تالارهاي گفتمان انجمن بانیان جوان

نسخه کامل: گریه کن تا تمام شود
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12
نزار امشبم با یه بغض سر بشه

بزن زیر گریه چشات تر بشه

بزار چشماتو خیلی آروم رو هم

بزن زیر گریه سبک شی یه کم

یه امشب غرورو بزارش کنار

اگه ابری هستی ، با لذت ببار

هنوزم اگه عاشقش هستی که

نریز غصه هاتو تو قلبت دیگه

غرورت نزار دیگه خستت کنه

اگه نیست باید دل شکستت کنه

نمیتونی پنهون کنی داغونی

نمیتونی یادش نباشی

به این آسونی

هنوز عاشقیو دوسش داری تو

نشونش بده اشکای جاریتو

نمیتونی پنهون کنی داغونی

نمیتونی یادش نباشی

به این آسونی

...............

نزار امشبم با یه بغض سر بشه

بزن زیر گریه ، چشات تر بشه

بزار چشماتو خیلی آروم رو هم

بزن زیر گریه سبک شی یه کم

یه امشب غرورو بزارش کنار

اگه ابری هستی بالذت ببار

هنوزم اگه عاشقش هستی که

نریز غصه هاتو تو قلبت دیگه

غرورت نزار دیگه خستت کنه

اگه نیست باید دل شکستت کنه

نمیتونی پنهون کنی داغونی

نمیتونی یادش نباشی

به این آسونی

هنوز عاشقیو دوسش داری تو

نشونش بده اشکای جاریتو

نمیتونی پنهون کنی داغونی

نمیتونی یادش نباشی

به این آسونی
گريه كردم
اشك بر داغ دلم مرهم نزد
صدای چک چک اشکهایت را از پشت دیوار زمان می شنوم
و می شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب
برای ستاره ها ساز دلتنگی میزنی و من می شنوم
می شنوم هیاهوی زمانه را که تو را از پریدن و پر کشیدن باز می دارد
آه...
ای شکوه بی پایان ای طنین شور انگیز من می شنوم
به آسمان بگو که من می شکنم!
هر آنچه تو را شکسته و می شنوم هر آنچه در سکوت تو نهفته...
دلم ميخواد اما غرور بد جوري جلوي منو گرفته
گریه میكنم برا تو برای خودم برای تموم اونایی كه خواستن گریه كنن نتونستن. برا ی تمام اون چیزی كه خواستی ونبودم خواستم وبودی. امشب گریه میكنم به وسعت دریا به وسعت بیشه به وسعت دل عاشق.برای تو...برای تو....و به پاس احترام تمام تحقیرهایی كه از دیگران شنیدم وهنوز شكست نخوردم .
مادری فرزندش را از دست داده بود و در فـراق او سخت می گریست.

هـرکس نزد مـادر می آمد او را دلداری می داد و از او می خواست دست از زاری و گریه بردارد.

یکی می گفت که با گریه کودک به دنیا بر نمی گردد و آن دیگری می گفت که دل بستن به هر چیزی در این دنیا کار بیهوده ای است و انسان عاقل باید به هیچ چیز این دنیای فانی دل نبندد.

در این اثنا شیوانا از آن محل عبور می کرد و صدای ناله و ضجه زن را شنید. بالای سر زن ایستاد و با صدای بلند گفت: "گریه کن مادر من! او دیگر بر نمی گردد و دیگر نمی توانی صورت و حرکات او را شاهد و ناظر باشی. تا دیر نشده هرچه می توانی گریه کن که فردا وقتی از خواب برخیزی احساس می کنی که دیگر این احساس دلتنگی را نداری و چهل روز بعد دیگر کمتر به یاد دلبندت خواهی افتاد. پس امروز را تا می توانی گریه کن!"

نقل می کنند که زن از جا برخاست. مقابل شیوانا ایستاد و در حالی که سعی می کرد دیگر گریه نکند گفت: "راست می گویی استاد! الان اگر گریه کنم دیگر او را فراموش می کنم، پس دیگر برایش گریه نمی کنم تا همیشه بغض نترکیده ای در درون دلم باقی بماند و خاطره اش همیشه همراهم باشد."

زن این را گفت و سوگوار از شیوانا دور شد. شیوانا زیر لب گفت: "ای کاش زن همین جا گریه اش را می کرد و همه چیز را تمام می کرد. او بار این مصیبت را به فرداهای خودش منتقل کرد و دیگر نمی تواند آرام بگیرد."
ای آسمان زیبا امشب دلم گرفته


از های و هوی دنیا امشب دلم گرفته


یک سینه غرق مستی دارد هوای باران


از این خراب رسوا امشب دلم گرفته


امشب خیال دارم تا صبح گریه کردن


شرمنده ام خدایا امشب دلم گرفته


خون دل شکسته بر دیدگان تشنه


باید شود هویدا امشب دلم گرفته


ساقی عجب صفایی دارد پیاله ی تو


پر کن به جان مولا امشب دلم گرفته


گفتی خیال بس کن فرمایشت متین است


فردا به چشم، اما امشب دلم گرفته
انگشتانت را ... به من قرض بده برای شمردن لحظه های نبودنت ... کم آورده ام!..‬



به به چه تاپیک قشنگی باب دل من هستش،من هر شب این حس رو دارم.بهونه ای هست تا هر شب سر یزنم.
عشق اگر با تو بیاید به پرستاری من...شب هجران نکندقصد دل آزاری من

روزگاری که جنون رونق بازارم بود...تونبودی که بیایی به خریداری من
صفحه ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12
لینک مرجع