تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: سوال 2
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه ها: 1 2
2.پنج مثال زنده در مورد عجز در مقابل مواد مخدر بزنید.؟

ما به خاطر عدم صداقت و نداشتن تمایل وروشن بینی هیچگاه حاظر نبودیم دردوناملایمتی گذشته را بیاد بیاوریم. عجزهای ما ،دردها وآشفتگیها یی است که درزمان گذشته بد لیل نداشتن صداقت و روشن بینی متحمل شدیم وکلید رهایی از وسوسه ها می باشد ما با اقرار به عجزهایمان اصل روحانی تسلیم را به تمرین می گذاریم وبا بینشی تازه کمی به اعمال ورفتار گذشته خود نگاه می کنیم .پذیرش وروشن بینی با اقراری صادقانه صورت میگیرد پس سعی می کنیم به عجز خود در مقابل مواد مخدر اقرار و تمامی آنها را مکتوب کنیم تا همیشه ملکه ذهنمان باشد.پذیرش وروشن بینی با اقراری صادقانه صورت می گیرد
gjhgjhj
نداشتن کنترل بر روی رفتارهایم و از دست دادن اعتبار و شخصیتم
به خاطر مصرف مواد مخدر همسر و پسرم را نمیدیدم و بر خلاف انچه که دوست داشتم باشم با آنها رفتار میکردم وقتی خمار بودم فحش و ناسزا میگفتم
به میهمانی نمیتوانستم بروم و همسرم همیشه تنها بود و و اگر هم میرفتم مدام در دستشویی مشغول مصرف بودم و باعث سرافکندگی او و خانواده ام میشدم هیچ چیز و هیچ کسی برای من اهمیت نداشت فقط مواد بود و مواد
یکبار ساعت 1/30 نصف شب برای رفع خماری به بهانه اشغال بردن به سر کوچه با پسر کوچکم رفتم ولی برای مصرف خانه همبازیم رفتم و پسرم را ان وقت شب توی کوچه پشت درب خانه رها کرده بودم. من اصلا نمی خواستم این گونه رفتار کنم و پسرم را خیلی دوست داشتم ولی مواد مخدر به من دستور می داد امروز وقتی به کارهای گذشته ام فکر میکنم احساس خجالت میکنم ولی من مسئول بیماریم نبودم ولی مسئول بهبودیم هستم
به خاطر تهیه مواد از نزدیکترین و دوست داشتنی ترین اطرافیانم دزدی کردم
پول پوشک بچه ام را برای تهیه مواد دادم و پسرم به خاطر نخریدن پوشاک و پودر بچه تا یک هفته پاهایش سوخت
آیا من واقعا دوست داشتم که زجر کشیدن پسر نازنینم را ببینم و در خماری بچه 2 ساله را کتک بزنم ؟
به خدا این من نبودم که ان رفتارها را انجام میداد... مواد مخدر با من این کار را کرده بود
با سلام به دوستان پاک
سئوال دو :پنج مثال زنده از عجزاتونو در مقابل مواد بگید؟

توضیح:
اول باید منظور سئوال رو خوب بفهمیم.

اولا:باید بدونیم مثال زنده از عجزهامون یعنی چی؟عجز زنده و مرده داره مگه؟
دوما:هدف و منظور از طرح این سئوال چیه و به چه دردی میخوره؟
سوما:عجز به چی میگن که من 5 مثال بزنم؟

یادآوری:
بیماری اعتیاد کاملا درونی هستش و به عوامل بیرونی مرتبط نیست پس جوابهای قدم یک باید درونی باشه نه عوامل بیرونی-چون محیط بیرون من همیشه ناپاک و ناامن هست و ما به هیچ عنوان نمیتونیم محیط پیرامون خودمون رو اصلاح کنیم ولی میتونیم افکار خودمو درست کنیم و اون موقع هست که من میتونم در بدترین شرایط محیطی هم پاک بمونم.

جواب 3 تا سئوال بالا:
اولا:منظور از عجز زنده یعنی عجزهای شخصی خودتون که کاملا قابل لمس و درک باشه ، نه مثال عجزهایی که از دیگران شنیده اید.

