تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: پیام های روزانه نارانان
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19
نجات دادن کافیست ..... ۲۹ اردیبهشت * ۱۹می

اعضای جلسه نارانان تجربه ، دانش ، نیرو و امید خود را با من در میان گذاشتند و من تفاوت بین حمایت ناسالم و کمک کردن را از آنها یاد گرفتم . فهمیدم محافظت از یک نفر در برابر عواقب کارهایش نه تنها بی اعتنایی و بی ادبی نسبت به اوست بلکه جلوی بهبودیش هم گرفته می شود .
تفکری برای امروز :
به خاطر خواهم سپرد که کنترل نکنم . اعتماد خواهم کرد . عزیز معتادم و تمام مشکلات دیگر را که نمی توانم حل کنم به نیروی برترم خواهم سپرد . امروز می دانم که این بهترین کاری است که می توانم انجام دهم .
سپاسگزاری ..... ۳۰ اردیبهشت * ۲۰ می

در برنامه نارانان یاد گرفتم ابزارهایی دارم که به من کمک می کند تا از عهده ناامیدیهای زندگیم برآیم .
حتی زمانی که فکر می کنم روزگار بدی است ، می توانم تصمیم بگیرم که به کمک نیروی برترم از خودم مراقبت کنم و این کار را با تمرکز روی نقاط مثبت و سپاسگزاری انجام دهم .
فکری برای امروز :
وقتی به کلمه سپاسگزاری فکر می کنم ، معنای نگرش را درک می کنم . وقتی شرایط سخت است می توانم چیزهای خوب را هم ببینم ، بپذیرم و سپاسگزار باشم . می توانم تمرکز و تفکرم را تغییر داده و آن را به یک دیدگاه خوب گسترش دهم که این خودش یک قدم در مسیر درست است .
قدم پنج ..... ۲۳می * ۲ خرداد

در طول قدم چهارمم با بررسی نقاط ضعف و قوتم و لیست کردن آنها مسیر خود شناسی را شفاف کردم . موانع را برداشتم.
قدم پنج می خواهد که ما "به خداوند ،خودمان و یک فرد دیگر چگونگی دقیق اشتباهاتمان را اقرار کنیم ".

وقتی قدم دوم را برداشتم به این باور رسیدم که "نیرویی برتر از خودم می تواند سلامت عقل را به من باز گرداند".
اگر خداوند می تواند این کار را انجام دهد پس می فهمم لازم نیست بخاطر خدا به چگونگی دقیق اشتباهاتم اقرار کنم ، نیروی برترم از قبل اشتباه هایم را می داند .
بله من فضایل اخلاقی هم داشتم ولی در کنار آنها خصوصیاتی داشتم که دوستشان نداشتم.
دروغ هایی که کور می کند ..... ۲۴ می * ۳ خرداد

عاشق یک معتاد شدن تجربه کوری بود . هیچ وقت خالی از ماجرا نبود . ما چندین تصادف رانندگی داشتیم و یک آتش سوزی،که هر چه مال من بود و هر چه را که او به این کشور آورده بود از بین برد .او دستگیر و زندانی شد . من هنوز به شدت احساس وفاداری می کردم.
او دایما مرا برای بچه دار شدن تحت فشار میگذاشت.
در آن زمان نمی فهمیدم که از این طریق می خواهد مرا به خودش وابسته نگه دارد . این تصمیم گیری عجولانه انحراف من از غریزه طبیعی هوشیار بود و علامتی که بیماری خودم فعال شده .

او مدام غیر قابل اعتمادتر و من بیشتر تمرکز می کردم که چطور به او کمک کنم .
من هنوز انگیزه هایم را انکار میکردم آنقدر که به خودم می گفتم "اگر من بیماری شدیدی داشتم دلم می خواست کنارم باشد ،چطور می توانم کنارش نباشم؟"
وقتی به نارانان آمدم متقاعد شدم که بدون کمک نمی توانم از دیوانگی زندگیم جان سالم به در ببرم.
تجربه های احمقانه من مثل تجربیات آنها بود .آرامش و پذیرشی داشتند که من خواهان آن بودم.
تفکری برای امروز :
من آرزوهای خود را دنبال خواهم کرد و بخشی از آرزوهای دیگران نخواهم شد . به همان اندازه که از خواست نیروی برترم پیروی کنم قوی تر می شوم و تا زمانی که به قدر کافی برای به عهده گرفتن قوی نباشم ،او به من مسئولیت سنگین نمی دهد.
بلوغ ..... ۲۵ می * ۴ خرداد

