تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: پیام های روزانه نارانان
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19
خشونت . . . . . ۱۸ اکتبر * ۲۶مهر

خشونت شکل های زیادی دارد : جسمی ، کلامی ، سوء استفاده ذهنی و نگاه های زشت پر از تنفر .
من همه ی آنها را تجربه کرده ام . هل دادن ها، فریادها و نیشگون های پدر بزرگم که اندکی مسئول بزرگ کردن من بود را به خاطر می آورم .او الکلی و بیشتر اوقات مست بود.
خشونت او به سوء استفاده جنسی از ما کشیده شد .
معتقدم آن سالهای صرف شده برای تجربه کردن انواع مختلف خشونت ها ، به من نیروی درونی برای ادامه ی این زندگی داده است .
مشارکت با فردی در نارانان که می توانم به او اعتماد کنم یک ابزار قوی برای بهبودی است . در نارانان یاد گرفتم که برای یک روش بهتر و سالم تر زندگی ، من قدرت انتخاب دارم.
تفکری برای امروز :
شایسته نیست که هیچ کس مورد سوء استفاده قرار بگیرد . ما همه لایق امنیت هستیم . با کمک نیروی برترم دیگر مانند یک قربانی عمل نخواهم کرد.
من کمک و بهبودی از سوء استفاده های گذشته و ساختن یک زندگی بهتر برای خود را انتخاب خواهم کرد. به دیگران نیز کمک خواهم کرد که همین کار را انجام دهند.

روز به روز . . . . . ۲۲ اکتبر * ۳۰ مهر
اینجا در جلسه ی نا رانان با خودم نشسته ام و احساس تنهایی نمی کنم . موجودی نشریات را بررسی کردم ، یک آگهی برای روزنامه محلی نوشته ام ، "تفکری برای امروز"و نیز قسمتی از " راهنمایی برای خانواده معتاد و سوء مصرف کننده ی دارو " را خوانده ام .
به خاطر افرادی که وقتی به آنها نیاز داشتم اینجا بودند ؛ خیلی سپاسگزارم ، به همین دلیل ، راه اندازی یک گروه ، روشی برای جبران آن است .
چه آسایشی است اینکه بدانم مجبور نیستم برای دیگران تصمیم بگیرم . من مسئول آن ها و انتخاب اینکه مصرف کنند یا پاک بمانند نیستم .
تفکری برای امروز :
خودم را دوست دارم . امروز می توانم در نارانان خدمتگزار باشم ولی همه چیز را بعهده نگیرم . امروز می توانم در زندگی ام چیزی پیدا کنم که بخاطر آن سپاسگزار باشم .
امروز شوهر و فرزندانم را دوست دارم . امروز معتقد به نیروی برتر از خودم هستم ، و بدون این برنامه ممکن بود جایی که هستم نباشم . با ایمان کامل آماده می شوم که اجازه دهم این تغییرات در من اتفاق بیفتد .
مراقبت از خود . . . . . ۲۳ اکتبر * ۱ آبان
اولین باری که در مورد مراقبت از خود شنیدم در یک جلسه ی نارانان بود . من هرگز نمی دانستم معنی مراقبت از خود چیست . در خانه پدری یاد گرفته بودم که دیگران خصوصا خواهر و برادر های کوچکترم را اول قرار دهم . من مسئول مراقبت از آنها بودم .
امروز مراقب خوب بودن به معنی اول از خودم مراقبت کردن است . وقتی این کار را انجام می دهم فرد بهتری می شوم و انرژی بیشتری دارم که در دسترس دیگران باشم .
در نارانان یاد گرفتم که من به شوهرم اجازه نمی دادم تا مسئول مراقبت از خودش باشد .
یک متخصص نارانان را به من معرفی کرد . بعد ها تلفنی از او تشکر کردم . من شروع به مراقبت از خود و پسرم کردم .
تفکری برای امروز :
حالا وقتی از سر کار به خانه برمی گردم به جای اینکه مستقیم به آشپز خانه بروم به اتاقم می روم و استراحت می کنم . صبح بیدار می شوم قبل از هر کس دیگری اول با نیروی برترم صحبت می کنم . روزانه نشریات را می خوانم و تمرین می کنم .
دلگرمی . . . . . ۲۴ اکتبر * ۲ آبان