دوما :اصلا که چی بشه من هی برم خاطرات گذشته قدیمی رو پیدا کنم ،یادآوری شون کنم،بعد بنویسم شون،بعد حالم بد بشه از کارهایی که قبلا کردم و احساس گناه یا شرم داشته باشم.واقعا این کار عقلانیه که هی برم گذشته تلخ و خراب خودمو یادآوری کنم؟؟پس منظور این سئوال چیه؟چه چیزی رو میخواد از گذشته به من بفهمونه؟؟


سوما:متاسفانه تا اسم عجز میاد همه اینجوری جواب میدن که:عجز یعنی از دست دادن قیافه-از دست دادن اعتبار،ابرو،پول،زن و بچه،دندون،یا دزدی کردن،فروختن طلای دخترم،زندان،کتک خوردن،تحقیر شدن، مریضی،آشفتگی،و.... هزاران مثال دیگه. [/size]اینها اصلا عجز یک معتاد نیست و همه ما از این کارها زیاد کردیم که یادآوری این کارها اصلا نمیتونه دلیل کافی برای ادامه روند پاکی من باشه.(در زیر توضیح میدم):
تمام مثالهای عجزی که در بالا ذکر شده بر میگرده به آثار و عواقب و نتیجه مصرف هر نوع مواده .یعنی اینکه :مگه موادی هم پیدا میشه که آثار مخرب نداشته باشه؟خماری نداشته باشه،بی اعتباری نداشته باشه،تحقیر شدن نداشته باشه،مریضی و طلاق و ... نداشته باشه؟اگه سراغ دارید لطفا معرفی کنید.
پس به طور حتم سوء مصرف در تمامی موادهای مخدر نتیجه و آثار مخرب و زیان باری داره (بستگی به مقدار مصرف و نوع مواد دیر یا زود ما با تمامی آثار و عواقب بالا روبرو میشیم).
وقتی برای اولین بار در زندگیمون اقدام به مصرف کردیم همه ما از اعتیاد و عاقبت معتاد شدن خبر داشتیم و در اطرافیانمون ادم معتاد دیده بودیم و کسی نمیتونه بگه من اصلا یه آدم معتاد ندیده بودم یا بگه من نمیدونستم عاقبت عملی شدن چی بود. با اینکه اینارو میدونستیم شروع کردیم به مصرف تفریحی، اولش همه چیز خوب بود و حال میداد و میگفتیم که من حواسم خیلی جمعه و زیاده روی نمیکنم تا عملی بشم و به آخر خط برسم ،میگفتیم: اونایی که معتاد شدن خیلی زیاده روی کردن تو کشیدن مواد. ولی همه ما بعد از چند مدت دیدیم که ای بابا ما هم معتاد شدیم و اجبار به مصرف پیدا کردیم ولی خودمونو گول میزدیم که نه بابا من هر موقع که بخوام میتونم مصرف نکنم اما یواش یواش و با گذر زمان و مصرف بیشتر مواد به سمت بی اعتباری،تابلو شدن،بیکارشدن،طلاق ،بازداشت،و.... رفتیم و همه چیز تباه شد و از بین رفت.ولی حالا بعد از یک مدت پاکی میبینیم که دوباره و به آهستگی شرایط داره بهتر میشه و همه چیزهای از دست رفته دوباره برمیگرده.خدا رو شکر.
نکته مهم اینه که تنها چیزی که مابین شرایط خوب و شرایط بد قرارمیگیره فقط مصرف کردن یا مصرف نکردن مواده،اگر مواد مصرف نکنیم همه چیز خوبه و اگه مصرف رو شروع کنیم همه چیز دوباره بد میشه و سیاه.

نتیجه مصرف مواد = بدبختی-دزدی-بی اعتباری-بی شخصیتی-طلاق-لاغری-کتک خوردن-انزوا-بیکاری و ...
نتیجه مصرف نکردن مواد = خوشبختی-دزدی نکردن-با اعتبارشدن-با شخصیتی-ازدواج-چاق شدن-کتک نخوردن-اجتماعی بودن-شغل بهتر و...

