تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: پیام های روزانه نارانان
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19
بهتر شدن . . . . . ۵ سپتامبر * ۱۴ شهریور

یاد گرفته ام که اعتیاد یک بیماری است . ممکن است هرگز از بین نرود ، اما با کمک نیروی برترم می توانم یاد بگیرم که آن را بپذیرم و سپس سعی کنم با آن زندگی کنم .
با ادامه دادن به جلسات نارانان ، در مورد اثرات حمایت ناسالم و رو به راه کردن یاد گرفتم .

از برنامه متشکرم . می توانم تصمیم بگیرم و حد و مرزهایم را به دوش و زمان خودم تعیین کنم .
می دانم که بهتر خواهم شد و هنوز راهی طولانی در پیش دارم ، اما شعار روز به روز به من شهامت ، نیرو و امید می دهد .
تفکری برای امروز :
با تمرین برنامه نارانان قادرم با بیماری اعتیاد زندگی کنم بدون اینکه مرا نابود کند . می توانم زندگی ام ا به پیش ببرم . اکنون زندگی ام شامل زندگی با یک معتاد و مشکلاتش است ، اما می توانم انتخاب کنم که به مشکلاتش اجازه ندهم مرا تحت تاثیر قرار دهد . خشم شدید و رفتار تحقیر آمیز من زمان زیادی باقی نخواهد ماند .
حد و مرزها . . . . . ۱۲سپتامبر * ۲۱ شهریور

در جلسات غالبا در مورد حد و مرزها بحث می شود . نمی دانم آیا تاکنون حد و مرزهایم را اجرا کرده ام . من سعی کرده ام با گفتن اینکه " اجازه نمی دهم " ، حد و مرز بگذارم ولی بعد، بیشتر وقت ها تسلیم شده و اجازه می دهم معتادم محدودیتهایی را که ایجاد کرده ام نادیده بگیرد.

امروز ، با مرور زمان ، فاصله و دعای زیاد، احساس می کنم که وقتی پسرم به خانه برگردد قادرم حد و مرزهایم را حفظ کرده و نگه دارم .
در برنامه نارانان ، یاد می گیرم که نمی توانم فرد دیگری را تغییر دهم .تنها شخصی که می توانم تغییر دهم ، خودم هستم .
دریافته ام که خواندن دعا و نشریات نارانان به من کمک کرده که روی رفتار و نیازهای خودم تمرکز کنم .
سپردن . . . . . ۱۳ سپتامبر * ۲۲ شهریور

در ناحیه نارانان محلی ، یک رویداد سالیانه بنام ناراتن داریم که شبیه یک همایش است . در ناراتن چندین جلسه گردهم میآیند تا به سخنرانانی که تجربه ، نیرو و امیدشان را مشارکت می کنند گوش دهند . این همیشه برای من راه فوق العاده ای است تا به اعضای دیگر نارانان ، خارج از گروه خانگی ام وصل شوم .
از من درخواست شد در ناراتن سخنرانی کنم . فورا گفتم " بله " بعد از یک لحظه ، شک به سراغم آمد : آیا می توانم این کار را انجام دهم ؟ می دانم همیشه حرفی که نیازم بوده از سخنرانان شنیده ام ، پس چرا نگرانم ؟ از برنامه سپاسگزارم .
خودم را به نیروی برترم سپردم و شهامتی خواستم تا نتیجه همان باشد . دانستم صرف نظر از چیزی که می گویم ، یا چه طور می گویم ، دقیقا همان خواهد بود که باید باشد .
بعد از اینکه صحبت کردم و کار تمام شد، تشویق شدم تا افرادی را بیابم که داستانی مشابه من داشتند . نارانان رویدادی عظیم است و من از خدمتگزارانی که برای برگزاری سالانه آن تلاش می کنند ، خیلی سپاسگزارم .
تفکری برای امروز :
فقط صحبت کن . تجربه ، نیرو و امید تو برای عده ای با ارزش است .
شادی . . . . .۱۴ سپتامبر * ۲۳ شهریور

