تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: پیام های روزانه نارانان
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19
بهبودی بی پایان است . . . . . ۵ ژوئن *۱۵ خرداد

خیلی عالی می شد اگر می توانستم این دوازده قدم را در یک زمان به طور کامل کار کنم و سپس هرگز مجبور نباشم دوباره روی آنها کار کنم .
سه قدم اول ،قدم های آگاهی و پذیرش هستند; اقرار کرده ام که عاجزم ; به این باور رسیدم که نیرویی بزرگتر از خودم وجود دارد ; و می دانم لازم است اراده و زندگیم را به این نیروی برتر بسپارم .
قدم های چهار الی نه ،قدمهای عملی هستند . ترازم را گرفته ام ، به نقص هایم اقرار کردم و کاملا آماده هستم تا خداوند آنها را برطرف کند. وقت جبران کردن من هم فرا رسیده .

به سه قدم آخر یعنی قدم های نگهدارنده می رسم ، بدون اینها از رشد و یادگیری باز می مانم . بدون این سه قدم آخر نمی توانم پیام بهبودی را به دیگران برسانم .
بهبودی یک فرآیند بی انتهاست . من همیشه در زندگیم معتادانی خواهم داشت ،چه پاک باشند یا نباشند . به این درک رسیده ام که این برنامه راهی را در زندگی به من پیشنهاد می کند که هیچگاه تصورش برایم امکان نداشت .
تفکری برای امروز :
شادی امروز من بستگی به شادی دیگران ندارد . برای معتادی که در زندگی دارم سپاسگزارم ،که مرا در مسیر کشف خودم قرار داد .
مسئولیت پذیری . . . . . ۶ ژوئن * ۱۶ خرداد

من بخاطر اینکه مصرف مواد مخدر ;دروغگویی ،دزدی،آشفتگی و اعتیاد فعّال به دنبال داشت از معتاد خواستم که خانه را ترک کند. خیلی وقتها فکر می کردم که حتی با وجود اینکه هنوز مصرف می کرد ، به او اجازه دهم به خانه برگردد .
با تشکر از دوستی که شرکت در جلسات نارانان را پیشنهاد کرد ، به موقع پی بردم که معتاد هرگز مسئول کارهایش نبوده چون من همیشه او را با ضمانت از موقعیت های دشوار بیرون کشیده بودم .

فهمیدم تا زمانی که معتاد مجبور نشود مسئولیت کارهایش را قبول کند ،زندگی خانوادگیم بهتر نخواهد شد .
نارانان به من کمک کرد تا بفهمم لازم است از خودم مراقبت کنم . یاد گرفتم که حق انتخاب دارم و می توانم حد و مرزهایی را که برایم مناسب است ایجاد کنم .
تفکری برای امروز :
به عهده گرفتن مسئولیت انتخاب های خودم ، می تواند قدرت زیادی داشته باشد . بر اساس بهترین مصلحت امروز خودم عمل می کنم .
بخشش . . . . . ۷ ژوئن * ۱۷ خرداد

وقتی قدم های دوازده گانه نارانان را تمرین می کنم یاد می گیرم انتخاب های سالم تری داشته باشم . اکنون می توانم زمان هایی را که در زندگیم انتخاب های ناسالمی دارم ،تشخیص بدهم .
توانسته ام روابط بهتری بر قرار کنم و از نداشتن یک رابطه سالم با خودم متأسفم .
من از احساسات آسیب زننده مخرب ،بخاطر انتقاد شدید و سرزنش خودم رنج کشیده ام .
بخشش جزء زیبایی از فرزند نیروی برتر بودن است . می دانم چیزی را که من نمی توانم انجام دهم ، نیروی برترم می تواند انجام دهد . آنجایی که من ضعیفم ، نیروی برترم قدرتمند است . نیروی برترم مرا از درون تغییر می دهد .
تفکری برای امروز :
امروز عمیقاً برکت می طلبم و خودم را می بخشم . کلمه "ای کاش "را از لغت هایم پاک می کنم و این عبارت " من در آن لحظه بهترین کاری را که می توانستم انجام دادم " را جایگزین می کنم . در آن لحظه تصمیم درستی گرفتم
ابزارهای برنامه _ اعتماد . . . . . ۹ژوئن *۱۹ خرداد