پس تمامی مثالهای عجزهایی که در بالا ذکر شده است نتیجه مخرب مصرف مواد هستش و یه چیز کاملا و کاملا طبیعی هست و برای همه و همه مصرف کننده ها اتفاق میافته فقط دیر یا زود.در ضمن این مثالهای بالایی از عجز کاملا بیرونی هستش و عاقبت مصرف مواد رو میگه در صورتی که بیماری ما درونی و روانی هستش پس باید جواب تمام سئوالات قدم یک درونی باشه.

انجمن معتادان و اصول و این سئوال نمیخواد و منظورش این نیست که با یاداوری کارهای زشت گذشته و اقرار اونا به دیگران منو ضایع کنه یا تحقیرم کنه یا غرور منو بشکنه. بلکه تنها پیامی و نتیجه ای که امروز تو زمان پاکی از این سئوال و جواب بدست میاد اینه که بدونیم که اگه خدای نکرده دوباره لغزش کنیم دوباره افکار معتاد وار خراب و منفی ما شروع به کار میکنه و همون کارهای بد و زشت گذشته رو دوباره انجام خواهیم داد و از دفعه قبل بدتر میشیم و به آخر خط واقعی نزدیکتر و از شخصیت اصلی خودمون دور تر خواهیم شد و چیزی رو که اصلا تصورش رو نمی کردیم باید دوباره برای رفع خماریمون انجام بدیم.
پس از توضیحات بالا
جواب نهایی سئوال دو قدم یک :
عجز چیزهایی است که از طرز فکر معتاد وار ما شروع میشه و با علم به اینکه این کارها از نظر خودم کاملا غلط و غیر منطقی بود ولی باز به دفعات اونها رو تکرار میکردم تا بتونم مواد تهیه کنم و مصرف افکاری مثل دروغ های پی در پی به دیگران -تهیه مواد در هر شرایطی و از هر طریق ممکن-فکر دزدی کردن از هرجا و هرکس-بد قولی کردن با خودم برای انجام کارهای شخصی و خانوادگی-انجام کارهای غیر عادی-فکر فروختن طلا و اشیاء قیمتی-فکر اینکه هنوز معتاد نشدم-فکری که پس از تحقیر شدن یا کتک خوردن یا بازداشت شدن دوباره منو مجبور میکرد همه اون کارهای منفی رو انجام بدم.
چند مثال:
1-دزدی کردن: من میدونستم دزدی کردن کارخیلی بدیه که از نظر خودم و همچنین از لحاظ دینی و اخلاقی کار خیلی بدی بوده و هستم. و اصلا فکر نمیکردم یه روز کارم به جایی برسه که از روی اجبار به مصرف و رفع خماری دست به دزدی بزنم ،و همیشه به اونایی که دزدی میکردن تا مصرف کنن فحش میدادم و میگفتم اگه نمیتونید یا پول ندارید خوب مواد مصرف نکنید، ولی با گذشت زمان و یعد از اجبار به مصرف دیدم که از هر کس ونا کس دزدی میکنم تا مصرف کنم، از زن و پدر و مادر و دوست و دشمن و ...... عجز من این بود که علارغم میل خودم باید این کار رو میکردم تا بتونم مصرف کنم.یعنی اون فکری که منو وادار میکرد تا دزدی کنم.
2-تهیه مواد در هر شرایط : همه ما برای تهیه مواد دست به هر کاری میزدیم تا اونو تهیه کنیم،بارون ،برف، تگرگ،آفتاب سوزان،شب،روز،نصفه شب ، صبح زود و... فرقی برامون نداشت اصلا انگار مفهوم زمان ومکان رو یادمون رفته بود و هیچ درکی از زمان و شرایط آب و هوا نداشتیم.عجز من اینه که یه روز تو زمستون سرد،بارش شدید برف،خیابون لغزنده و لیز مجبور شدم برای تهیه مواد توی اون غروب تاریک و بار ش شدید برف و هوای سرد که خودم میدونستم واقعا خطرناکه ،باید برم بیرون از خونه .(خودم میدونستم کارم اصلا عقلانی و منطقی نیست ) پس سعی کردم طاقت بیارم تا برف بند بیاد ،اما نتونستم طاقت بیارم تا حداقل برف تموم شه و سوار موتورشدم و بدون کلاه و کاپشن گرم راه افتادم تو این کوچه و خیابونها تا مواد مصرفیمو تهیه کنم،بعد از دو ساعت وقتی برگشتم داشتم از سرما و خیس شدن لباسام میمردم،جالبه که وقتی اومدم خونه نرفتم پیش بخاری تا گرم بشم فقط عجله داشتم تا مصرف کنم و بعد از نیم ساعت که نشئه شدم فهمیدم که سرمای خیلی بدی تو وجودم رفته و سرمای بد خورده بودم .واقعا در مقابل این فکر ها عاجز بودیم و موقع خماری تمام تعهد ها ،باورها و عقایدمون و زیر پا میگذاشتیم تا فقط و فقط مواد تهیه کرده و مصرف کنیم.

