تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: پیام های روزانه نارانان
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19
حمایت ناسالم . . . . . ۲۶ آگوست * ۴ شهریور
در جلسه نارانان بحث در مورد حمایت ناسالم بود .عضوی پرسید : " چطور می‌توانم به یک فرد غریبه غذا ، لباس ، پول و سر پناه بدهم اما به عزیز معتادم کمک نکنم ؟ "عضو دیگری بیان کرد : " من فکر می‌کنم که دادن پول ، غذا ، سر پناه یا لباس به معتاد زندگی ام کمک به کندن قبر او می‌باشد . با این کار اجازه نمی‌دهم تا عواقب کارهایش را تجربه کند;
آیا وقتی از مصرف معتاد حمایت ناسالم می‌کنم ، بدون قید و شرط او را دوست دارم ؟ آیا سر راه پیامدهای طبیعی رفتار معتادگونه قرار گرفته‌ام
رها کردن با عشق به معنی دست کشیدن از معتاد نیست ، بلکه اجازه انتخاب دادن به معتاد است . وقتی حمایت ناسالم می‌کنم اجازه نمی‌دهم که معتاد بزرگی و عزت نفسی را که از به عهده گرفتن مسئولیت و حل کردن مشکلات ناشی می‌شود ، به دست بیاورد .
تفکری برای امروز :
من انتخاب‌هایی دارم . اول انگیزه‌هایم را در نظر می‌گیرم و سپس پیامد کارهایم را . وقتی انتخابی می‌کنم مثل تعیین حد و مرزهایم در مورد بخشندگی یا حفظ امنیتم ، سعی می‌کنم استوار باشم . با کمک نیروی برترم تصمیم هایی می‌گیرم . به خودم یادآوری می‌کنم که چیزها تغییر میکنند حتی اگر من آن را نبینم .
" اگر در مشکل بمانم ،
قطع وابستگی با عشق و احترام . . . . .۲۷ آگوست * ۵ شهریور
" یک از پای در آمده ، راه را برای پیشرفت غیر منتظره باز می‌کند " این نقل قول به وسیله یک عضو نارانان که آن را از درمانگرش گرفته بود مشارکت شد و مسیر مرا به سمت قطع وابستگی همراه با عشق و احترام خلاصه می‌کند .

من اغلب این نظر را می‌شنوم : " معتاد باید به آخر خط برسد " و من می‌توانم این را به آخر خط خودم " از پای در آمدنم " ربط دهم . وقتی توانستم درک کنم ، باور کنم ، و بپذیرم که من باید تغییر کنم ; توانستم روش فکری را به درستی در یابم ، همانطور که یکی از نشریات نارانان می‌گوید برای من قطع وابستگی کلید موفقیت است .
تفکری برای امروز :
یک نیروی برتر از خودم با دادن انگیزه به من که باز هم برگردم و به یادگیری ادامه دهم به تمایلم پاسخ داده است .
عشق یا وسواس فکری . . . . . ۲۸ آگوست * ۶ شهریور


جلسات نارانان با خواندن صفحاتی از نشریات نارانان شروع می‌شود .یک شب تازه واردی پرسید : " تماشاچی بودن با عشق ورزیدن یکی نیست ، یعنی چه؟ نتوانستم پاسخ واضحی به او بدهم . می‌دانستم که معتاد زندگی‌ام را دائما تماشا کرده‌ام . بنابراین اگر تماشاچی بودن با عشق ورزیدن یکی نیست ، پس احساس من نسبت به معتاد چه بود
احساساتم را نسبت به معتاد محک زدم باید قبول می‌کردم که آنها قوی هستند اما خیلی از احساساتم به او نه مهربانی‌است ، نه محبت .
متن دیگری را به خاطر آوردم که بیان می‌کرد " ما یاد گرفته‌ایم که اعتیاد یک بیماری است ...این بیماری دو جنبه دارد : حساسیت جسمی همراه با وسوسه فکری."
تفکری برای امروز :
وقتی تمام چیزی که من به آن فکر می‌کنم معتاد زندگی‌ام است ، به خودم یادآوری می‌کنم که معنی اعتیاد خیلی نزدیک‌تر به معنی وسواس فکری است تا معنی عشق . امروز من عشق را انتخاب می‌کنم
احساسات . . . . . ۲۹ آگوست * ۷ شهریور

