تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: سوال 5
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه ها: 1 2 3
مفهوم انحراف فکری معتادگونه چیست.؟

ما حاضرنبودم که زندگی را از زاویه های مختلف نگاه کنیم وهمیشه اشکال تراشی میکردیم چون قابلیت چیزهای خوب را از دست داده بودم وهمیشه به بیراهه فکر می کردیم.انحراف فکری همان کوتاه بینی ،منفی بینی،ونداشتن بینش بازاست که ما تا نوک دماغ خودرا بیشترنمیتوانستیم ببینیم مثل اینکه ما تمام اطرافمان را با یک لوله باریک نگاه کنیم امروز با آشنا شدن با این اصول وعملکرد بر روی آن ما دیدمان وسیع ترمیشودکه میتوانیم تا نوک انگشت پای خود را ببینیم
سلام
فکری که مرا از مسیر بهبودی دور کند. وامنیت مصرف را برای من مهیا کند.
مثال به یاد آوردن دوران طلایی یا یک با ردیگه مصرف کنم. در کل به یاد آوردن دوران خوش مواد.
تمام درد ها یادم میرفت فقط به لذت ها فکر میکردم.
مسیر کج و اشتباه فکری من است انجا که انتهای این فکر به سوی مواد و مصرف و ... میرود می شود انحراف فکری معتاد گونه
انحراف فکری از قضاوت کردن چه درست و چه نادرست بوجود می اید و فقط از من انرژی میگیرد و هیچ سودی برای من ندارد
مثال:در یک فیلم دیدم هنرپیشه به انباری رفت و با منقل آمد من سریعا گفتم میخواهد مواد مصرف کند در صورتیکه میخواست کباب درست کند
یک خانم با ظاهری متفاوت از یک ماشین پیاده شد و از راننده مقداری پول گرفت سریعا فکر من گفت که این خانم خراب است در صورتیکه شاید از عروسی میامد شاید همسرش برای خرید به او ان پول را داده و هزار چیز دیگر.این افکار برای من جز جنگ و حال خرابی چیزی به بار نمی اورد
من باید یاد بگیرم از روی ظاهر دیگران هیچ قضاوت و هیچ فکری نکنم


منظور سوال تفکر منفی معتاد است و خودمحوریش.من در زمان مصرفم فقط به راههای تهیه مواد فکر میکردم و لذت مصرف آن.هرگز به طور جدی به عواقب مصرفم فکر نمیکردم و اینکه دارم گور خودم را با دستهای خودم میکنم!.اگرکسی میفهمید مصرف کننده هستم یا مامورها میگرفتنم دفعه بعد جوری برنامه ریزی می کردم که برای مصرف کردن به مشکل دیگری برخورد نکنم.من هرگز ننشستم جدی فکر کنم که اگر مامورها دستگيرم كنند و به مدت طولانی حبس بروم ،چه بر سر زندگی ام می آید؟اگر همین طور ادامه بدهم از نظر جسمی چه بلایی سرم می آید؟ اگر در موقع مصرف اوردوز کنم چه؟ واقعیت این است که ما معتادها فکر میکنیم برای دنیا تخم دو زرده کرده ایم و با همه فرق داریم و این احساس تفاوت هم از شاخه های مهم بیماری اعتیاد است.حالا چرا این طور شده ایم ؟ برای اینکه در گذشته یک جاهایی از عواقب و مجازات قصر در رفته ایم و فکر میکنیم همیشه همین طور خواهد بود.اما آدم سالم و عادی اگر یک روز بعیدی مواد هم مصرف کند در اولین باری که دچار مشکل شود ، جان و مال و آبروی خود را برمی دارد و برای همیشه با مواد خداحافظی میکند.

