تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: سوال 4
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه ها: 1 2
درمورد وسوسه فکری پس از ترک که منجربه شروع مجد دشده است

پنج مثال زنده بیاورید

وسوسه کلید افکاریست که ما را به مصرف مواد مخدر تشویق می کند .هنگام وسوسه درد و... را فراموش می کنیم وسوسه به دوقسمت تقسیم می شود وسوسه سطحی ،وسوسه عمقی وسوسه سطحی ما را از احساس توانایی که خود به تنهایی می توانیم پاک بمانیم .وسوسه عمقی سلسله افکاریست که از قسمت انکاربیماری ما سر چشمه می گیرد ومانند پرده ای بر تمام عجز ها دردها و.........روحی روانی ما سر پوش می گذارد وما را بطرف مصرف حرکت می دهد راهنما نگرفتن مشارکت نکردن حضورنامرتب در جلسات انکار کردن بیماری وغیره...... همه از وسوسه سرچشمه میگیرد .وسوسه را باید پیشگیری کرد ودر غیرا ین صورت خطر آفرینمی شودBig Grin
نداشتن آگاهی در مورد بیماری اعتیاد
یار بازی - زمین بازی - توپ بازی
رفت وامد با همبازیهایم
جایگزین کردن قرص و الکل
احساس تفاوت که من میتوانم کنترلی و یک روز در هفته مصرف کنم
لجبازی با خودم و با خانواده و بالا رفتن توقعاتم
اين دفعه با دفعات قبلي فرق ميكنه و با كنترل كردن افراد وفراموش كردن اينكه مواد چه بلايي سرمان آورد با مصرف كننده رفت آمد كردن وسوسه را به يك عروس تشبيه ميكنند كه هر لحظه با يك آرايش ظاهر ميشه ما بايد هميشه عجزهايمان را سرمايه مان بدانيم
همانطور که میدانیم وسوسه یک طریقه از فکر کردن من است به عنوان یک معتاد .......
این طریقه فکر کردن من همیشه مرا به بن بست میبرد و بعد اجبار است که مرا به مصرف کردن مواد یا اخلاق ناشایست وادار میکند
امروز برای من هر فکری که میخواهذ مرا با زمان مصرف وفق دهد وسوسه است
اینچنین افکاری در بدو امدن به انجمن برای من این بود که چرا من نباید مواد مصرف کنم
یا اینکه اگر زرنگ باشم میتوانم از پس بیماریم بربیایم اما الان بعد از مذتی در انجمن وسوسه فکری من به اینصورت می اید که همانطور که یدون مواد میشود زندگی کرد لابد راهی هم هست که با مواد زندگی کرد .و فورا هر بلایی که مواد به سر من اورده بود یادم میرود
امروز من به این باور رسیده ام که هر فکری که به سرم بزند لا اقل میتوانم از یک اصل روحانی بنام تامل استفاده کنم و کمی صبر کنم تا بلکه اراده خداوند برای من نمایان شود
بخوبی میدانم که اراده خداوند برای من مصرف نکردن است نه مصرف کردن.......
مثال زنده یعنی اتفاقی که برای من رخ افتاده است
یادم میاد یکبار که قطع مصرف بودم این فکر که اگر تایکساعت اینده مصرف نکنم حتما میمیرم وبه این فکر اینقدر بها دادم ساعتی بعد درحال مصرف بودم.
یکبار دیگه چند روزی بود قطع مصرف کرده بودم این فکر که من حتما سکته میکنم اومد سراغم وبرای اینکه این دروغ باورم بشه رفتم دکتر وپس از معاینه وگرفتن نوار قلب و......................وقتی متوجه شدم سالمم با این فکر که دکترها هم نمی.....ند ساعتی بعد در حال مصرف بودم
این 2مثال درمورد وسوسه فکری من بود
وسوسه فکری چیست؟ فکریست که مرا به سمت سه فاکتور یار بازی توپ بازی وزمین بازی سوق دهد مثل احساس تفاوت احساس غرور روابط جنسی نا سالم احساس یاس و نا امیدی
غرور: یکی از تجربیات لغزش من این بود که احساس تفاوت با دیگران سراغ من آمد وباعث شد به این فکر بیفتم با شناختی که از بیماریم پیدا کردم توانایی کنترل بیماریم را پیدا کردم و میتوانم کنترل شده مصر ف کنم اما باز هم به لاین اجبار باز گشتم
شهوت: افکار معتاد گونه من میگوید دیدن یک فیلم س ک س ی یا ارتباط غیر ج ن س ی با جنس مخالف برای من ایجاد مشکل نمیکند
اما این آدرس غلطی است که ذهن خراب من به من میدهد این افکار در من با عث برقراری رابطه نا متعارف ج ن س ی و خود ار ضایی
شد و با اولین تجربه نا موفق (مثلا زود انزالی) اولین فکری که به سراغم می آ ید مصرف مواد مخدر برای حل آن است ..... تا بعد
انتقام گرفتن
جبران اشتباهات گذشته
عذاب وجدان و احساس گناه داشتن
فکرهای اشتباه و رنجشهای من
فرار از واقعیت
* معمولا بعد از قطع مصرفم برای اینکه خودم را به دوستان مصرفم نشان بدهم و بگم که من قطع مصرف کردم ....
* من یک بار بعد از قطع مصرف وقتی حالت نشگی در دوستانم را دیدم لغزش کردم
* من یک بار بخاطر اینکه عصبانی شدم ...
* یکبار بخاطر اینه یکی از افراد خانواد هام فوت کرد
* یکبار بخاطر اینکه در عروسی شرکت کردم
* یکبار بخاطر اینکه در مراسم ترحیم یکی از دوستانم شرکت کردم
* یکبار بخاطر اینکه نزدیکی و دیر ارضاء شدن
* یکبار بخاطر اینکه فقط می خواستم فقط فقط یکبار مصرف کنم
پس من با همه اینها مشکل دارم باید تا زمانی که رشد نکردم و از دانش انجمن بهره نگرفتم در این شرایط قرار نگیرم
پس من امروز با زمین بازی ، یار بازی ، توپ بازی همه عوض
ما امروز باید بگوییم که برای تخریب همدیگر به اینجا نیامدیم بلکه برای سازندگی یکدیگر به همدیگر کمک میکنیم .

