تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: پیام های روزانه نارانان
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19
یک روش جدید فکر کردن . . . . . ۲۹ فروردین *۱۸ آوریل
اگر در خیابان آدم دیوانه ای می دیدم ، سعی نمی کردم با او حرف حسابی بزنم . چرا فکر می کنم می توانم سعی کنم با یک معتاد حرف حسابی بزنم ؟ چرا فکر می کنم می توانم با حرف زدن اعتیاد را درمان کنم ؟ در نارانان یاد گرفتم ، من نمی توانم .
سعی می کردم کار بیشتری انجام دهم . مطمئن بودم که این " کار بیشتر " همان کار موثر است : معتاد به آخر خط خواهد رسید ، روشنایی را خواهد دید ، به جلسه خواهد رفت و بهبودی خواهد یافت .
مدت زیادی طول کشید تا یاد گرفتم و پذیرفتم که هیچ "کار بیشتری " برای انجام دادن وجود ندارد .
نارانان به من نشان داد که چطور تمرکزم را از فکر کردن درباره ی معتاد به روش دیگری تغییر دهم ، واقعیت این بود که که او داشت مصرف می کرد. با باور نکردن این واقعیت خودم را مسخره می کردم . با رفتارهای معتاد آزار می دیدم و افکارم آشفته می شد. از نارانان یاد گرفته ام که اعتیاد یک بیماری خانوادگی است .
تفکری برای امروز :
در امنیت جلسات نارانان ، می توانم قدم ها را کار کنم ، با یک راهنما صحبت کنم و خدمت کنم . به مرور ، یک روش جدید برای فکر کردن و زندگی پدیدار می شود
تمایل و ذهن باز. . . . . ۲۰ ژوئن *
۳۰خرداد
چندین سال در نارانان بودم اما باز هم روزگار سختی داشتم. هنوز هم احساس نا امیدی و بیهودگی می کردم معتقد نبودم برنامه کار می کند.

من نقص های شخصیتی ام را می شناختم و انهارا ب هر کسی که گوش می داد اقرار کرده بودم. چرا خدا آنهارا بر طرف نمی کرد؟یکی هم جلسه ای پیشنهاد کرد لازم است به عقب برگردم و قدم شش را بررسی کنم. از من پرسید که آیا برای کمک به نیروی برترم کاملا آماده هستم. او معتقد بود که نیروی برترش فقط چیزهایی را که کاملا برای رها کردن شان آماده است برطرف می کند.
با اعتماد به نیروی برترم شهامت پیدا کردم تا برای حرکت به جلو کاملا آماده باشم.
تفکری برای امروز:
من باید تمایل داشته و پذیرای تغییر باشم. اگر هنوز هم روی معتاد و گذشته تمرکز داشته باشم و سعی کنم دیگران را کنترل کنم،حاضر نیستم به نیروی برترم اجازه دهم تا نقص های شخصیتی مرا برطرف کند
ترس به ایمان . . . . . ۳۱ جولای ۹ مرداد
خیلی از ما نا‌امیدانه برای جواب به اولین جلسه نارانان آمدیم . من می‌خواستم چند کلمه جادویی بشنوم یا دستورالعمل ‌هایی دقیق به من برای رو به راه کردن معتادم ، داده شود . رفتارهای معتاد از جمله دروغ ، بدقولی و دزدی ، خارج از کنترل بود . وقتی سعی می‌کردم رفتار او را کنترل کنم ، زندگی‌ام غیر قابل اداره شده بود .

اوایل نمیفهمیدم برنامه نارانان و جلسات در مورد چیست . هیچ کس به من توصیه یا راه حل نداد . من به جواب های فوری نیاز داشتم . آن ها فقط می‌گفتند " باز هم برگرد" بعد از حضور بیشتر در جلسات زیاد شروع به روبرو شدن با ترس‌هایم کردم که قبلا حتی قادر به شناسایی آنها نبودم . شعارهایی مثل " رها کن و به خدا بسپار " و " روز به روز" را یاد گرفتم که کمک کرد تا کنار بیایم .