عزیز من از بیماری اعتیاد رنج می برد . در زندگی با اعتیاد فعال یاد گرفتم که نمی توانم به معتاد اعتماد کنم .
وقتی وارد انجمن نارانان شدم ،از اعتماد کردن برای گرفتن اسرارم در یک اتاق پر از غریبه می ترسیدم . بعد درباره رابطه راهنما و رهجو شنیدم و تصمیم گرفتم که به یک نفر اعتماد کنم .
از ابزارهای راهنما ، تماس تلفنی و جلسات استفاده می کنم و به مرور درباره برنامه نارانان بیشتر یاد می گیرم .
کنار آمدن با اعتیاد . . . . . ۱۰ژوئن * ۲۰ خرداد

فکر می کنم پیام نارانان در مغزم ماندگار است . این اولین پیام که من هیچ کنترلی ندارم ، کمک بزرگی است . راه دیگری برای کنار آمدن با این بیماری اینست که وقتی دخترم را می بینم به جای اینکه ناراحت ، عصبانی و غمگین شوم ، برای این حقیقت که او هنوز زنده است سپاسگزار باشم .

اعضایی در جلسات مشارکت می کنند و میگویند که چطور با سپردن عزیز معتادشان به نیروی برتر با آنها کنار می آیند.
مشارکت تجربه آنها به من نیرو و امید می دهد و چیزهایی را که من می خواهم دارند . شاید بهترین راه اینست که من هم کارهایی را که آنها انجام می دهند ، انجام دهم .
تفکری برای امروز :
می دانم ابزارهایی که نارانان به من داده کار می کند و اینکه چگونه بتوانم آرامش و آسایش را در زندگیم پیدا کنم.
وسواس . . . . . ۱۴ ژوئن * ۲۴ خرداد

قبل از اینکه به نارانان بیایم مسئول همه کس و همه چیز بودم . به توانایی ام برای درست کردن موقعیت های بد و از بین بردن دردسرهای مالی و قانونی دیگران افتخار می کردم . پر از رنجش ، بیماری جسمی ، ورشکسته روحی و از پا افتاده بودم . تا بالاخره نارانان را پیدا کردم .
فهمیدن اینکه من مسئول دیگران نیستم غافلگیری خوشایندی بود .

من فقط مسئول کارهای خودم و خوب بودن احساساتم هستم . حق انتخاب با من است . نمی توانم دیگران را مقصر بدانم و نمی توانم به دیگران وابسته باشم تا بخاطر من کاری را درست کنند .
یاد گرفتم که تمام وسواس فکری من در مورد دیگران ، روش من برای برداشتن توجه از روی خودم بود .
تفکری برای امروز :
وقتی در مورد زندگی سایر مردم دچار وسواس می شوم ، می دانم وقت آن است که در آینه بنگرم و کشف کنم از چه چیز مخفی می شوم .
تغییر . . . . . ۱۵ ژوئن * ۲۵ خرداد

وقتی همسرم را ملاقات کردم مواد مصرف می کرد، اما وقتی ازدواج کردیم خیلی چیزها تغییر کرد و یکباره همه چیز بدتر شد . اعتماد به نفسم از بین رفته بود .
همسرم تغییر کرد و دست بزن پیدا کرد .
مصرف مواد و خشونت ادامه داشت و بیشتر شد، تا بالاخره شهامت پیدا کردم و از همسرم خواستم که برود. همان شب از یک مرکز باز پروری ، تماسی دریافت کردم که معتاد آنجاست .