در نارانان یاد گرفته‌ام که احساسات فقط احساسات هستند، یک روز تصمیم گرفتم از لاک خود بیرون بیایم . من آماده حس کردن احساساتی بودم که سال‌ها یخ زده بودند . زمان آن بود که با واقعیت اعتیاد به مواد مخدر مستقیما روبرو شوم .فهمیدم که دوست داشتن شخصی که سخت معتاد به مواد بود ، شبیه خواستن مرگ آن
اگر دیگران دوری کردن از کمک را انتخاب می‌کنند و اجازه می‌دهند که اعتیاد زندگی‌شان را نابود کند پس همین اتفاق می‌افتد . این ممکن است مرا غمگین ، خشمگین و متنفر کرده و قلبم را به درد آورد .
با حمایت انجمن نارانان ، بخشش و منزلت خود را حفظ کرده و نوعی از شادکامی را حفظ خواهم کرد و رضایت من برخاسته از چیزهایی که نمی‌توانم کنترل کنم ، نیست ; رضایت من از درون خودم سرچشمه می‌گیرد .
تفکری برای امروز:
می‌خواهم تلاش کنم حتی اگر زمان‌هایی شکست بخورم ، بیشتر تلاش خواهم کرد و موفق خواهم شد . در طول آنها من پیشرفت خواهم کرد . این زمانی‌است که نیاز دارم با خودم صبور باشم . به دلیل تمایلم برای انجام برنامه‌ی خوب و شرکت کردن در جلساتی با یک اساس محکم ، به زودی من قوی‌تر و عاقل تر خواهم شد .
اندوه . . . . . ۳۰ آگوست * ۸ شهریور


وقتی بعد از یک بیماری طولانی شوهرم را از دست دادم ، غم بزرگی را تجربه کردم . اغلب فکر می‌کردم که هرگز نمی‌توانم از اندوه، گذشته و دوباره احساس آرامش و شادی کنم .
با نوشتن یادداشت های روزانه ، مراقبه و حمایت گروه نارانان توانستم از اندوه رها شوم .
آن ها به من اجازه دادند تا احساس فقدانم را مشارکت کنم و من شروع به بهبودی کردم .
در یک سفر اردویی در کوهستان ، روز خوبی را با نوشتن و مراقبه داشتم .
هنگامی‌که در جنگل قدم می‌زدم به یک آهو رسیدم . او خیلی زیبا بود .هیچ درخت کاج یا گلی در آن منطقه خاص نبود ،و جایی نبود که شما به طور طبیعی یک مرغ پر طلائی ببینید ، ولی یکی مستقیم به سمت من پرواز کرد .
دخترم همیشه می‌گفت پدرش به شکل یک پرنده طلائی بر‌می‌گردد! من این پرنده خاص را به عنوان نشانه‌ای از طرف او گرفتم که خوب است رها کنم و زند‌گی‌ام را بگذرانم . از آن روز به بعد در زند‌گی‌ام شادی و آرامش داشته‌ام .
تفکری برای امروز :
نیروی برترم به من موهبت بهبودی را داده است . از طریق دعا و مراقبه ، در می‌یابم که می‌توانم زخم های از دست دادن عزیزی و اثرات اعتیاد را التیام دهم . می‌توانم صلح و آرامش را بیابم .
تغییر خودمان . . . . . ۳۱ آگوست * ۹ شهریور

اعتیاد شبیه به عکس‌العمل زنجیره‌ای است . بیماریی است که مصرف کننده و اعضای خانواده ، دوستان و همکاران را تحت تاثیر قرار می‌دهد . من سعی کردم کنترل کنم . پنهان‌کاری کنم و مسئولیتهای معتاد را به عهده بگیرم .
معتاد من و دیگران را سرزنش میکند و سعی می‌کند به من احساس گناه بدهد . ای کاش می‌توانستم چیزی را تغییر دهم .


وقتی نارانان را پیدا کردم افرادی را با همان احساسات و مشکلاتی که من تجربه کردم یافتم .دریافتم که اول باید اقرار کنم که عاجزم . برای شروع سفرم و رها کردن معتادبا عشق و متوقف کردن تلاشم برای تغییر او باید ایمان را به نیروی برترم تقدیم کنم .با کار کردن قدم های دوازده گانه ، پیروی از سنت ها و استفاده از ابزارهای برنامه‌ی نارانان یاد گرفتم که بخشش و برکت را دریافت کنم .
تفکری برای امروز :
من می‌توانم با شکستن زنجیره به توقف عکس‌العمل های زنجیره‌ای اعتیاد کمک کنم . من دیگر حلقه‌ای که بیماری اعتیاد را حمایت می‌کند نخواهم بود .
جلسات . . . . . ۱ سپتامبر * ۱۰ شهریور
حضور در جلسات نارانان برای من یک روش زندگی شده است . چیزهای زیادی از جلسات یاد می‌گیرم ، چه فقط حاضر شوم و یک صندلی را پر کنم ، چه با مشارکت خود سهیم شوم ، یا اینکه گوش دهم . یاد می‌گیرم قضاوت نکنم و صبور باشم .یک بار تازه واردی در مورد حمایت های ناسالم خود از عزیز معتادش طولانی و مفصل مشارکت کرد .