پس عجز واقعی یعنی:عدم کنترل افکار مخربی که منو مجبور میکرد علارغم میل باطنی ام کارهای ناهنجار و زشت رو انجام بدم و با سرعت هرچه بیشتر به سمت نابودی خودم حرکت کنم.

خدایا من سعی میکنم پاک باشم پس حمایتم کن تا موفق بشم.
محمد53 31/01/1390
پنج مثال زنده:من براي بدست آوردن مواد مصرفيم از هيچ كاري ترس نداشتم 1-براحتي دزدي ميكردم 2-در ساعت كاريم از كار جيم ميشدم3-در فكر كلاهبرداريهاي كلان بودم اما هيچوقت موفق نشدم(شكرخداوگرنه دهنم...)4-به خدا وهيچ ديني پايبند نبودم 5-از بي آبرويي و از بي اعتباري ترس نداشتم.
بازم سلام
عجزهای من سرمایه پاکی من هستند
من در زمان مصرف از کمترین حق که حق نصیحت فرزندانم بود محروم بودم
یعنی نصایح من به فرزندانم مورد اهمیت واقع نمیشد چرا ؟زیرا من اگه درست میگفتم حال و روزم بهتر از ان موقع بود و برای همین صحبتهایم با خانواده ام مثمر الثمر نبود
دومین عجزم ترک تحصیلم است
من به علت مصرف مواد از مدرسه رانده شدم
اواخر مصرف چهره من نشانگر عجز مطلقی است که امروز با گذشت چهارسال هنوز اثارش باقی مانده و نمیدانم تا کجا با من هستند این اثار تخریب.....
1-كنترل نكردن مواد مصرفي چون نميتونستم كنترل كنم
2-كنترل نداشتن بر روي زندگي
3-باورهاي غلط
4-بلند پروازي
5-دروغگويي كلاهبرداري و...........................

فردین فراری

من از حالم که نزدیک 4 سال پاکم وعجز موارا و تخریبهای امروزم است را میگم
1-اجبار به بودن جایی که دوست ندارم باشم یعنی:
هنوزم برای رسیدن به اهدافم علی رغم میل باطنیم کاری را انجام میدهم که دوست ندارم
2-دیگر نمیتوانم از کسانی که روزی حمایتی میکردن کمکی بخاهم یعنی:
برای رسیدن به یک سری ارمانها نیاز به کمک دارم که یا روم نمیشه کمک بگیرم یا روم را زمین میزنن
3-داشتن یک سری بیماری و ناخوشی که جلوی پیشترفتم را میگیرد
اگر بخاهم بنویسم 1000 مثال میشه زد که حتی با مصرف نکردن هم هنوز با انها درگیرم چه برسد دباره مصرف کنم
با سپاس از خداوند که به من این اجازه را دادکه بتوانم با وجود مشکلات فراوان به جمع شما بپیوندم
1 عزیز ترین کسم روی تخت بیمارستان بود من نمی توانستم به دیدار او بروم حتی بعد از گذشت 4سال اندی هنوز نمی توانم به روی او نگاه کنم
2فروختن زاپاس ماشینم به خاطر مصرف مواد و دردسر های زیاد بعدی بعد از پنچری در بیابانهای شهریار
3دزدی کردن از شرکت
و.........................
دزدی-ترور شخصیتی-خشم
صفحه ها: 1 2
لینک مرجع