من یاد می‌گیرم که می‌توانم ترسم را به ایمان ، وحشتم را به آرامش ، امید اشتباه خود محورانه را به امید واقعی خدا محورانه تغییر دهم .
تفکری برای امروز:
در اینکه چطور با ترسم کنار بیایم ، انتخاب هایی دارم ، می‌توانم انتخاب کنم با هر چیزی روبرو شوم و بهبود یابم ، یا همه چیز را فراموش کنم
تازه واردین . . . . . ۳ آگوست * ۱۲ مرداد
وقتی به اولین جلسه‌ی نارانان وارد شدم بسیار درمانده ، ناامید و پر از خشم بودم .وقتی آن جا را ترک کردم خیلی احساس آرامش می‌کردم . اعضای انجمن برای توضیح اساس نارانان و اینکه چطوری برنامه به آنها کمک کرده وقت گذاشتند .
گرداننده گروه را به خاطر می‌آورم که آن شب قدری از توجه و تشویقش را مستقیما به تازه واردین معطوف کنند
در همان هفته اول در جلسات دیگر شرکت کردم . طولی نکشید که احساس خشم و ناامیدی ام کاهش یافت . به کارگیری سه قدم اول نارانان را شروع کردم .
طی چند ماه شروع به تشویق تازه واردین کردم . بعد از چهار ماه اولین جلسه را گردانندگی کردم . دوستان جدیدی پیدا کردم که آنچه را بر من گذشته بود درک می‌کردند و آن ها خانواده‌ام شدند .
تفکری برای امروز :
" هر گروه خانواده نارانان فقط یک هدف دارد: کمک به خانواده‌های معتادان . ما این کار را با تمرین دوازده قدم نارانان ، دادن قوت قلب و درک بستگان معتاد خود و همچنین استقبال و تسلی بخشیدن به خانواده‌های معتادان انجام می دهند
ترس ها و کمبود ها . . . . . ۸ آگوست * ۱۷ مرداد
وقتی در برنامه تازه وارد بودم فکر می‌کردم گرفتن یک ترازنامه اخلاقی بی‌باکانه وموشکافانه از خودم؛ تهیه فهرست از تمامی افرادی که به آنها صدمه زده‌ام و تمایل به جبران خسارت، ممکن است ترسناک باشد.بعد از چند ماه شرکت در جلسات و کار کردن با راهنمایم او پیشنهاد داد که فهرستی از تمامی افرادی که به آنها صدمه زده بودم و آن‌هایی که به من خسارت زده بودند بنویسم.
وقتی به این دو فهرست نگاه کردم توانستم ببینم که تا چه اندازه ترس‌ها ، کمبودها و نواقص شخصیتی‌ام به روابطم مربوط می‌شدند. وقتی این ارتباط را دیدم ارزش جبران خسارت و رها کردن گذشته را فهمیدم. من برای سال ها بطور مکرر خطاهایی را که در حقم کرده بودند مرور کرده و در گذشته گیر کرده بود
وقتی آن هایی را که به من آسیب رسانده بودند بخشیدم و از آن هایی که به ایشان خسارت زده بودم جبران خسارت کردم ، نه تنها از گذشته بلکه از دردی که مربوط به آن رنجش ها می د رها شدم .
خیلی از ترس‌هایم وقتی یک بچه بودم شروع شد .ترس از تاریکی ، ترس از تنهایی و ترس از شکست. زمانی که آنها را نوشتم از ترسناکی آنها کاسته شد.
برداشتن قدم چهار و هشت به من اجازه داد که ضعف هایم را ببینم و نقاط قوتم را کشف کنم.
تفکری برای امروز :
تشخیص ترس ها و کمبودهایم ، بخشش دیگران و خودم با کمک نیروی برترم ، به من امید و توانایی تشخیص نقاط قوت واراده ام
صفحه ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19
لینک مرجع