من شخصا با چشم خود عاقبت اعتیاد به مواد مخدر را در فامیل دیده بودم ، كه در اثر اعتیاد در جوی خیابان جان داد اما آن موقع من فکر می کردم آنها بلد نبودند چطور مواد مصرف کنند اما من میتوانم!همین من میدانم و میتوانم داشت مرا هم پیش آنها میفرستاد و فقط معجزه برنامه مرا نجات داد.
سلام / رفتن به بیراهه پس ازانتخاب مصیراصلی.ایابااگاهی بوده؟اره.چرا؟چون دراخرین لحظه دلم خواست چون دمدمی مزاجم چون فکرم بدکارمیکند چون همیشه اینجوری بودم همیشه وقتی تصمیم به انجام کاری میگرفتم یک فکر مزاحم منومنحرف میکردومن این یکی راانجام میدادم بدون درنظرگرفتن عواقب چون این یکی ساده راحت ولذتبخش است وچه جالب باروحییه لذتجوی من دریک راستاست.
از نظر من انحراف فکری یعنی فکر من از مسیر اصلی خود خارج شده و راهی را میرود که موجب نارضایتی و سردر گمی میشود و به مقصد نمیرسد .
مثل . من در رابطه با فرزندم باید فکر من به سمت همایت و مهربانی و دادن عشق پدری به فرزندم باشد .
اما فکر من از مسیر اصلی منحرف می شود و در مسیر کنترول و مالکیت و من میداتم او نمی فهمد قرار میگیرد .
نتیجه .یک والد مستبد می شوم و باعث سریع شدن به انحرف کشیدن فرزندم می گردم .
همانطور كه از معني كلمه مشخصه يعني از راه مستقيم براه ديگري تمايل داشتن منحرف فكر كردن من به معتاد بودن من برميگرده از هر وسيله ايي براي مصرفم استفاده ميكردم از گازپينيك -ازميني بوسم-ازخانه -از لوله خودكارم-ازدفترياداشت بچه ام-من از هيچ چيزي استفاده درست نميكردم و فقط درراه رسيدن به لذت(ذلت) مواد
با سلام

همانطور که همه دوستان عزیز میدونن بزرگترین بخش بیماری اعتیاد جنبه روانی بیماری ماست-میگن بیماری اعتیاد 97% درونی یا روانی است و به جرات میتوان گفت که مهم ترین و اصلی ترین بحث در راه شناخت بیماری اعتیاد در قدم یک بحث طرز تفکر معتاد وار و انحراف فکری یک معتاد است(چه در زمان مصرف ،و چه در زمان پاکی ).
البته بیماری اعتیاد با این افکار مخرب میخواد ما رو همیشه بین مصرف کردن و ترک کردن نگه داره تا ما نتونیم به چیز دیگه ای تو زندگیمون فکر کنیم و با این کارش بیماری اعتیاد میخواد قدرتشو به ما نشون بده تا ما اعتماد بنفس مون و در مقابلش از دست بدیم و تا آخر عمر یا وسوسه داشته باشیم یا مصرف کننده باشیم.(یعنی در زمان مصرفمون همیشه دنبال یه راهی برای ترک بودیم و حالا که ترک کردیم و پاک شدیم و اوضاع بهتر شده همش فکر لذت مواد و یه راهی برای مصرف کنترلی مواد هستیم و همیشه وسوسه مصرف داریم.).

واقعا احمقانه نیست که وقتی عملی بودیم به همه چیز و همه کس (قرآن - امامان -نذر-دعا-گریه -دکترها- روانپزشکان- موسسه های ترک اعتیاد - قرص و الکل-مسافرت-ازدواج و ....)چنگ میزدیم و التماس خدا رو میکردیم تا یه راهی برای ترک کردن بهمون نشون بده، و حالا که ترک کردیم و پاک شدیم و از دام اون اعتیاد لعنتی رها شدیم ،همش فکر و وسوسه مصرف مواد داریم . واقعا که این افکار خیلی احمقانه هستن.

چرا که اگه ما این تفکرات مخرب رو نشناسیم به راحتی دوباره لغزش میکنیم و بر عکسش اگه طرز تفکر معتاد وار و شاخه های اونو بشناسیم میتونیم بزرگترین قدم رو به سمت بهبودیمون بر داریم.
بحث طرز تفکر معتاد وار و انحراف فکری بقدری مهم است که دکتر روانشناس بنام دکترآئورو بروسکی (که خودش NA هستش ) کتابی به نام طرز فکر معتاد وار رو نوشته تا ما بتونیم این طرز تفکرهای مخرب و بهتر بشناسیم.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
*این بحث انقدر مهم و بزرگ هستش که برای جواب دادن به این سئوال میشه حدود 100 صفحه نوشت.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
توضیحات :

متاسفانه تا از معتادان پرسیده میشه که انحراف فکری معتادوار چیست مثالهای غلط زیرو میگن که :