فردین فراری

غرور
خودخودخواهی
داشتن انتظار از دیگران
من همیشه بعد از ترک همه چیز را
خوبشو زود و سریع میخواستم و اگر بهش نمیرسیدم باز وسوسه فکری به سراغم میامد
فکر لذت و فقط یک بار مصرف دلیل بزرگی برای امدن وسوسه برای من بود
اواخر تابستان هنگام شرجی های طاقت فرسای خوزستان بود بایکی از دوستان که مصرف می کردم در حال مصرف تصمیم عجیب و جالبی گرفتیم و آن تصمیم ترک مواد آن هم به شیوه ی مسافرت کردن ( هم مواد رو ترک می کردیم و هم از گرمای خوزستان در امان بودیم خوب بود نه) 15 روز از کار مرخصی گرفتیم یه نقشه ی ایرن هم خریدیم از اهواز به سمت شیراز و بعد کرمان و مشهدflowerدر این 3 شهر 4روز بودیم تنها هم صحبتم یار بازیم بودflower ولی نه مصرف کردیم نه وسوسه مصرف شدیم چون نیروی که با عث شده بود که این تصمیم رو بگیریم هنوز در ما قوی بود تصمیم بران شد که بریم شمال سوار اتو بوس شدیم شاگرد اتوبوس در حق ما لطف بزرگی کرد و از روی قیافه هایمان راهنماییمان کرد و گفت مشهد جنس ارزانتر است بگیری وگر نه پشیمان می شوید ولی با قاطعیت هرچه تمام گفتیم نه ما برا ترک آمدیم نه برای مصرف خلاصهflower در راه شروع به صحبت لذت مواد شدflower و بعد هنگامی که هوا تاریک بودبه سمت جنگل گلستان سرا زیر شدیم flower نم نم بارون بوی درختان خیس زمین نم دار و صدای قطرات بارون روی اتوبوسflower وسوس درونمان شکل گرفت ساعت 1 شب بندر انزلی با یک نیروی مخرب وسوسه پیاده شدیم صدای بارون روی سقف شیرونی مثل رگبار مسلسل درذهنم صدا می کرد مسافر خانه ای پیدا کردیم سپس دنبال مواد گشتیم به هر دری که زدم نشد که نشد flower من و دوستم شب تا صبح بدن درد داشتیم گاهی او مرا ماساژ می داد و گاهی من او را وصبح خیلی زود سراغ مواد را گرفتیم و با حرص و ولعی سیری نا پذیر مصرف کردیمflower
صفحه ها: 1 2
لینک مرجع