هنگامی که دریافتم عزیزم معتاد به مواد مخدر شده است ، غم سنگینی را احساس کردم . احساس می کردم هرگز دوباره خوشحال نخواهم شد و شادی از زندگیم رفته بود . پس در جلسات نارانان شرکت کردم .
در این جلسات افرادی را با موقعیت های مشابه خودم دیدم که هنوز شادی را در زندگی شان داشتند . وقتی برنامه را کار کردم ، تمرکزم را روی خودم و بهبودیم گذاشتم ، به نیروی برترم اعتماد کردم ؛ دوباره شادی را تجربه کردم .
تفکری برای امروز :
من سپاسگزارم برای صلح و آرامشی که من یافتم زیرا یاد می گیرم ، در هر لحظه معتاد را ، در دستان تو قرار دهم و دست از تغییر او بردارم .
ممنونم که کمک کردی مسیرم را به اینجا بیابم .
دعا می کنم برای کسانی که هنوز تنها هستند و از اعتیاد دوست یا عزیزی رنج می برند لطفا آنها را یاری کن راهشان را از طریق درهای نارانان پیدا کنند .
کمک کن تا من هم هدایایی را که به رایگان دریافت کردم ، از طریق فرصت مشارکت تجربه ، نیرو و امید به کسانی بدهم که از انزوای زندگی با معتاد در رنج هستند .
کمک کن در حالی که سعی می کنم از طریق انجمن به دیگران دسترسی داشته باشم سنت هایمان را به خاطر بیاورم . من به عشق و توجه تو به خودم و معتادان اعتماد دارم .
آگاهی . . . . . ۱۸ سپتامبر * ۲۷ شهریور

امروز آواز پرندگان را شنیدم ! نمی توانم آخرین باری را که آواز پرندگان را شنیدم ، به خاطر بیاورم .
وقتی اعتیاد وارد زندگیم شد به نظر می رسید که من مسیر زندگی ، توانایی قدر دانی از آن و دنیای اطرافم را از دست داده بودم مدتها بود که آواز پرندگان را نشنیده بودم ، اما امروز ، شنیدم.
متحیرم از اینکه شنیدن آواز پرندگان چه احساس شگفت انگیزی در من ایجاد کرد.
تفکری برای امروز :
بیماری اعتیاد توانایی مرا برای لذت بردن از چیز های ساده ی زندگی گرفته بود . به تمام زیباییهای اطرافم بی توجه بودم . حالا ، با کمک نارانان می توانم بایستم و از دنیا ، آن طور که هست ، لذت ببرم و با خشنودی هدایایی را بگیرم که خیلی رایگان به من داده شده است


خیر خواهی یا سخنرانی کردن . . . . . ۹ اکتبر * ۱۷ مهر
موضوع جلسه دیشب ما "خیر خواهی " بود . چندین سال در برنامه ی نارانان بوده ام و کلمه " خیر خواهی" مکالماتی را که با معتاد داشته ام ، به من یادآوری می کند . او خیر خواهی های مرا سخنرانی تلقی می کرد .

من و معتادم در نقطه ای از بهبودی هستیم ، از او خواستم به من اجازه دهد که بدانم چه موقع او احساس می کند که من برایش سخنرانی می کنم .بنابراین می توانم به کار کردن روی آن نقص شخصیتی خود ادامه دهم .
دوازده قدم اینجاست که وقتی من آماده ام آنها را بردارم . نمیتوانم قدم ها را مجبور کنم که مرا ببرند . قبول دارم که روزی آماده ی کار کردن هر قدم خواهم بود و نیروی برترم درست همانجا با من خواهد بود .
تفکری برای امروز :
من همه ی پاسخ ها را ندارم و این خوب است . امروز برنامه ام را کار خواهم کرد و فقط وقتی می پرسند پیشنهادها و نظراتم را ارائه خواهم داد .
نمی خواهم به عادت قدیمی سخنرانی کردن برگردم .


قدم ده . . . . . ۱۰ اکتبر * ۱۸ مهر

من قدم ده را به عنوان ابزاری برای استفاده روزانه می بینم که به کمک می کند تا فواید بهبودی خود را حفظ کنم . این قدم به من فرصت می دهد تا زندگی ام را خالی از زباله های احساسی نگه دارم و از چیز های ارزشمند لذت ببرم .
وقتی به طور روزانه به زندگی ام نگاه میکنم ، اقرار می کنم که کامل نیستم ، انسان بودنم را به خود یادآوری کرده و از احساس گناه در مورد اشتباهاتم رها می شوم ، در نتیجه می توانم از آنچه انجام می دهم لذت ببرم ، سرانجام صلح و آرامش را بعد از سالها شرکت در نارانان تجربه کردم و حالا می خواهم آن را حفظ کنم .
قدم ده مهم است چون نمی خواهم زندگی ام را با چیزهای بی ارزش پر کنم .
تراز روزانه به من اجازه می دهد تا خود را از احساس گناه و اشتباه رها کرده و پیشرفتم را حفظ کنم .
تفکری برای امروز :
من هر روز با اشتباهات و موفقیتهایم کنار می آیم جایی که نیاز است ، فورا ، جبران خسارت می کنم و از آنچه انجام می دهم لذت می برم و به این روش صلح و آرامش را حفظ خواهم کرد .