وقتی با رفتارهای نامعقول و نتیجه پیامدهای منفی اعتیاد روبرو می شدم هنوز هم فکر میکردم می توانم با بزرگواری ، دلیل و منطق واکنش نشان دهم .ابتدا فهمیدم که ترجیح می دادم با انتقام گیری صدمات و رنجهایی را که کشیده بودم تلافی کنم .
تنها چیزی که داشتم رفتار خود تخریبی بود و این دیگران را خسته می کرد .

در نارانان رشد می کردم از طریق مشارکت تجربه افرادی که تحت تاثیر اعتیاد قرار داشتند ،بلوغ را کشف کردم . از طریق تمرین دوازده قدم و دوازده سنت در حال بلوغ هستم . با درک مفهوم کلماتی مانند ؛ وابستگی متقابل ،قطع وابستگی ،حمایت ناسالم و انکار در خودم و در معتاد بالغ می شوم .
با یادگیری ماهیت بیماری خودم به بلوغ می رسم . من بالغ تر می شوم و بهبود می یابم.
تفکری برای امروز :
دانستن اینکه بر چه نتایجی می توانم و بر چه نتایجی نمی توانم تاثیر بگذارم ، آرامش به همراه دارد . هنوز هم ممکن است صدمه ببینم یا نا امید شوم ولی مجبور نیستم با همان روش های نامعقول قدیمی واکنش نشان دهم .
آسایش خاطر .....۲۶ می * ۵ خرداد

وقتی وارد نارانان شدم یکی از اولین چیزهایی که توجه مرا جلب کرد ،اعضایی بودند که به نظر می رسید بسیار آرامش دارند و در مورد رها کردن خیلی مشارکت می کردند . در باره رها کردن و اعتماد به یک نیروی برتر که سلامت عقل و آسایش خاطر آنها را حفظ می کند ،صحبت می کردند . من هم باید مانند دیگران رها کنم . هیچ کنترلی روی معتاد زندگیم ندارم .
آیا امکان دارد راهی بهتر از تسلیم شدن در زندگیم وجود داشته باشد؟
تفکری برای امروز :
متوجه شده ام که وقتی به خودم اجازه می دهم رها کنم و به خدا بسپارم آرامش و آسایش خاطر وجود دارد . وقتی می گذارم نیروی برترم اوضاع را کنترل کند در بیشتر موارد نتایج بهتری به بار می آید .
"ما دریافته ایم که راه حل عملی هر مشکلی در بکارگیری این قدم هاست "
کتابچه آبی نارانان
برای پیروز شدن تسلیم شو ..... ۲۷ می *۶ خرداد

در اولین روزهایی که وارد نارانان شدم نمیتوانستم طرز فکر "برای پیروز شدن تسلیم شو "را درک کنم و یا آن را به کار ببندم . فکر می کردم تسلیم به معنای شکست خوردن است .
بعد از یک روز کاری طولانی وارد خانه شدم دیدم که فاضلاب توالت تا اتاق خوابم بالا آمده ، بلافاصله دست به کار شدم.
بعد از شام ماشین ظرفشویی را روشن کردم ولی کار نمی کرد . دفترچه راهنمایش را در آورده ،شروع کردم به جدا کردن قطعات آن و تعمیرش کردم .

اما هر بار ماشین را روشن میکردم فیوز میپرید . بعد از آنکه چهار بار فیوز پرید ،لحظه واضح تسلیم فرا رسید ؛
رها کن و به خدا بسپار .
بعد از آن روز رسم تازه ای در خانواده ما شروع شد .
امروز بابت خراب شدن ماشین ظرفشویی ام سپاسگزارم و بیشتر از آن بخاطر درک این موضوع که تسلیم راه آرامش است،سپاسگزارم .
تفکری برای امروز ث
می توانم انتخاب کنم چگونه به اتفاقاتی که امروز می افتد واکنش نشان دهم . می توانم به اتفاقات به عنوان مشکل نگاه کنم و یا آنها را به عنوان فرصت ببینم.