--من اگه دو نفر با هم صحبت میکردن فکر میکردم اونا حتما دارن در مورد مواد حرف میزنن
-- هر زنی رو که میدیدم میگفتم اون زنه حتما خرابه.
-اگه دو نفر تو ماشین نشسته اند من همش فکر میکنم دارن مواد مصرف میکنن.
-- هر چراغی که روشن بود میگفتم حتما چند نفر توی اون خونه نشستن و دارن مواد میکشن .
--یا مثلا من خودمحور بودم(خودمحوری ربطی به انحراف فکری نداره و فقط جزء جنبه سوم بیماری اعتیاد یعنی جنبه روحانی بیماری هستش).
--یا هر کسی که منقل یا پیک نیک دستش بود من فکر میکردم میخواد بره مصرف کنه.

** و هزاران مثال اشتباه دیگه مثل مثالهای بالا که هیچ ربطی به جواب این سئوال نداره و همشون از قضاوت کردن اشتباه من میاد ، که یه نقص هستش .
متاسفانه راهنماها این اطلاعات غلط و به رهجوهاشون انتقال میدن و باعث انحراف برنامه NA از مسیر اصلی و درستش میشن.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

*** مهم / یاداوری ***
بیماری ما درونی و روانی هستش که مهم ترین بحث اون طرز تفکر معتاد وار و انحراف فکری هستش ، طرز تفکر از فکر ما میاد و کاملا درونی هستش و هیچ ربطی به عوامل بیرونی مثل مثالهای بالایی نداره.
انحراف فکری : طرز فکری هستش که به سمت مصرف منحرف شده و هدفش فریب دادن فرد برای مصرف مجدد از راههای مختلف هست.
---------------------------------------------------------------------------------
شاخه هاانحراف فکری معتاد وار عبارتند از :

1- کج اندیشی یا distortion of thought
2-معتاد و هوشمندی در مصرف
3- خود فریبی برای رسیدن به مصرف
4-درک غلط و نامفهوم از زمان
5-جابجایی علت و معلول
6- خوانش پریشی
7-معادله خودفریبی= (انکار + توجیه + فرافکنی )
8-خودانگاره کج و معوج یا self image
9-قاعده همه یا هیچ
10-روان رنجوری و روان پریشی
11-زور رنجی
12-انتقادات بیمارگونه
13-فریفتن دیگران
14-شرمساری و گناه کاری
15-قادر مطلق و عاجز مطلق بودن
16-عدم پذیرفتن خطا
17-خشم و مراحل آن
18-تدبیر احساسات
19-طعم و رنگ واقعیت
20-از خاکستری به سرخ
21-معتادان و اعتماد کردن
------------------------------------------------------------------------------
هر کدوم از این 21 مورد دارای توضیحات مفصلی هستش که نمیشه همشون و توضیح داد .

این 21 مورد از زیر شاخه های انحراف فکری هستش که معتاد امکان داره از طریق هر کدوم از اونها فریب بخوره و دوباره لغزش کنه.

اگه کسی به توضیحات بیشتر نیاز داشت ایمیل بزنه.

محمد1353
Email : Mohamad.mbt53@yahoo.com
اينكه هر چيزي را اشتباه برداشت ميكردم از تمام وسايل دنيا فقط به يك چيز وبراي يه چيز نگاه ميكردم فقط مصرف مواد...از گاز پينك /بخاري برقي/قوطي كمپوت /الكل/ تيغ /و......... بنظر من به اين ميگن ديد تونلي يا لوله خودكاري
محمد 1353جان فکر نمیکنی اگه کو تاه تر جواب بدی قابل فهم تر باشه؟؟ برای هر کدوم از این سوالات میشه 1 کتاب نوشت اما این مهمه چند نفر اون کتاب رو میخونن ...ضمنا دوست عزیز شما انحراف فکری رو جایی وسوسه و جایه دیگری وسوسه فکری تشریح کردین انحراف فکری معتاد گونه با این دو معقوله ( وسوسه / وسوسه فکری ) متفاوته بهتره هنگام خدمت کردن از ماسک استفاده نکنیم دوست من...
بر خلاف واقعیتها قضاوت کردن و از یک زاویه بد و زشت به همه چیز نگاه کردن را انحراف فکری معتاد گونه میگوییم
فکری که مسیر سلا مت خود را طی نکند و مرا از مسیر بهبودی خارج کند نیز انحراف فکری معتاد گونه میباشد..... تا بعد
صفحه ها: 1 2 3
لینک مرجع