تمرین قدم ده . . . . . ۱۳ اکتبر * ۲۱ مهر
احساس می کنم بهبودیم را سرسری کار کرده ام . معتاد را رها کرده ام ، اما آیا این کار را با عشق انجام داده ام؟ برای مدت طولانی احساس آسودگی و حتی آرامش می کنم .
در مورد او وسواس فکری ندارم ، اما آیا با عشق رها کرده ام ؟

من یاد می گیرم که می توانم هر زمانی که نیاز باشد از خودم تراز بگیرم و سه نوع ترازنامه که من می توانم استفاده کنم پیشنهاد شده است :
۱) تراز لحظه ای - هر روز یک لحظه متوقف شوم تا حالت و رفتارم را ارزیابی کنم .
۲) تراز روزانه - در پایان هر روز متوقف شوم و مرور کنم که چه اتفاقی افتاده و چطور واکنش نشان داده ام .
۳) تراز دوره ای دراز مدت - روزهای خاصی را برای تفکر در مورد زندگی ام اختصاص می دهم .
با مطالعه نشریات یاد می گیرم که می توانم آنچه را که نیاز دارم انجام دهم . می توانم روی نیازهای خودم تمرکز کنم .
تفکری برای امروز :
من درک می کنم که وقتی برنامه را تمرین می کنم ، آرام میگیرم

رشد در نارانان . . . . . ۱۶ اکتبر * ۲۴ مهر

یک روز در اوایل بهبودی پسر معتادم ، یک پیاز جوانه زده در انباری یافتم.
قصد داشتم آن را دور بیندازم که پسرم با گفتن این که می خواهد آن را بکارد مانع این کار شد .
او آنرا در بیرون ، کاشت و وفادارانه به آن آب می داد .
یک دوست نارانانی پیشنهاد داد که این کار ممکن است نشان دهنده ی احساس امیدواری و رشد جدید او در بهبودی باشد ، حرف های او به من هم امید داد .
پسرم قبل از اینکه ساقه های پیاز رشد کنند ، رفت ؛ من به آب دادن به گیاه ادامه دادم . ساقه ها بلند و محکم شدند و وقتی در نوک آنها یک دسته شکوفه شکل گرفت من شگفت زده شدم .
این رشد فوق العاده ی زندگی تغییر یافته ام در نارانان را به من یادآوری می کند . در آغاز بهبودیم کند بود ، اما باز هم به جلسات می آمدم .
تفکری برای امروز :
بهبودی و رشد یک شبه اتفاق نمی افتد . ابتدا که به نارانان می آییم دوست داریم خیلی سریع همه چیز را درست کنیم .
به جای آن ، یاد می گیریم معتاد را رها کنیم و به بهبودی خودمان بچسبیم نه بهبودی معتاد . ما می توانیم فقط خودمان را تغییردهیم

تغییرات . . . . . ۱۷ اکتبر * ۲۵ مهر

پسر بزرگم فارغ التحصیل دانشگاه بود . در اثر اعتیادش همه چیز را از دست داده و مجبور شد در خیابان هایی زندگی کند که نشان دهنده ی موقعیت های واقعا بدی بودند . این روش زندگی با روشی که او با آن بزرگ شده بود ، خیلی تفاوت داشت .

دکترهایی که پسرم را معاینه کردند ، قبل از اینکه در مرکز درمانی پذیرفته شود ، تشخیص بیماری (PTSD) دادند ، بیماری ای شبیه به اختلال روحی سربازان و کسانی که حوادث وحشتناکی را پشت سر گذاشته اند .
دیدن رنج معتاد به من خیلی آسیب می زند ، اما این تجربه ی به ظاهر تند و بی رحمانه ، ممکن است واقعا برای معتاد و هر کسی که او را دوست دارد، نجات دهنده باشد .
در برنامه ی نارانان یاد گرفته ام که چون نمی خواهم رنج کشیدن عزیز معتادم را ببینم ، حمایت ناسالم می کنم ، نمی توانم او را در حال درد کشیدن ببینم. پس سعی می کنم همه چیز را مرتب کنم .
تفکری برای امروز :
افکار و دعاهای من همراه کسانی است که با موضوع مشابهی با عزیزانی مثل والدین ، همسران ، فرزندان یا دوستان ، در گیرند . شما تنها نیستید ، بلکه در میان دوستان واقعی خود هستید که شما را درک می کنند .
صفحه ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19
لینک مرجع