و پاسخ هایی که من جستجو می‌کنم حاضر خواهند بود وقتی که من آماده دریافت آنها هستم .
قدم هشت . . . . .۲۳ آگوست * ۱ شهریور
قدم هشت از من نمی‌خواهد خسارتی را که دیگران به من زده‌اند فهرست کنم . این قدم از من می‌خواهد خسارتی که من به دیگران زده‌ام ، فهرست کرده و مایل به قبول اصلاح خطاهای گذشته‌ام باشم .
اولین بار که قدم هشت را خواندم ، عکس‌العمل من این بود، من به چه کسی خسارت زده‌ام ؟ به چه کسی بدهکار جبران خسارت هستم ؟ در حالی که فکر می‌کردم قربانی هستم به اولین جلسه نارانان آمدم معتاد زندگی‌ام بی‌رحم ، بی عاطفه و خود خواه بود آن کسی که نیاز داشت جبران خسارت کند من نبودم .از من باید جبران خسارت می‌شد .
مسئول اصلی قربانی شدن خودم بودم . من با تمایل خود در موقعیتی غیر قابل قبول با فردی که دوست داشتم مانده بودم اما احساس کمبود می‌کردم .بنابراین اولین شخصی که لازم بود فهرست کنم ، خودم بودم .
هم چنان که به رشدم در نارانان ادامه می‌دادم فهمیدم که نگرش من نسبت به عزیز معتادم نامحترمانه و به دور از فروتنی است . او را قضاوت کرده و پایین تر از خودم می‌دیدم . دومین نفر در فهرست من معتاد بود.
تفکری برای امروز :
قدم هشت به من فرصتی برای بررسی رفتارم نسبت به خود و دیگران می‌دهد . قدم هشت یک قدم التیام بخش است . این قدم به من کمک می‌کند که خودم را از درک تحریف شده از واقعیت و احساس گناه از رفتار گذشته خلاص شوم . با تمرین قدم هشت ، راه بهتری برای زندگی یاد گرفته‌ام .
سوء استفاده _ شبح گذشته‌ام . . . . . ۲۴ آگوست ۲ شهریور
یک شب در جلسه‌ای نشسته بودم و موضوع سوء استفاده در بچگی مطرح شد، با گوش دادن به مشارکت دیگران ، من سوء استفاده در بچگی‌ام را که در مدرسه ابتدائی شروع شد ، بیاد آوردم . من یاد گرفته بودم که یک قربانی باشم .
از وقتی که پنج سالم بود مورد سوء استفاده جسمی ، احساسی و ذهنی قرار گرفته بودم .

برنامه به من کمک کرده که بهبود یابم . در طی زمان هایی که عبور از ترس برایم سخت است ، می‌توانم از ابزارهای‌ برنامه استفاده کنم . من فردی قوی‌تر و سالم تر می‌شوم و حالا می‌توانم پیام را به دیگران برسانم .
هر چه بیشتر دعا ، مراقبه و درخواست راهنمائی می‌کنم ، کمکی را که نیاز دارم بیشتر دریافت می‌کنم .
از برنامه دوازده قدمی نارانان سپاسگزارم . از اعضای خانواده نارانان سپاسگزارم که با عشق بلا عوض خود به من برای بهبودیم کمک می‌کنند .
تفکری برای امروز :
به سوء استفاده‌های گذشته که مانند شبح به زندگی‌ام سایه انداخته اجازه نخواهم داد که بر زندگی من حکومت کنند . با کمک نیروی برترم و حمایت برنامه‌ی نارانان ، آرامش و صلح را به جای ترس انتخاب خواهم کرد .
خشم . . . . . ۲۵ آگوست * ۳ شهریور


پدرم اخلاق وحشتناکی داشت . مادرم اغلب می‌گفت که من نیز اخلاق پدرم را دارم . وقتی پسرانم کوچک بودند می‌ترسیدم که در حالت خشم آنها را تنبیه کنم . بنابراین تا زمانی که بتوانم آرام شوم آنها را به اتاقشان می‌فرستادم .
امروز با اینکه در بهبودی هستم باز هم می‌دانم چطور دکمه‌های خشم معتاد و دیگران را فشار دهم . امروز مسئولیت کاری را که انجام می‌دهم و مسیری که می‌پیمایم را به عهده می‌گیرم .

امروز قبل از اینکه با خشم واکنش نشان دهم می‌ایستم و فکر می‌کنم . امروز شوخی می‌کنم و با مهربانی چیزی می‌گویم . امروز نمی‌خواهم با خشم خود بهانه‌ای به معتاد برای مصرف بدهم .
تفکری برای امروز
تشخیص و اقرار احساساتم قدمی مهم در مسیر بهبودی من است . یادگیری اینکه عکس العمل به احساساتم را انتخاب کنم یک موهبت ارزشمند است . رفتار دیگران به من مربوط نیست . من باعث آن نیستم ، نمی‌توانم آن را کنترل کنم ، نمی‌توانم آن را درمان کنم . گرچه افکارم علت رفتارم است، من فقط می‌توانم افکارم را کنترل کنم . من فقط می‌توانم رفتارم را تغییر دهم . می‌توانم انتخاب کنم که از منفی ها رها شوم . می‌توانم انتخاب کنم که آرامش را در آغوش بگیرم .
صفحه ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19
لینک مرجع