از نارانان یاد گرفته ام زمانی که با یک معتاد زندگی می کنم چندین راه برای دلگرم نگه داشتن وجود دارد . وقتی به جلسات می روم ، نشریات می خوانم ، قدم ها را کار می کنم ، راهنمایی می گیرم و به یک نیروی برتر اعتماد می کنم ، انتخاب می کنم که از خودم مراقبت کنم .
اما در مورد معتاد چه؟

می توانم سعی برای کنترل یا اداره زندگی او را متوقف کنم و اجازه دهم او انتخاب کند ، بیفتد ، شکست بخورد و خودش یاد بگیرد .
توقعاتم را پایین نگه دارم . به جای سطح بالایی از توقعات ، پیشرفت را از جایی که بوده و جایی که هست در نظر بگیرم نه جایی که من فکر می کنم باید باشد .
تفکری برای امروز :
با تمرین این چند روش برای تشویق معتاد از راه بهبودی او کنار می روم . با انجام مسئولیت های خودم در صلح و آرامش می مانم . من ممکن است به طور اشتباه تلاش برای پاک شدن و پاک ماندن معتاد را مسئولیت خود بدانم .
قطع وابستگی . . . . . ۲۶ اکتبر * ۶ آبان
در اولین جلسه ی نارانان افرادی به " قطع وابستگی " اشاره کردند. آن کلمه به ذهنم بیگانه می آمد.
با دانستن اینکه قطعا نیاز دارم در مورد قطع وابستگی بیشتر به جلسه بیایم آن جا را ترک کردم .
شروع به خواندن در مورد قطع وابستگی کردم . در ابتدا به نظر سخت می آید
حالا می دانم که من هم مثل او بیمارم . بیماری من کمک به او و زندگی کردن برای او بود. در حالیکه من زندگی خودم را در نمایشنامه ی او نادیده گرفته بودم .
من نقش خدا را بازی می کردم و سعی می کردم سبب وقوع نتایجی باشم که خود می خواستم ، نه لزوما چیزی که او نیاز داشت .
بعد از آن یاد گرفتم که قطع وابستگی کرده و آرام تر زندگی کنم . روزانه به خود میگویم که نباید وارد بازی های او شوم .
تفکری برای امروز :
معتاد باید در نبرد زندگی از خودش مراقبت کند، همانطور که ما باید از زندگی خودمان مراقبت کنیم . آنها نمی فهمند که مشکلی وجود دارد ، اگر هرگز آن را تجربه نکنند. مسئولیت من این است که از خودم و زندگی ام مراقبت کنم . با قطع وابستگی همراه با عشق می توانم اجازه دهم این اتفاق بیفتد .
افکار . . . . . ۵ نوامبر * ۱۴ آبان
قبل از حضور در جلسات نارانان اعتیاد مرا از پا درآورده بود . شبیه یک کابوس شبانه که هرگز تمام نمی شد و کنار نمی رفت ، خواب آرام شبانه را از من گرفته بود !
اکنون از طریق نارانان یاد گرفته ام که می توانم کنترل زندگی ام را پس بگیرم .
یاد می گیرم که اگر به بیمار شدن درباره کارهای معتاد ادامه دهم ، کنترل خودم را از دست می دهم .
می دانم هنوز چیزهای زیادی برای یادگیری دارم و اینکه سفرم را تازه شروع کرده ام . می توانم با استفاده از این برنامه و ابزار و اصول آن بر موانعی که زندگی سر راهم قرار می دهد غلبه کنم .
همچنین می دانم که قدم اول " اقرار کردن به اینکه من در برابر این بیماری و افراد دیگر عاجزم " به من قدرت تسلط بر خودم را می دهد .
تفکری برای امروز :
هیچ قربانی در این بیماری وجود ندارد . به جز کسانی که داوطلب آن هستند.


واقعیت . . . . . ۶ نوامبر * ۱۵ آبان
قسمتی از فرآیند نارانان درک خودم و اینکه در کل چطور به زندگی نگاه می کنم ، می باشد . مفهوم " من هیچ کنترلی ندارم " به من یادآوری می کند که باید موقعیتم را در اینکه چطور با معتاد کنار بیایم بطور متفاوتی ببینم .