▫️
دیگر تنها نیستی ..... ۲۸می * ۷خرداد

وقتی برای اولین بار به جلسه نارانان آمدم شک زیادی در مورد برنامه داشتم . باور نمی کردم که برنامه یا اعضای آن بتوانند به من کمک کنند . شنیدم که دیگران هم مثل من درد کشیده اند و این فرایندی بود که می توانست سلامت ،آرامش و آسایش را به زندگیم بیاورد .
تفکری برای امروز :
هر چه بیشتر تلاش می کنم به مشکلات دیگران رسیدگی کنم بیشتر می فهمم که چقدر بی تاثیرم . هر قدر بیشتر با خودم درگیر می شوم خشم بیشتر غالب می شود و حالتم به افسردگی تبدیل می شود . وقتی برنامه را به کار می برم زندگی کمتر پیچیده است . امروز زندگی را آسان می گیرم و از اینکه می دانم تنها نیستم خوشحال خواهم بود .

"ذهن خود را باز بگذارید و تا می توانید در جلسات شرکت کنید . آزادانه مشارکت کنید و بعد از جلسه سوال های خود را بپرسید . بزودی دوستان جدیدی پیدا می کنید و خود را عضوی از گروه خواهید یافت ."
دلسوزی به حال خود .....۲۹ می *۸ خرداد

دلسوزی به حال خود اینطور تعریف می شود ."اعتقاد افراطی که زندگیتان سخت تر و غمگین تر از هر فرد دیگر است ."
من با یک معتاد ازدواج کردم . با مشکلات زیادی زندگی می کردم و هیچ راه حلی نداشتم . احساس صدمه خوردن و خشمگین بودن داشتم .
عضوی مشارکت می کرد از اینکه با یک معتاد ازدواج کرده سپاسگزار است .
او توضیح داد اگر با یک معتاد ازدواج نمی کرد هرگز فکر نمی کرد به نارانان بیاید .

بدون دوازده قدم یاد نمی گرفت چیزهایی را که نمی تواند به نیروی برترش بسپارد تا آنها را مدیریت کند .
سپاسگزاری را یاد نمی گرفت . این کار به او کمک کرد تا دیدگاهش را تغییر دهد . با سپاسگزاری می تواند چیزهای خوب را در زندگیش جستجو کند و تمرکزش را از روی چیزهای بد بردارد .
تفکری برای امروز :
اگر خودم را به طور واضح و صادقانه در ارتباط با شرایط فعلی ام ببینم ، می فهمم که هنوز می توانم خوشحال و سپاسگزار باشم و مجبور نیستم قربانی دلسوزی به حال خود باشم .
ترس . . . . . ۱ ژوئن * ۱۱ خرداد

اگر در افکار منفی افراط کنم ، خود را در معرض نگرانی در مورد چیزهایی که شاید هرگز اتفاق نیفتد قرار می دهم . آرامش و آسایش من ، به طور حتم زحمت دارد .
وقتی خودم را غرق در افکار منفی می بینم ، از ابزارهای برنامه نارانان استفاده می کنم . با راهنمایم یا یک عضو دیگر تماس می گیرم و در مورد نگرانیهای خود برای رها کردن ترسم صحبت می کنم نشریات نارانان را می خوانم .
نگرانیهایم را به نیروی برترم می سپارم و به خودم می گویم اگر در زمان حال بمانم بهتر است . باید آینده و بقیه دنیا را رها کنم .
تفکری برای امروز :
وقتی از فردا خبر ندارم ،باید روز به روز زندگی کنم . بنابراین نگرانی در مورد فردا و اینکه چه می شود ،به زندگیم آرامش و آسایش نخواهد آورد .
ایجاد رفتارهایی که صمیمیت مرا نسبت به دیگران و اعتماد به نیروی برترم را نشان بدهد ، چیزی را که می خواهم به همراه خواهد داشت ; یعنی یک زندگی متعادل به دور از بالا و پایین شدنهای ترسناک بخاطر ترس و نگرانی وسواس گونه .
صفحه ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19
لینک مرجع