تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: دل من گریه مکن
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
دل من گریه مکن ...

که در آئینه ی اشک تو ، غم من پیداست

قطره ی اشک تو داند غم من دریاست .

دل من گریه مکن ...

سخن از اشک مخواه که سکوتت پیداست

از نگه کردنت احوال تو را می دانم

دل غربت زده ات ، بی نوایی تنهاست

من و تو می دانیم چه غمی در دل ماست .

دل من گریه مکن ...

اشک تو صاعقه است .. !

تو بهر شعله ی چشمان ترم می سوزی !

بیش از این گریه مکن ،

که بدین غمزدگی بیشترم می سوزی !

دل من گریه مکن ...

من چو مرغ قفسم ،

تو در این کنج قفس ، بال و پرم می سوزی !

دل من گریه مکن ...

که در آئینه ی اشک تو ، غم من پیداست

قطره ی اشک تو داند غم من دریاست

دل به امید ببند ، نا امیدی کفر است !

چشم ما بر فرداست
لمس کن کلماتی را که برایت می نویسم....

تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست

تا بدانی نبودنت ازارم میدهد....

لمس کن نوشته هایی را که لمس ناشدنی است و عریان...

که از قلبم بر قلم و کاغذ می چکد....

لمس کن گونه هایم را که خیس اشک است...

لمس کن لحظه هایم را تویی که میدانی من چگونه عاشقت هستم.....

لمس کن این با تو بودن ها را .....

من زندگی را برای عشق می خواهم...

می خواهم تا ابد عاشق بمانم...

می خواهم برای عشق بخندم و گریه کنم....

می خواهم با عشق به خدایم برسم...

می خواهم عشق را ثابت کنم...

می خواهم برای عشق بمیرم....

می خواهم برای تو بمیرم...

پس لمس کن واژه واژه های حرف هایم را.....

خیلی دوست دارم
ای دل من باز دوباره گریه کردی
عزیزم بی فایدست
هیچکی قدرت ندونست... بی فایدست
گریه نکن دل داغونم نمیدونی ولی من میدونم
اون منو تو رو از یاد برده
منه ساده لعنتی رو نگاه کن به پای وعدش موندم
سوختم ساختم شکستم اما ازش نگذشتم
گریه نکن دل دیوونه نمیدونی ولی اون میدونه
بازیچه بودی واسه تنهاییش واسه همینه که دل من خونه
خدا کجایی که دلم مرد به جای خوشبختی بد آورد
به دست قلب سنگ نارفیقش شکستو کم آورد
لینک مرجع