تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: یه دل تنها
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه ها: 1 2 3 4
هيجكس تنهاييم را حس نكرد
وسعت ويرانيم را حس نكرد
از ميان خنده هاي تلخ من
كريه ي طوفانيم را حس نكرد
آنكه سامان غزلهايم از اوست
بي سر و سامانيم را حس نكرد...
سلام
هيچ کس ويرانيم را حس نکرد...

وسعت تنهائيم را حس نکرد...

در ميان خنده هاي تلخ من...

گريه پنهانيم را حس نکرد...

در هجوم لحظه هاي بي کسي...

درد بي کس ماندنم را حس نکرد...

آن که با آغاز من مانوس بود...

لحظه پايانيم را حس نکرد...
چند روزي هست حالم ديدنيست
حال من از اين و آن پرسيدنيست


گاه بر روي زمين زل مي زنم
گاه بر حافظ تفأل مي زنم


حافظ ديوانه فالم را گرفت
يک غزل آمد که حالم را گرفت:



ما زياران چشم ياري داشتيم
خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم
تنها بودن یه کابوس شومه
تنهايم!


تنهاتر از هميشه...

تنهاتر از کوه...

تنهاتر از زمين...

تنهاتر از آسمان...

تنهاتر از دريا...

تنهاترازدنيا...

تنهاتر از عشق...

تنهاتر ازمرگ...


تنهايم!

بيا و بگذار سرم را روي شانه هايت بگذارم مي خواهم ديگر تنها نباشم.

مي خواهم اين بار که مي گريم اشکهايم جاي امني داشته باشند در آغوش تو.


مي خواهم تنهايي ام را تنها بگذارم.


اما تنهاااااااااايم!!!
"تو که نيستي غم غربت با منه

هميشه يه دنيا حسرت با منه

تو که نيستي روزا با شب يکين

هر دوشون تاريکنو تاريکين

با تو ماهو همه جا ميبينم

حتي خورشيدو شبا ميبينم

بي تو اين دنيا که تو چنگ منه

ديگه چنگي به دلم نميزنه

ميدونستي پيش تو گيره دلم

ميدونستي بري ميميره دلم

اي دل صاب مرده،باز تورو خواب برده

پاشو از خوابو ببين،دنياتو آب برده

دارم از اين همه گريه آب ميشم

رو سر دنيا دارم خراب ميشم

خيلي مأيوس دلم يه کاري کن

داره ميپوسه دلم يه کاري کن

غمو غصه شده حرف دل من

به همينا مستحقه دل من

دلي که بي تو بتونه دل باشه

به خدا بهتره زير گِل باشه

ميدونستي پيش تو گيره دلم

ميدونستي بري ميميره دلم

دارم از درد غريبي آب ميشم

رو سر خودم دارم خراب ميشم

اي دل صاب مرده،باز تورو خواب برده

پاشو از خوابو ببين،دنياتو آب برده
بهت نمي گم دوست دارم ، ولي قسم مي خورم دوست دارم ،


بهت نمي گم كه هر چي بخواي بهت مي دم ، چون همه چيزم تويي ،


نمي خوام خوابتو ببينم ، چون تو خيلي خوش تر از خوابي ،


اگه يه روزي چشمات پر از اشك شده دنبال يه شونه گشتي كه گريه كني ، صدام كن


بهت قول نمي دم كه ساكتت كنم منم پا به پات گريه مي كنم ،


اگه دنبال مجسمه سكوت مي گشي تا سرش داد بزني ، صدام كن قول ميدم ساكت بمونم


اگه دنبال خرابه مي گشتي تا نفرتتو توش خالكي كني ، صدام كن ،

قلبم تنها خرابه ي وجود توست


اگه يه روزخواستي بري قول نميدم جلوتو بگيرم اما باهات ميدوم اگه

يه روز خواستي بميري قول نمي دم جلوتو بگيرم اما اينو بدون من قبل از تو ميميرم
...
فكر ميكردم تنها دوست داشتن من وتو كافيه ...

اما انگار اشتباه ميكردم مثل هميشه ....

حالاحال و هوای ديگه اي دارم ....

انتظار ...انتظار ... انتظار ...

چقدر سخته ندونی ... آره .... يا .... نه ؟

هست .... يا .... نيست ....؟

حالا لحظه لحظه ی نفس هام نه هوای حضورتو داره نه غم رفتنتو ...

حالا !اين حال منه ...

حال منی كه به جاده ی عبورت چشم دوختمو دل دادم به زمان به هر

چه باداباد...

اينكه ... ميای ... يا ....نميای ؟

تنها کاری که می تونم بکنم انتظاره...

انتظار...انتظار...انتظار...

خیلی سخته...خیلی...ولی مجبورم تحملش کنم...
بعد از آن دلشوره های آشنائی

بعد آن دلتنگی دل بهر شادی

بعد آواز دل من از فرار بی صدائی

آمدی ماندی تو در دل همچو آوائی نهانی

بی توامشب من دويدم باز سوی وادی بی همصدائی

ای تو تنها ياوردل کاش ميماندی برايم همچو رويائی خيالی

روز من بی تو تبه شد شب من بی همسفر شد

ای تو تنها خواهش دل بی تو اين دل بی ثمر شد

ياد ايام گذشته ياد ان رويای شيرين نهفته

ميزند خنجر به سينه ميچکد اشکی به گونه

ميدهد هر دم عذابم اين که دل را پس فرستاد

آنکه اول در خراجش کوله باری دل فرستاد

شد دل من پاره پاره در غم تو بی وفايم

شد غم تو باوفاتر از خود تو بی وفايم

ای که اشک ديدگانم شد نثارت

ای که دل را تو شکستی زير آوار غرورت

کاش يکشب ميشنيدی ناله و راز و نيازم

ای خدا تنها ترينم بازش آور من هنوز عاشق ترينم
كجايي عزيزم ببيني كه تنهام
كجايي ببيني چه تاريكه شبهام
***
چي شد تو نگاهت كس ديگه اي بود
كجايي كه بعد تو غم همدمم بود
***
نگاهم هنوزم، تو حسرت نگاهت
بيا تا بريزم اشكامو به راهت
***
كجايي گل من ، تو رفتي ميدونم
دلم تنگه واسه تو نامهربونم
***
بدون تا ابد ، تو تو قلبمي
ولي باز چه ساده دلو ميشكني
***
اوني كه پرهاشو بست و نشست

چه ساده پريد و دلم رو شكست
***
نبودي ببيني چي اومد سر من
كجايي ببيني شكسته پر من
***
پريدي چه ساده تو تنها نذارم
ميدوني كه ناي پريدن ندارم
***
پر من شكسته نكن نااميدم
بدون بعد چشمات خوشي رو نديدم
چه درديست در ميان جمع بودن

ولي درگوشه اي تنها نشستن

براي ديگران چون کوه بودن

ولي در چشم خود آرام شکستن

براي هر لبي شعري سرودن

ولي لبهاي خود همواره بستن

چه دردي است در ميان جمع بودن

ولي درگوشه اي تنها نشستن

به رسم دوستي دستي فشردن

ولي با هر سخن قلبي شکستن

به نزد عاشقان چون سنگ خاموش

ولي در بطن خود غوغا نشستن

به غربت دوستان بر خاک سپردن

ولي در دل اميد به خانه بستن

به من هر دم نواي دل زند بانگ

چه خوش باشد از اين غمخانه رستن
صفحه ها: 1 2 3 4
لینک مرجع