روابطمان کم کم شروع به خوب شدن کرد . من هم رفتن به جلسات نارانان را شروع کردم و الان برنامه خودم را کار می کنم .
جلسات نارانان پناهگاه امن من است . احساس می کنم پذیرفته شده ام و بدون جلسات شهامت تغییر ، رشد و عملکرد روی مسائلم را نخواهم داشت .
تفکری برای امروز :
من در حال تغییر، یادگیری پذیرش و دوست داشتن خودم هستم. این تحول آسان نیست . می دانم که قبل از اینکه بتوانم وارد هر رابطه ای شوم ، لازم است از خودم مراقبت کنم.
⚪️▫️⚪️▫️⚪️
سپاسگزار . . . . . ۱۶ ژوئن * ۲۶ خرداد

یک روز شوهرم را در دفتر کارش ملاقات کردم . معده اش را محکم گرفته بود و از درد به خود می پیچید و فریاد می کرد . او اعتراف کرد که مشکل هرویین داشته و روانپزشکی را دیده که برایش متادون تجویز کرده بود.
مدتی هم بیش از حد به دنبال مشروب خوردن رفت و بعد دوباره هرویین و به همین روال . این یعنی دور باطل.
بالاخره هر دوی ما رفتن به جلسات را شروع کردیم _ او به جلسات معتادان گمنام و من به جلسات نارانان .

چه آسایشی !
من تنها نبودم ، آنجا افرادی بودند که درک می کردند . در اولین جلسه یاد گرفتم که اعتیاد مثل سرطان یا دیابت یک بیماری است.
من باعثش نیستم ، نمی توانم کنترلش کنم ونمی توانم درمانش کنم. امروز از اینکه با یک معتاد ازدواج کردم سپاسگزارم چون به من فرصت داده شد تا ماهیت روحانیم را کشف کنم و از محدوده راحت خودم بیرون بیایم.
تفکری برای امروز :
از اینکه با یک معتاد در حال بهبودی زندگی می کنم سپاسگزارم چون مانع از خود راضی بودن من می شود . کارکرد برنامه به من فرصت رشد و نگاه کردن به خودم را می دهد
خود آزمایی . . . . . ۱۸ ژوئن *۲۸
خرداد
هر وقت از من خواسته می شود در یک جلسه صحبت کنم ، احساس ترس و اضطراب می کنم . چه چیزی می توانم بگویم که به کسی کمک کند بخصوص یک تازه وارد؟
برای پاک کردن ذهنم نفس عمیق می کشم و بی صدا دعایی می خوانم " خداوندا کمکم کن چیزی را بگویم که به کسی کمکبع کند و لطفا نگذار نا امید و دیوانه به نظر برسم . مراقبت نیروی برترم بسپارم .

سپس مطمئنم هر چه بگویم و هر طور که بگویم ، آن چیزی خواهد بود که کسی نیاز دارد بشنود .
تفکری برای امروز :
برنامه و بهبودی من موهبت هایی است که از سایر اعضای نارانان دریافت کرده ام . وقتی از من خواسته می شود صحبت کنم فرصتی است برای من تا بخشی از نیرو و نعمت هایی را که در برنامه دریافت کرده ام ، انتقال دهم .
سنت شش . . . . . ۱۹ ژوئن * ۲۹ خرداد

این عبارت مهم سنت ششم است " هرگز هیچ موسسه بیرونی را تأیید و تامین مالی نمی کند یا اجازه استفاده از نام نارانان را به آنها نمی دهد."
یک گروه نارانان هرگز نمی بایست درگیر چنین کارهایی بشود ، چون این کار وقت می گیرد و دور از هدف اصلی گروه است.

اگر گروه درگیر مشارکت های مالی بشود وقت کمی برای اعضای ما باقی می ماند تا روی برنامه بهبودی کار کنند.هدف اصلی برنامه،بهبودی ما است و باید در اولویت باشد.

سرانجام سنت ششم به ما یادآوری می کند که اگرچه معتادان گمنام و نارانان برنامه های دقیقا مرتبط بهم هستند و اغلب روحیه همکاری با یکدیگر را دارند ، اما باید همیشه بخاطر داشته باشیم که ما دو نهاد جداگانه هستیم.
تفکری برای امروز:
از آنجایی ک در نارانان،بسیاری از ما تا وقتی که نیازهای خودمان را نادیده می گیریم ترجیح میدهیم از دیگران مراقبت کنیم،سنت شش تمرکز را در جایی که باید باشد متعادل نگه می دارد.
بوسیله همکاری با معتادان گمنام،نه وابستگی به آنها،می توانیم از یکدیگر یاد گرفته و برنامه ی بهبودی خودمان را جشن بگیریم.
صفحه ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19
لینک مرجع