قبل از اینکه در جلسات نار انان شرکت کنم ، در این توهم اشتباه بودم که می توانم عزیز معتادم را کنترل کنم .
من رها کردن را قبول نمی کردم . با ناامیدی می خواستم او را به زندگی ام برگردانم و نمی توانستم واقعیت این شرایط را ببینم . هر بار امیدوار بودم که از خواب بیدار شوم و این کابوس تمام شده باشد .
تفکری برای امروز :
نارانان به من کمک کرده است تا بفهمم از آن جا که من هیچ کنترلی روی دیگران ندارم باید شروع به دیدن زندگی ام کرده و آن را با نوع متفاوتی از زندگی واقعی تطبیق دهم .
ببینم که انگار به نوع متفاوتی از واقعیت تغییر کرده است نه با واقعیتی از رویاهایم .
باید به این درک برسم ، در غیر اینصورت محکوم به یک زندگی نکبت بار می شوم
⚜وقتی نیاز است، اینجاست . . . . . ۲۶ نوام * ۵ آذر⚜
یک روز وقتی کلیسا بودم به ساعتم نگاه کردم ، ساعتم خاص بود . وقتی شوهرم بازنشسته شد این ساعت را که علامت شرکت او روی آن بود به من داد.
وقتی به خانه رسیدم کارهای روز مره ام را انجام دادم . کارهای سختی داشتم و رفتم که ساعت را ببینم .ساعتم نبود! حتی نمی دانستم چه وقت این اتفاق افتاده است
احساس وحشتناکی داشتم . شوهرم به من خاطر نشان کرد که آن ساعت یک چیز مادی بوده و باید آن را رها کنم .
یک هفته بعد وقتی تختخوابم را مرتب و ملافه ها را جمع کردم ساعتم روی زمین افتاد. من غرق شادی شدم!
طوری داد زدم که همسرم ایستاد و مرا نگاه کرد . برایش توضیح دادم که این اشک شادی برای ساعت نیست .
در آن لحظه فکر می کردم چقدر رها کردن معتاد زندگی ام سخت است .
⚜تفکری برای امروز :⚜
امروز اعتماد خواهم کرد و رها کرده و به خدا خواهم سپرد.



قدم یازده . . . . . ۲۷ نوامبر * ۶ آذر

بعد از دعوای وحشتناک با عزیزم در نا امیدی عمیقی بودم . برای دریافت کمک و راهنمایی دعا کردم و آن را با بیست و پنج دقیقه مراقبه به امید گرفتن پاسخی که از رنج رهایم کند، ادامه دادم.
با استفاده از دفترچه تلفن چندین فهرست تحت عنوان " اعتیاد" یافتم ، اما نمی دانستم به کدام یک تلفن بزنم با پیروی کردن از پیام مراقبه ام به همه آن ها تلفن کرد
بعد از چند تلفن نارانان را پیدا کردم . یک برنامه ی حمایتی برای دوستان و خانواده افرادی که از اعتیاد رنج می برند.
آن روز درس ارزشمندی گرفتم . اگر برای درخواست کمک از طریق دعا و مراقبه وقت بگذارم و به جواب گوش بدهم ، می توانم صلح و آرامش ذهن را بیابم.
تفکری برای امروز :
دعا و مراقبه ابزارهای ارزشمندی هستند که به طور مداوم در دسترس ما میباشند. از طریق دعا و مراقبه شما میتوانید پاسخی را که میخواهید، بیابید . منتظر باشید تا آن را کشف کنید.
شکستن عادت های قدیمی . . . . . ۵ دسامبر * ۱۴ آذر
رها کردن، یکی از سخت ترین درسهایی بود که باید یاد می گرفتم . به شدت احساس می کردم بعد از اینکه می توانم رفتار افراد زندگیم را کنترل کنم، زندگی و دنیای من بهتر خواهد شد و در حقیقت فکر می کردم اگر شوهرم به روشی که من می خواهم زندگی کند، من خوشحال‌ترین فرد دنیا می شوم .
برایم دشوار بود ، ولی در نارانان یاد گرفتم رها کنم و انگیزه هایم را برای کنترل کردن به نیرویی برتر از خودم بسپارم . دیگر از دیگران انتظار ندارم مرا خوشحال کنند.
امروز می دانم که باید دیروز را رها کنم، از زندگی برای فردا ، دست بردارم و برای امروز زندگی کنم .
تفکری برای امروز:
رها کردن تلاش در کنترل دیگران، به من اجازه می دهد مسئولیت زندگی خود را به عهده بگیرم . تغییر دادن این عادت های قدیمی آسان نیست ولی وقتی از آنها دست برداشته و رهایشان می کنم به نشاطی که قبلا می خواستم دیگران به من بدهند ، دست می یابم .
صفحه ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19
لینک مرجع