او گفت در آخر کار گیج شده بود که هیچ تفاوتی ایجاد نشده و هیچ تغییری در معتادش روی نداده است . برایم روشن بود که این اشتباه در سهم و نقش اوست که انتظار دارد رفتارش رفتار معتاد را تغییر دهد .
گوش دادن به حرف این تازه وارد که در مورد همان کارهایی بود که من برنامه ریزی کرده و انجام می‌دادم به من کمک کرد تا به طور واضح عدم سلامت عقل خود را دریابم . من باید رفتارهای قدیمی خود را درست کنم .
تفکری برای امروز :
وقتی احساس می‌کنم دوست ندارم در جلسات حضور یابم ، وقتی است که بیشترین نیاز را دارم تا آن جا باشم . وقتی فکر می‌کنم که چیز ارزشمندی برای شنیدن نیست ، زمانی است که باید بیشتر دقت کنم . وقتی که احساس می‌کنم چیزی برای مشارکت ندارم ، وقت مشارکت است . با حضور در جلسات یاد می‌گیرم ، یاد می‌دهم ، و گاهی فقط بودن را تمرین می‌کنم .
فقط آن را امتحان کن . . . . . ۲ سپتامبر * ۱۱ شهریور
در اوایل ورودم به جلسات ، عضو قدیمی یک برنامه دوازده قدمی مرتب به من یادآوری می کرد که " قدم ها مهمند آنها را بکار ببر" .
می توانم قدم ها را امتحان کنم . به خود ثابت کنم که برنامه گروه خانواده نارانان به همان صورت که بطور خلاصه در کتابچه آبی نارانان هست می تواند برایم کار کند .
می دانم از وقتی در طول سالها قدم ها را تمرین می کنم اعتمادم به آنها افزایش یافته است . قدم نه به من کمک کرد تا روش فکر کردنم در مورد هر چیز و هر کسی در دنیا را تغییر دهم . این قدم به من آسایش ذهن می دهد و از احساس گناه رها می کند .
بهبودی . . . . . ۳ سپتامبر * ۱۲ شهریور

دیشب خبرنامه منتشر شده نارانان را خواندم ، یک مقاله روش هایی را برای درک بیشتر پیام نارانان فهرست کرده بود . یکی از روش ها این بود که من باید یک دفتر جهت وقایع روزانه در مورد افکار و دلواپسیهایم داشته باشم . این به من کمک می کند که هیجان و احساساتم را بفهمم تا بتوانم رو به جلو حرکت کنم .
در طول رنجهای گذشته زندگی ام فکر نمی کردم که آن ها رنج ها بی پایان باشند .
از نارانان سپاسگزارم ، حالا می فهمم که اعتیاد تا آخر عمر با من است .چه معتادم در بهبودی باشد یا هنوز مصرف کند .
نشریات نارانان به من می گوید که اگر می خواهم یاد بگیرم چطور با اعتیاد کنار بیایم ، باید در جلسات شرکت کنم ، برای کمک به دیگران مشارکت کنم ، و به چیزی که ممکن است تغییری در زندگی ام به وجود آورد گوش دهم .
تفکری برای امروز :
بدون تجربه ، نیرو و امید برنامه ، به آسانی قربانی انکار می شوم . می خواهم باور کنم که مشکل خودش حل شده ولی از درون می دانم که این طور نیست .
فقط برای امروز . . . . .۴ سپتامبر * ۱۳ شهریور

دیشب موضوع جلسه ام " عبور از بحران " بود . من فورا به آینده فکر کردم . به عبارتی ، این که بیماری اعتیاد چه چیزهایی به زندگی ام خواهد آورد؟ آیا می توانم یک بحران را مدیریت کنم ؟
از یک عضو شنیدم که گفت این موضوع افکار او را در بحران هایی که از وقتی در جلسات حضور دارد گذرانده ، بیرون میکشد
می توانم تاکید کنم که من هم مثل او وقتی خشمم را درک می کنم ، بار سنگینی از روی شانه هایم برداشته می شود .
فهمیدم جلسات مکان امنی برای من است . چون با وجود داشتن دوستان و خانواده ای بهترین نیت ها را دارند ، باز هم آن ها بیماری اعتیاد را به خوبی اعضای نارانان درک نمی کنند .
تفکری برای امروز :
جلسات نارانان مکان امنی هستند که من می توانم بیایم و بدون احساس تنفر از ترس ها و غم هایم در مورد آن ها مشارکت کنم . معتقدم که این یک ابزار قوی بهبودی است ! بخاطر برنامه شگفت انگیز نارانان از نیروی برترم تشکر می کنم
صفحه ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19
لینک مرجع